انتقال آب پنجشیر به کابل؛ لزوم محاسبهٔ دقیق و سنجیده

طرح انتقال آب از پنجشیر به کابل، در ظاهر راهکاری ساده برای شهری است که سال‌ها زیر بار تشنگی خم شده؛ اما در پسِ این سادگی، لایه‌های پیچیده‌ای از واقعیت‌های فنی، اجتماعی و زیست‌محیطی نهفته است که هر تصمیم‌گیرندهٔ مسئول باید آنها را در نظر گیرد. کابل امروز در وضعیتی قرار دارد که کم‌آبی تنها یک مسئلهٔ خدمات شهری نیست، بلکه به بحرانی امنیتی، بهداشتی و حتی مهاجرتی تبدیل شده است. چاه‌های عمیق که زمانی تکیه‌گاه نانوشتهٔ حیات شهری بودند، اکنون یکی پس از دیگری فرو می‌نشینند. بارندگی ناچیز، افزایش جمعیت، شبکهٔ فرسوده و حفاری‌های بی‌رویه، سفره‌های زیرزمینی را به نقطهٔ هشدار رسانده‌اند؛ و این همان زمانی است که نگاه‌ها دوباره به سوی دره‌های پرآب‌تر، از جمله پنجشیر، چرخیده است.

پنجشیر به دلیل جریان‌های فصلی قوی و ارتفاعات پُربرف، در ذهن بسیاری به‌عنوان منبعی مطمئن و قابل‌انتقال نقش بسته است. این تصور بی‌پایه نیست؛ اما برداشت از یک حوزهٔ آبی، تنها یک معادلهٔ فنی نیست. ذهنیت و زندگی مردمی که در آن حوزه زندگی می‌کنند نیز بخشی از معادله است. تجربهٔ جهانی نشان داده که انتقال آب، اگر بدون محاسبهٔ درست و مشارکت مردمِ منطقهٔ مبدا اجرا شود، نه‌تنها تنش‌زا خواهد بود، بلکه گاه هزینه‌های اجتماعی‌اش از ارزش اقتصادی‌اش نیز پیشی می‌گیرد. در پنجشیر، زندگی مردم با آب گره خورده است؛ کشاورزی، باغداری، دامداری و حتی پیوندهای اجتماعی و تاریخی این خطه به نحوی با رودخانه‌ها و دریاچه‌های آن مرتبط است. بی‌توجهی به این پیوندها طرح‌های بزرگ را شکننده می‌سازد، اما اگر طرحی دقیق، سنجیده و مبتنی بر ارزیابی همه‌جانبهٔ سود و زیان اجرا شود، هم معضل آب کابل حل خواهد شد و هم مردم پنجشیر آسیب نخواهند دید.

از منظر فنی، انتقال میان‌حوزه‌ای آب پروژه‌ای ساده نیست. کابل و پنجشیر توسط کوهستان‌ها و ارتفاعات سخت و پیچیده از هم جدا شده‌اند؛ اختلاف ارتفاع، نوع خاک، رسوب‌گذاری، مسیرهای لرزه‌خیز و نیاز به خطوط لولهٔ بلندمدت، همگی عواملی هستند که هزینه و پیچیدگی کار را افزایش می‌دهند. اگر انتقال آب بر اساس گرانش طبیعی ممکن نباشد، نیاز به ایستگاه‌های پمپاژ به‌وجود می‌آید که خود هزینه‌های عملیاتی و مصرف انرژی را بالا می‌برد. اینجاست که مسئلهٔ پایداری و تشخیص شیوهٔ اجرای پروژه اهمیت می‌یابد: آیا کابل می‌تواند یک سیستم پرمصرف و پرهزینه را در بلندمدت مدیریت کند؟ آیا جریان آب پنجشیر در سال‌های خشک‌سالی نیز پاسخ‌گو خواهد بود؟

از سوی دیگر، حتی موفق‌ترین پروژهٔ انتقال نیز بدون مدیریت درست مصرف در کابل، تنها مُسکنی موقتی خواهد بود. داده‌ها نشان می‌دهد که بخش قابل‌توجهی از آب در شبکهٔ فرسودهٔ توزیع کابل پیش از رسیدن به مصرف‌کننده هدر می‌رود. در برخی مناطق، نشت آب از لوله‌ها آن‌قدر زیاد است که عملاً چاه‌های زیرزمینی سریع‌تر از حد معمول تخلیه می‌شوند. به این معنا، تزریق آب بیشتر بدون اصلاح شبکه یعنی افزودن آب به ظرفی سوراخ؛ اقدامی که در بلندمدت نیازهای آبی مردم کابل را رفع نخواهد کرد و پیش از هر چیز باید عوامل ضایع‌شدن آب حل شود. همچنین نبود سیستم جامع مدیریت تقاضا از میترگذاری تا تعرفه‌گذاری عادلانه باعث شده است که مصرف کنترل‌نشده، هرگونه طرح امدادی را بی‌اثر سازد.

