ابهام در اهداف پاکستان؛ نابودی «تیتیپی» یا تجهیزات باقیمانده امریکا؟

حملات هوایی اخیر پاکستان به برخی نقاط در افغانستان بار دیگر توجه ناظران منطقهای را به پیچیدگی معادلات امنیتی میان دو کشور جلب کرده است. بر اساس گزارشهای غیررسمی، یکی از اهداف این حملات نابودی تجهیزات نظامی بهجا مانده از ایالات متحده در افغانستان عنوان شده است. این تجهیزات که پس از خروج نیروهای امریکایی در پی خروج ایالات متحده امریکا از افغانستان در سال ۲۰۲۱ در افغانستان باقی ماند، شامل طیارهها، هلیکوپترها، موترهای زرهی، سلاحها و مهمات مختلف است. منابع امریکایی ارزش تقریبی این تجهیزات را حدود هفت میلیارد دالر برآورد کردهاند. اگر این فرضیه درست باشد، حملات پاکستان تنها یک اقدام نظامی محدود نیست، بلکه بخشی از رقابتهای امنیتی و محاسبات ژئوپولیتیکی در منطقه به شمار میرود.
از منظر امنیتی، نابودی تجهیزات باقیمانده از امریکا میتواند به نگرانیهای پاکستان درباره توازن قدرت در افغانستان مرتبط باشد. پس از تسلط طالبان بر افغانستان در سال ۲۰۲۱، حجم قابل توجهی از تجهیزات نظامی مدرن در اختیار نیروهای این گروه قرار گرفت. هرچند بسیاری از این تجهیزات به دلیل نبود زیرساخت فنی و قطعات یدکی عملاً غیرقابل استفاده شدهاند، اما همچنان از نظر نمادین و بالقوه دارای ارزش نظامی هستند. در چنین شرایطی، پاکستان ممکن است نگران باشد که بخشی از این تجهیزات در آینده در اختیار گروههای مسلح مخالف اسلامآباد قرار گیرد یا به تقویت توان نظامی افغانستان منجر شود.
از سوی دیگر، برخی تحلیلگران معتقدند که هدف قرار دادن پایگاههایی مانند میدان هوایی بگرام و همچنین قولاردوهای ارتش پیشین افغانستان میتواند نشاندهنده تلاش برای از بین بردن زیرساختهای نظامیای باشد که هنوز قابلیت احیا دارند. این پایگاهها در دوران حضور نیروهای نظامیان امریکایی در افغانستان نقش مهمی در عملیاتهای هوایی و لجستیکی داشتند و در صورت بازسازی میتوانند ظرفیت نظامی قابل توجهی ایجاد کنند. بنابراین، نابودی تجهیزات یا تاسیسات مرتبط با آنها میتواند در چارچوب سیاست پیشگیرانه امنیتی پاکستان تفسیر شود.
با این حال، نبود موضع رسمی از سوی دولت پاکستان باعث شده است که این تحلیلها در حد گمانه باقی بماند. در مقابل، برخی منابع نزدیک به حکومت طالبان و نیز اظهارات چهرههایی مانند محمد یعقوب مجاهد در مصاحبه با رسانهها، این احتمال را مطرح کردهاند که حملات اخیر دقیقاً با هدف نابودی تجهیزات امریکایی انجام شده است. اگر این ادعاها صحت داشته باشد، میتوان آن را نشانهای از بیاعتمادی عمیق میان کابل و اسلامآباد دانست؛ بیاعتمادیای که در سالهای اخیر به دلیل مسائل مرزی، مسئله «تی تی پی» و اختلافات سیاسی تشدید شده است.
مقامهای پاکستانی همواره تأکید کردهاند که هدف اصلی این عملیاتها نابودی پایگاهها و مخفیگاههای تحریک طالبان پاکستان است؛ گروهی که در سالهای اخیر حملات متعددی را علیه نیروهای امنیتی پاکستان انجام داده و به یک تهدید جدی برای امنیت داخلی این کشور تبدیل شده است. با این حال، گزارشها و شواهد میدانی نشان میدهد که در برخی موارد مراکز و تأسیسات نظامی وابسته به نیروهای امارت اسلامی نیز هدف حملات قرار گرفتهاند.
