اقدامات تروریستی در ایران و همنوایی مردم افغانستان با دولت و ملت ایران

رخدادهای اخیر در ایران که در آغاز با اعتراضات صنفی و مسالمت‌آمیز شماری از کسبه‌کاران در تهران شروع شد، به‌سرعت از مسیر طبیعی خود خارج گردید و به صحنه‌ای از خشونت، تخریب و ناامن‌سازی تبدیل شد. آنچه این حوادث را در ردیف نادرترین اتفاقات چند دهه اخیر قرار می‌دهد، صرفاً گستره خسارات و حجم خشونت نبود، بلکه نوع سازماندهی و جهت‌دهی آن بود که از همان روزهای نخست، دخالت استخبارات بیگانه و شبکه‌های استخباراتی امریکا و اسرائیل با جا گزینی تروریست‌های مورد حمایت شان، این تظاهرات مسالمت آمیز را به خشونت و خونریزی کشاند. طی این اقدامات تروریستی، زن، مرد و اطفال به‌گونه مستقیم یا غیرمستقیم هدف قرار گرفتند و اموال عمومی از جمله بانک‌ها، مخازن نفت و گاز، خانه‌های مسکونی و اماکن امنیتی به آتش کشیده شد؛ امری که با تعریف اعتراض مدنی و تظاهرات مسالمت‌آمیز هیچ‌گونه همخوانی ندارد.

این وقایع نشان می‌دهد که اعتراضات مسالمت آمیز کسبه کاران به‌گونه هدفمند مصادره شد و به بستری برای اقدامات تروریستی بدل گردید. در چنین وضعیتی اموال مردم به آتش کشیده شد، نیروهای امنیتی ایران هدف گلوله قرار گرفتند، نظم و انضباط شهری به هم ریخت و ایران در وضعیتی قرار گرفت که ناگذیر برای مقابله موثر با تروریستان انترنت را قطع نماید و این وضعیت روح و روان مردم را متاثر ساخت و از منظر اقتصادی نیز برای مردم ایران آسیب‌زا بود. در چنین حالت موضع‌گیری‌های علنی برخی مقامات رژیم اسرائیل، از جمله اظهارات بنیامین نتانیاهو مبنی بر همراهی موساد با معترضان، نقش مهمی در از میان برداشتن شک و تردیدها ایفا کرد. این پیام‌ها، فارغ از ارزیابی حقوقی، در سطح افکار عمومی این برداشت را تقویت کرد که آنچه در خیابان‌ها جریان دارد، صرفاً یک حرکت خودجوش داخلی نیست، بلکه بخشی از یک پروژه فشار و بی‌ثبات‌سازی بیرونی است؛ پروژه‌ای که پیش‌تر در کشورهای مختلف منطقه همچون عراق، لیبی، سوریه و… تجربه شده و پیامدهای ویرانگری به‌جا گذاشته است.

در چنین شرایطی که جناح‌های استخباراتی غرب تلاش داشتند ایران را نیز همانند افغانستان، عراق، سوریه و لیبی در مسیر بی‌ثباتی و ناامنی سوق دهند، واکنش مردم افغانستان معنادار و قابل‌تأمل بود. جامعه افغانستان که خود قربانی دهه‌ها جنگ، مداخله خارجی و فروپاشی امنیتی بوده است، با درک عمیق از ماهیت این‌گونه سناریوها و پیامدهای مخرب آن برای ملت‌ها، در کنار مردم و دولت ایران ایستاد. این همنوایی نه از سر شعار، بلکه برخاسته از تجربه زیسته افغان‌هاست؛ تجربه‌ای که به آنان آموخته است مصادره مطالبات مردمی و تبدیل آن به خشونت سازمان‌یافته، در نهایت چیزی جز ویرانی، مهاجرت و تضعیف حاکمیت ملی به‌دنبال ندارد.

در واکنش‌های عمومی، فعالان اجتماعی، نویسندگان و کاربران شبکه‌های اجتماعی در افغانستان به‌صراحت اقدامات خشونت‌بار در ایران را محکوم کردند و نسبت به تکرار سناریوهای خطرناک منطقه‌ای هشدار دادند. از نگاه آنان، بی‌ثباتی در ایران نه‌تنها یک مسئله داخلی، بلکه تهدیدی برای کل منطقه است؛ زیرا ایران نقش کلیدی در معادلات اقتصادی، ترانزیتی و امنیتی دارد و هرگونه ناامنی در آن، به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم بر افغانستان نیز اثر می‌گذارد. به همین دلیل، مطالبه اصلی افکار عمومی افغانستان بازگشت سریع آرامش، حفظ جان شهروندان و جلوگیری از تعمیق بحران بود.

نقش رسانه‌های وابسته به غرب در این میان، یکی از محورهای جدی نقد در افغانستان بود. رسانه‌هایی چون ایران اینترنشنال، بی‌بی‌سی و صدای امریکا با پوشش گسترده و پیوسته حوادث ایران به نفع تروریستان، از سوی بسیاری از افغان‌ها به جانبداری و روایت‌سازی گزینشی متهم شدند. کاربران افغان در بخش‌های نظرات و تحلیل‌ها، این رسانه‌ها را به حمایت از خشونت متهم کرده و چنین پرسش‌هایی مطرح ساختند که چرا همین جریان رسانه‌ای در برابر فجایع انسانی بزرگ، به‌ویژه در غزه، واکنش‌های کم‌رنگ و دوگانه نشان می‌دهند، اما در مورد ایران، آشوب و اغتشاش را با عناوینی چون تظاهرات و اعتراضات مدنی بازنمایی می‌کند؟

در این نقدها، غزه به‌عنوان نماد استاندارد دوگانه رسانه‌ای غرب مطرح شد. بسیاری از افغان‌ها یادآور شدند در حالی‌که ده‌ها هزار غیرنظامی در غزه جان باختند، جریان رسانه‌ای غرب یا سکوت اختیار کرد یا واکنش‌های حداقلی نشان داد؛ اما اکنون با تمام توان رسانه‌ای خود به پوشش حوادث ایران پرداخته و حتی در مواردی از اقدامات خشونت‌بار چهره‌ای مشروع می‌سازد. این مقایسه، از دید افکار عمومی افغانستان، نشان‌دهنده انگیزه‌های سیاسی و ژئوپلیتیک پشت روایت‌های رسانه‌ای است، نه دغدغه واقعی حقوق بشر یا مطالبات مردمی.

در سطح رسمی نیز، موضع افغانستان روشن و ثبات‌محور بود. امیرخان متقی، وزیر امور خارجه حاکمیت کنونی افغانستان، در گفت‌وگو با مقامات جمهوری اسلامی ایران، ضمن ابراز نگرانی از وضعیت جاری، تأکید کرد که امیدوار است هرچه زودتر اغتشاشات در ایران پایان یابد و مردم این کشور به آرامش و ثبات امنیتی دست پیدا کنند. بر اساس اعلام رسمی وزارت امور خارجه، این گفت‌وگو در چارچوب روابط همسایگی و با تأکید بر احترام به حاکمیت ملی ایران انجام شد و هدف آن ابراز همدردی و حمایت از ثبات منطقه‌ای عنوان گردید. این موضع، نشان‌دهنده سیاست اعلام‌شده کابل مبنی بر پرهیز از تنش، مخالفت با مداخله خارجی و حمایت از امنیت کشورهای همسایه است.

پیام متقی، افزون بر جنبه دیپلماتیک، بازتاب‌دهنده نگاه راهبردی افغانستان به تحولات منطقه‌ای است. افغانستان به‌خوبی می‌داند که بی‌ثباتی در کشورهای پیرامونی، در نهایت به بازتولید بحران در داخل کشور منجر می‌شود. از همین رو، حمایت از ثبات ایران را باید در چارچوب عرق همسایگی، منافع ملی دو کشور و امنیت جمعی منطقه تحلیل کرد، نه صرفاً یک موضع سیاسی مقطعی.

پیوندهای عمیق فرهنگی، زبانی و تاریخی میان مردم افغانستان و ایران، بستر اجتماعی این همدلی را تقویت می‌کند. اشتراک زبان فارسی/دری، ادبیات، سنت‌ها و تاریخ چندصدساله مشترک، سبب شده است که دو ملت تحولات یکدیگر را با حساسیت ویژه دنبال کنند. برای بسیاری از افغان‌ها، ثبات ایران به‌منزله ثبات در افغانستان تلقی می‌شود؛ زیرا این دو کشور در عمل سرنوشت‌های به‌هم‌پیوسته دارند. همین عرق اشتراکات فرهنگی و تاریخی باعث شده است که مردم افغانستان، در مقاطع مختلف، در کنار دولت و ملت ایران بایستند و هرگونه اقدام خصمانه غرب و اسرائیل علیه مردم ایران را محکوم کنند.

در واقع حوادث اخیر ایران تنها یک رخداد داخلی نیست، بلکه آزمونی برای کل منطقه و برای راستی‌آزمایی صداقت بازیگران بین‌المللی و رسانه‌ای است. واکنش مردم افغانستان نشان داد که حافظه تاریخی رنج و بی‌ثباتی، آنان را نسبت به سناریوهای آشوب‌زا هوشیار ساخته است. از این منظر، همنوایی افغان‌ها با دولت و ملت ایران، نه یک همدلی احساسی، بلکه موضعی آگاهانه در دفاع از ثبات، امنیت و آینده مشترک منطقه به‌شمار می‌رود.

سخن سردبیر

لینک کوتاه

https://sarie.news/s684n

دکمه بازگشت به بالا