اقتدار در میدان و سرابِ مذاکره؛ چرا سیاستهای ترامپ جهان را به بنبست کشانده است؟

در حالی که منطقه پس از تجاوز امریکا و رژیم اسرائیل بر ایران در حساسترین پیچ تاریخی خود قرار دارد، ایران با ترکیبی از دقت نظامی و آرامش راهبردی، معادلاتی را رقم زده که این ابرقدرت پوشالی را در بهت فرو برده است. واقعیتِ توانایی ایران، نه در بیانیههای سیاسی، بلکه در غرشِ تکنولوژیهای تسلیحاتی نهفته است که ایران هنوز بخش بزرگی از آنها را برای روز های سخت در انبارها نگاه داشته است.
۱. لایههای پنهان قدرت؛
استفاده از شصت درصد توانِ تسلیحاتی طی این ۲۸ روز جنگ، عملیاتهای دفاعی و موشکی ایران را در انظار جهانیان به یک اعجوبه تبدیل کرد در حالیکه این عملیات تنها برشی کوچک از یک زرادخانه عظیم و هوشمند بود. برآوردهای استراتژیک نشان میدهد که ایران آگاهانه بیش از ۶۰ درصد از ظرفیتهای عملیاتی خود را هنوز وارد میدان نکرده است. این ظرفیتهای ناشناخته، که عمدتاً بر پایه موشکهای پیشرفته و پهپادهای نسل جدید بنا شده، در وضعیت آمادهباش کامل قرار دارند.
نکتهای دیگری که تحسین ناظران جهانی را برانگیخته، سطح بالای اعتمادبهنفس و تسلط نظامیان ایران است. آنها در اوج بحران، چنان آرامش و وقاری به نمایش گذاشتهاند که نشان از اشراف کامل بر نقاط ضعف دشمن و اطمینان به قدرت بازدارندگی خود دارد. این اقتدار میدانی، در کنار هماهنگی دقیق با دستگاه دیپلماسی، باعث شده است که هر حرکت نظامی، مستقیماً به یک دستاورد راهبردی تبدیل شود و دوران خودتحقیری سایر کشورهای منطقه در برابر غرب، جای خود را به عقلانیت مقتدرانه دهد.
۲. ملت؛ ستون فقراتِ استقلال و مشروعیت
آنچه به نظامیان قدرتِ ایستادگی در برابر تهدیدات را میدهد، مردمی هستند که با وجود تمامی سختیها و فشارهای بینالمللی، میدان را خالی نکردند. مردم ایران با قبول هزینههای ایستادگی، بزرگترین منبع مشروعیت نظام و مهمترین پشتوانه روحی_روانی سربازان وطن شان شدند. این پایداری ملی، تمام محاسبات دشمن برای فروپاشی از درون را به شکست کشانده و ثابت کرده است که استقلال و غرور ملی، خط قرمز غیرقابل معامله ایرانیان است.
۳. ترامپ؛ از تهدید شتابزده تا نیرنگ مذاکره
دونالد ترامپ پس از شکست در استراتژی تهدید و لفاظیهای تند، اکنون دوباره سخن از «مذاکره» به میان آورده است. اما حقیقت این است که سیاستهای بچهگانه و بیثبات او، اعتبار سیاسی ایالات متحده را در سطح بینالمللی نابود کرده است. ترامپ با رفتارهای غیرقابل پیشبینی، امریکا را سبکسر معرفی کرده و جهان را به سمت بحران و بیاعتمادی سوق داده است. ادعای مذاکره از سوی او، نه از سر حسن نیت، بلکه یک تاکتیک فریب و احتمالاً دامی برای خرید زمان یا شناسایی اهداف جهت ضربه زدن به چهرههای برجسته مقاومت است. او که بارها پیمانشکنی خود را ثابت کرده، اکنون به دنبال راهی است تا بدون پرداخت هزینه، قدرت بازدارندگی ایران را مهار کند. این نفاق سیاسی، عامل اصلی ناامنی در سطح جهانی است.
۴. امانتی بر دوش تاریخ
تحرکات دیپلماتیک اخیر نشان از جدی بودن شرایط و تنگ شدن عرصه براي ترامپ دارد، اما این جدیت نباید ماهیت نیرنگآلود کاخ سفید را بپوشاند. ثمره خون ایرانیان، جانفشانی نظامیان در میدان و استقامت بینظیر مردم، اکنون واقعیتی است که جهان باید آن را بپذیرد. ایران ثابت کرده است که دوران قلدری به پایان رسیده و هرگونه تعامل باید بر پایه احترام به خود ارادیت و استقلال این مرز و بوم باشد.
ایران با تکیه بر ۶۰ درصد ظرفیت نظامی دستنخورده و ملتی که تسلیم را نمیشناسد، آماده است تا به هرگونه نیت شوم ترامپ پاسخی قاطع بدهد. جهان باید بداند که مسئول هرگونه تنش و عقبماندگی در منطقه، شخص مجنونی است که دیپلماسی را با قمار و فریب اشتباه گرفته است.
یادداشت اختصاصی