همین مسئله یک ابهام اساسی ایجاد میکند که اگر هدف واقعی این حملات صرفاً مقابله با تحریک طالبان پاکستان است، چرا پایگاههای نظامی اردوی حکومت طالبان مورد حمله قرار میگیرد؟ موضوع تجهیزات نظامی باقیمانده از امریکا در افغانستان پس از خروج نیروهای این کشور در سال ۲۰۲۱برای امریکا حایزاهمیت است، بخشی از این تجهیزات پیشرفته، از جمله طیارهها، هلیکوپترها و موترهای زرهی، در پایگاههایی نگهداری میشوند که اکنون تحت کنترول طالبان قرار دارند. ممکن است پاکستان نگران آن باشد که این تجهیزات در آینده به تقویت توان نظامی گروههای مسلح مخالف اسلامآباد منجر شود یا حتی به دست تحریک طالبان پاکستان برسد. در چنین چارچوبی، هدف قرار دادن برخی پایگاههای نظامی میتواند تلاشی برای از بین بردن یا کاهش این ظرفیتهای نظامی تلقی شود. بنابراین، حملات اخیر را نمیتوان صرفاً یک عملیات ضدتروریستی دانست، بلکه ممکن است بخشی از یک محاسبه امنیتی گستردهتر در قبال تحولات نظامی افغانستان باشد.
در سطح منطقهای نیز چنین اقداماتی میتواند پیامدهای مهمی داشته باشد. افغانستان پس از خروج نیروهای امریکایی وارد مرحلهای از بازتعریف موازنههای امنیتی شده است و کشورهای همسایه هر کدام تلاش میکنند نفوذ و امنیت خود را در این فضای جدید تثبیت کنند. اگر پاکستان واقعاً در پی نابودی تجهیزات باقیمانده از امریکا باشد، این اقدام نشان میدهد که اسلامآباد نسبت به آینده توان نظامی افغانستان و پیامدهای آن برای امنیت خود حساسیت زیادی دارد. حملات هوایی اخیر را میتوان در چارچوب رقابتهای امنیتی، نگرانیهای مرزی و تلاش برای کنترول توازن قدرت در افغانستان تحلیل کرد؛ لذا مجموعه شواهد و اظهارات غیررسمی نشان میدهد که مسئله تجهیزات باقیمانده از امریکا یکی از محورهای مهم این تحولات امنیتی است.
چنانچه یاد آور شدیم که میلیاردها دالر تجهیزات از جمله طیارهها، هلیکوپترها و موترهای زرهی در پایگاههای پیشین نظامیان امریکایی باقی مانده است که اکنون تحت کنترول طالبان هستند. از زمانی که دونالد ترامپ بر اریکه قدرت تکیه زده است بارها از این تجهیزات یاد کرده و خواهان بازپس گیری آن شده است، اما وقتیکه عدم توانایی اش در این زمینه برجسته شد و امکان بازپس گیری برایش موکول نگردید، اکنون از طریق پاکستان می خواهد که آن را نابود کند. سفرهای اخیر عاصم منیر و شهباز شریف به ایالات متحده و رضایت آشکار ترامپ از این رهبران پاکستانی در همین چارچوب تحلیل میشود. در نتیجه، حملات اخیر را میتوان بخشی از یک محاسبه ژئوپلیتیکی گستردهتر و نه صرفاً یک عملیات ضدتروریستی ساده دانست.
حملات اخیر پاکستان به پایگاههای نظامی افغانستان همزمان با تلاشهای امریکا برای نابودی تجهیزات نظامی ایران، نشاندهنده یک محاسبه استراتژیک گسترده در منطقه است. امریکا پس از ناکامی در بازپسگیری تجهیزات باقیمانده خود در افغانستان، تمرکز خود را بر کاهش ظرفیتهای نظامی ایران و محدود کردن نفوذ آن گذاشته است. همزمانی این تحولات میتواند نشانه هماهنگی غیرمستقیم میان واشنگتن و اسلامآباد باشد تا با استفاده از پاکستان، هم تجهیزات باقیمانده امریکا در افغانستان نابود شود و هم ظرفیتهای نظامی ایران در منطقه تحت فشار قرار گیرد.