واقعیت این است که هیچ شهری در جهان تنها با انتقال آب نجات نیافته است؛ بلکه با ترکیب انتقال محدود، اصلاح مصرف، حفاظت از منابع زیرزمینی و توسعهٔ فناوری‌های جدید توانسته است انسجام آبی خود را بازسازی کند. کابل نیز به چنین رویکردی نیاز دارد. بازچرخانی فاضلاب تصفیه‌شده برای مصارف غیرشرب، ایجاد حوضچه‌های تغذیه در مسیر پنجشیر تا کابل برای تقویت سفره‌های زیرزمینی، توسعهٔ ذخیره‌گاه‌های سطحی برای خشک‌سالی و اصلاح شبکهٔ لوله‌کشی شهری باید هم‌زمان با هر طرح انتقالی پیش برود. این اقدامات شاید در ظاهر کمتر دیده شوند، اما اثربخشی‌شان در بلندمدت بسیار بیشتر است.

از منظر اجتماعی، کلید موفقیت هر پروژهٔ انتقال، اعتمادسازی است. باید برای مردم پنجشیر روشن شود که آب‌شان بدون برنامه‌ریزی و بدون تضمین حقوق‌شان برده نمی‌شود. راه‌اندازی پروژه‌هایی که به اقتصاد مردم پنجشیر کمک کند، سهمیه‌بندی شفاف، مشارکت مستقیم در طراحی و نظارت، و توجه به نیازهای آبی خود منطقه، بنیادی‌ترین اصول چنین اعتمادسازی است. شهروندان کابل نیز باید در جریان واقعیت‌ها قرار گیرند؛ هیچ طرحی بدون مشارکت آنها در صرفه‌جویی، پرداخت منصفانه و مراقبت از شبکه موفق نخواهد بود.

در کنار همهٔ این‌ها، مسئلهٔ مهم دیگری نیز مطرح است: تغییرات اقلیمی. افغانستان در خط مقدم تغییر اقلیم قرار دارد؛ خشک‌سالی‌های پی‌درپی رمق حیات سبز را از مردم گرفته و بارش‌ها نامنظم‌تر از هر زمان دیگری شده است. اگر پنجشیر امروز پرآب‌تر از کابل است، تضمینی وجود ندارد که این وضعیت در دهه‌های آینده نیز پایدار بماند. بنابراین هر تصمیمی باید با نگاه آینده‌نگرانه و مبتنی بر داده‌های دقیق اقلیمی اتخاذ شود.

در نتیجه، انتقال آب از پنجشیر به کابل می‌تواند بخشی از یک راه‌حل باشد، اما نه تمام آن. این طرح زمانی معنی پیدا می‌کند که در کنار برنامه‌ای جامع برای حفاظت از سفره‌های زیرزمینی کابل، بهبود شبکهٔ توزیع، توسعهٔ ذخیره‌سازی، بازچرخانی و اصلاح مصرف اجرا شود. کابل به‌جای جست‌وجوی یک «راه‌حل معجزه‌وار»، به ترکیبی از اقدامات واقع‌بینانه، علمی و مشارکتی نیاز دارد؛ اقداماتی که حقوق مردم پنجشیر را هم‌زمان با نیازهای شهروندان کابل به رسمیت بشناسد. این بحران آزمونی برای سنجش توان مدیریت آب در افغانستان است؛ آزمونی که نتیجهٔ آن بر نسل‌های آینده سایه خواهد انداخت. عدم محاسبه و شتاب‌زدگی در اجرای این پروژه می‌تواند پیامدهایی داشته باشد که آیندهٔ آن را به مخاطره اندازد.

نویسنده: شکیب احمد سروش

لینک کوتاه

https://sarie.news/s342n
دکمه بازگشت به بالا