انگیزه و پیامد قطع اینترنت در پرتو تحولات جهانی و منطقه‌ای

قطع اینترنت و شبکه‌های مخابراتی در افغانستان رخدادی است که فراتر از بعد امنیت داخلی، پیامدهای منطقه‌ای و جهانی دارد. این مقاله با بررسی سه محور اصلی: ادعای بازپس‌گیری بگرام توسط ایالات متحده، شکاف‌های جناحی در درون طالبان، و واکنش متقابل قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی، به تحلیل انگیزه‌ها و پیامدهای این اقدام می‌پردازد.
نتایج نشان می‌دهد که این قطع ارتباطات نه‌تنها ابزاری برای کنترل جریان اطلاعات داخلی، بلکه بخشی از جنگ روانی و رقابت ژئوپلیتیک در مقیاس وسیع‌تر است.

افغانستان طی دو دهه اخیر به میدان رقابت قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای بدل شده است. خروج آمریکا در سال ۲۰۲۱ و بازگشت طالبان به قدرت، این کشور را در شرایطی مبهم و شکننده قرار داده است.
قطع گستردهٔ اینترنت، بار دیگر توجه بازیگران بین‌المللی را به افغانستان جلب کرد.
این اقدام نه‌تنها زندگی روزمره شهروندان را مختل ساخت، بلکه به‌مثابه نشانه‌ای از تحولات زیرپوستی در معادلات امنیتی و سیاسی کشور در ابعاد ذیل تلقی میشود.

۱_ بعد نظامی و روانی بازپس‌گیری بگرام
ادعای دونالد ترامپ مبنی بر بازپس‌گیری پایگاه بگرام، به‌عنوان مرکز ثقل نفوذ آمریکا در افغانستان، جنبه‌ای فراتر از سیاست داخلی آمریکا دارد.
این ادعا طالبان را واداشت تا با قطع اینترنت، خطر سازمان‌دهی نیروهای مخالف و انتقال اطلاعات حساس را مهار کنند.
بگرام در این چارچوب، دو کارکرد کلیدی دارد:
– ابزار فشار برای آزادی زندانیان آمریکایی در افغانستان
– حرکت انحرافی برای مشغول‌سازی افکار عمومی جهانی تا حملات احتمالی آمریکا و ناتو علیه ایران، روسیه، عراق یا حتی سرکوب مقاومت در غزه و لبنان در سایهٔ اخبار بگرام پنهان بماند.
از این رو، تهدید بگرام بیش از آنکه پروژه‌ای عملیاتی باشد، ابزاری برای جنگ روانی و رسانه‌ای محسوب می‌شود.

۲_ نقش جناح حقانی و نشست‌های پاکستان
جناح حقانی طالبان پیوند تنگاتنگی با استخبارات پاکستان و کانال‌های غربی دارد.
سکوت این جناح در نشست‌های اخیر مدنی و سیاسی در پاکستان نشان‌دهندهٔ همسویی با سیاست‌های آمریکا در قبال بازپس‌گیری بگرام است.
اهداف این روند عبارت‌اند از:
– تقویت نفوذ آمریکا و پاکستان در ساختار طالبان
– تضعیف جناح قندهار که گرایش به همکاری با ایران، روسیه و چین دارد، و در نهایت تصفیه نرم مخالفان داخلی طالبان زیر پوشش نشست‌های سیاسی.
قطع اینترنت در این فضا به‌عنوان ابزار کنترولی، انتقال این تحرکات را از دید افکار عمومی پنهان می‌سازد.

۳_ سکوت کشورهای منطقه و واکنش غرب
کشورهای منطقه (ایران، روسیه و چین)سکوت کرده‌اند، زیرا:

– اولویت‌های استراتژیک دیگری مانند جنگ اوکراین یا بحران تایوان را دنبال می‌کنند
– لذا در چنین شرایط نمی‌خواهند طالبان را علیه خود تحریک کنند
– زیرابه حفظ کانال‌های دیپلماتیک و امنیتی برای جلوگیری از نفوذ مجدد آمریکا نیاز دارند.
– سکوت آنها تاکتیکی است و به معنای بی‌تفاوتی محسوب نمی‌شود؛ بلکه نشانهٔ رصد دقیق و احتمالا آمادگی برای اقدامات پنهان در آینده مشاهده میگردد.
بلوک غرب:
سازمان ملل و نهادهای حقوق بشری نسبت به پیامدهای انسانی قطع اینترنت هشدار دادند.
زلمی خلیل‌زاد، معمار توافق دوحه، طالبان را به دلیل این اقدام مورد انتقاد قرار داد و آن را نشانه‌ای از ضعف داخلی دانست.
این اعتراض‌ها بیشتر ابزاری برای فشار سیاسی بر طالبان و تضعیف مشروعیت آن در سطح بین‌المللی تلقی می‌شود.

۴_ جایگاه مقاومت و حمایت‌های پنهان منطقه‌ای:
– احتمال وجود کمک‌های پنهان اطلاعاتی یا لجستیکی ایران و روسیه به جناح قندهار یا حتی (جبههٔ مقاومت ملی ) بعید نیست.
– چین از ابزارهای اقتصادی و دیپلماتیک بهره می‌گیرد و از هرگونه آشفتگی نظامی بیشتر پرهیز می‌کند.
هرچند حمایت آشکار نظامی از طالبان یا مقاومت دشوار است، اما حمایت غیرمستقیم می‌تواند توازن قدرت را تغییر دهد.

نتیجه‌گیری:
قطع اینترنت در افغانستان رویدادی صرفاً داخلی نیست، بلکه بازتابی از رقابت پیچیده میان قدرت‌های جهانی و شکاف‌های داخلی طالبان است.
این اقدام در کوتاه‌مدت به طالبان امکان کنترل اطلاعات و تصفیه جناحی را می‌دهد، اما در بلندمدت می‌تواند به تشدید بحران مشروعیت، انشقاق داخلی و افزایش رقابت ژئوپلیتیک منجر شود.
بگرام در این میان نه به‌عنوان یک پایگاه نظامی فوری، بلکه به‌ مثابه ابزار فشار روانی و رسانه‌ای عمل می‌کند که می‌تواند اهداف متنوعی از آزادی زندانیان آمریکایی تا انحراف افکار عمومی جهانی را در بر گیرد. سکوت کشورهای منطقه و اعتراض آشکار غرب نیز نشان‌دهندهٔ تفاوت رویکردها و بازی دوگانه‌ای است که آینده افغانستان را به میدان پیچیده‌تری از رقابت جهانی بدل خواهد ساخت.

نویسنده: سید باقر شاه احمدی

لینک کوتاه

https://sarie.news/a895s
دکمه بازگشت به بالا