جنگ افغانستان بعد از خروج فاقد مشروعیت است

طالبان پیش از این به بهانه اینکه حضور آمریکا و چندین کشور غربی در افغانستان، بیانگر اشغال و تجاوز به کشور ما است، جنگجویان شان را انگیزه می‌بخشید تا در مقابل آنان به درگیری و کشتار ادامه دهند. این گروه طی مدت زمان بیست ساله، با استفاده از این شعار، از داخل و خارج از کشور سربازگیری می‌نمود و جهت و برجسته نمودن دستمزد معنوی جنگجویان، بهشت موعود و بودن در کنار حوریان را به آنان نوید می‌داد. فراز و فرودهای انگیزه‌های طالبان در قبال این جنگ با توجه به هرگونه انگ تبلیغاتی اش، روی یک محور متمرکز بود و آن هم رسیدن به قدرت بود.

عموم مردم افغانستان از ابتدا تا کنون آگاه اند و می‌دانند که این گروه صرفا جهت رسیدن به قدرت تا کنون جنگیده اند و علت جاری شدن جوی خون در کشور چیزی جز عطش انحصار قدرت نیست؛ اما با آن هم این گروه در صفوف خود و در مناطق تحت کنترل خود از « اشغال» و « جهاد» دم میزد، مردم فقیر قصبات و قاصران معتقد، احتمالا به این باور بوده اند که جنگ این گروه به هدف پایان اشغال است؛ لذا به نحوی احتمال حمایت آنان در مقطع زمانی خاص از طالبان را به همراه داشته است؛ اما اکنون که آهنگ خروج نواخته شده است و بخشی از نیروهای خارجی عملا آغاز خروج را کلیک نمود، جایی برای جنگ و درگیری های این گروه باقی نمانده است. به فرض اینکه جنگ طالبان تا کنون با مشروعیت « جهاد » حامیان خود را در میان بخشی از مردم داشته است؛ اما وقیتکه توافقنامه دوحه منعقد گردید و این گروه عملا مسئولیت نگهداری از پایگاههای آمریکا را به عهده گرفت، مشروعیت جهادی آن از همان زمان به صورت واضح از میان رفت؛ زیرا هیچ عقلی نمی پذیرد که با نیروهای خارجی باید در صلح بود ولی با نیروهای امنیتی کشور که عموما مسلمان هستند باید جنگید از زمان انعقاد توافقنامه دوحه تا کنون چنین بوده است.

هر چند زوایای پنهان قابل توجهی از این توافقنامه به مردم و رسانه ها همگانی و آشکار نشده است؛ همین یک مورد که طالبان را مکلف ساخته بود تا از پایگاههای آمریکایی محافظت نمایند نشان از سو استفاده این گروه از دین و آموزه‌های دینی است؛ از این رو، در بحبوحه خروج نیروهای خارجی از کشور این دومین فاز است خطا است که توسط طالبان رقم می‌خورد، جهاد منتفی است، قدرت هم که بطور انحصار غیر ممکن است به طالبان برسد، از این رو جنگ‌ها و خشونت‌های روز افزونی که این گروه بر مردم این سرزمین تحمیل می کند چه توجیهی دارد، اگر طالبان قدرت انحصاری می خواهند، این کار غیر ممکن است؛ زیرا آمریکا و عموم کشورهای جهان حتی پاکستان گفته اند که از برقراری امارت در افغانستان حمایت نمی‌کنند؛ بلکه آنان در صدد تشکیل حکومت مشارکتی در این کشور است، وقتیکه پیام اینگونه واضح است، طالبان با چه انگیزه و هدفی قتال مردم افغانستان را روی دست گرفته است.

جنگی که مشروعیت دینی و عرفی نداشته باشد، جنون است، این جنگ هم از منظر دین و هم از منظر عرف و رویه‌های بین المللی مذموم و قبیح است؛ بنا بر این انتظا می‌رود که طالبان بیش از این شعور مردم را به استهزا و مسخره نگرفته و به واقعیت امروزی افغانستان تن دهند، فرصت گفتگوهای صلح در بازه زمانی کنونی مغتنم و قابل قدر است، این فرصت در هر وقت و زمان میسر نمی‌گردد؛ طالبان باید از این فرصت استفاده بهینه نموده و با سائر هموطنان گام عملی به مسیر صلح بردارند؛ زیرا مجرای رسیدن عمومی به آرامش و ثبات صرفا گفتگو و مذاکره است. این باب تا هنوز به روی مردم باز است و اگر جامعه بین المللی نا امید گردند و روند گفتگوها را لغو سازند، در این صورت افغانستان وارد جنگ طولانی مدت و نا معلوم دیگری خواهد شد که هیچ معلوم نخواهد بود تا چند سال به درازا بکشد؛ بنا بر این واضح و آشکار است که هدف تمام طرف های درگیر دسترسی به قدرت و حاکمیت است که این حس در وجود طالبان آنان را تا مرز جنون رسانده است؛ وقتی که گفتگو و مذاکره نتیجه در پی دارد، ثمره آن دولت اشتراکی است که مورد حمایت همه کشورهای جهان است؛ اما وقتیکه زیربنای حکومت با خون و قتال تهداب گزاری شده باشد نه تنها که جامعه بین المللی آن را به رسمیت نمی شناسد بلکه در داخل کشور نیز از فقدان مشروعیت رنج میبرد؛ حکومت مشروع و فراگیر خواست عموم مردم است.

لینک کوتاه

https://sarie.news/a403b

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا