حرمتشکنی در رمضان؛ حملهای که وجدان عمومی را جریحهدار کرد

شام روز گذشته، جنگندههای پاکستان مناطقی در ولسوالیهای برمل و ارگون ولایت پکتیکا و نیز ولسوالی خوگیانی ولایت ننگرهار را بمباران کردند. بهگفته وزارت اطلاعات و نشرات پاکستان، این حملات تلافیجویانه و «هدفمند» بوده و هفت اردوگاه و مخفیگاه منسوب به تحریک طالبان پاکستان و گروههای وابسته به داعش خراسان را هدف قرار داده است.
مقامات پاکستانی عملیات را پاسخی به موج اخیر حملات مرزی خوانده و گفتهاند که هدف قرار گرفتن این مخفیگاهها از طریق اطلاعات استخباراتی و با هدف جلوگیری از عملیاتهای تروریستی علیه شهروندان و نیروهای امنیتی پاکستان صورت گرفته است. در مقابل، سخنگویان محلی و مقامهای افغانستانی این اقدامات را نقض حاکمیت و تجاوز به خاک کشور دانسته و از گزارشهایی درباره تلفات غیرنظامیان، از جمله زنان و کودکان، خبر دادهاند.
منابع محلی میگویند آسیبدیدن خانهها و آواره شدن خانوادهها در مناطق مرزی نیز مورد توجه قرار گرفته است. این حملات نقطهعطفی دیگر در موج تنشهای فزاینده میان دو کشور است که در سایه ناکامی گفتگوها و نگرانیهای امنیتی درباره حضور گروههای مسلح در مناطق مرزی تداوم یافته است.
با این حال، حکومت طالبان تأیید کرده است که جنگندههای پاکستان به پنج ولسوالی در ولایتهای ننگرهار و پکتیکا حمله کردهاند. تصاویر منتشرشده از محل حادثه نشان میدهد که یک مدرسهٔ دینی در ارگون هدف قرار گرفته و قرآنها میان ویرانهها دیده میشوند. منابع محلی میگویند این حملات تلفات و خساراتی برجای گذاشتهاند، اما شمار دقیق قربانیان هنوز تأیید نشده است. در واکنش به این رویداد، عاکف مهاجر، سخنگوی پیشین وزارت امر به معروف و نهی از منکر طالبان، این حملات را محکوم کرده و هشدار داده است که «این اقدام بیپاسخ نخواهد ماند». او افزود کسانی که «نمیتوانند امنیت خود را تأمین کنند» نباید دیگران را به ایجاد نا امنی متهم سازند.
این اظهارات میتواند نشاندهندهٔ تهدید به واکنش یا فشار سیاسی بیشتر باشد. ناظران منطقهای و سازمانهای حقوق بشری خواستار بررسی مستقل و توقف خشونتها شدهاند. در عین حال، خانوادههای متضرر و اهالی محل خواهان کمک فوری و تضمین امنیت برای جلوگیری از تشدید تنشها هستند. گروههای امدادی محلی خواهان دسترسی فوری برای درمان مجروحان و نجات بازماندگان شدهاند و سازمانهای بینالمللی از همه طرفها خواستهاند که از اقدامات تشدیدکننده خودداری کنند و به حقوق غیرنظامیان احترام بگذارند.
تنشهای اخیر بین افغانستان و پاکستان نه تنها به وخامت اوضاع امنیتی در مرزها و مناطق همجوار انجامیده، بلکه اعتبار و منافع مشترک کشورهای مسلمان را نیز تضعیف میکند. در شرایطی که جهان اسلام با فشارها و پیشنهادهای ژئوپولیتیک از جانب قدرتهای غربی روبهروست، ضرورت دارد که کشورها و بازیگران منطقهای از منازعات فرسایشی اجتناب کنند و به تعامل دیپلماتیک و گفتوگوی سازنده روی بیاورند.
اختلافات مسلحانه و اقدامات تلافیجویانه موجب افزایش بیثباتی، بحرانهای انساندوستانه و گسترش بیاعتمادی در سطوح دولتی و مردمی خواهد شد. راهحلهای بلندمدت مستلزم ابتکارات مشترک امنیتی، مکانیزمهای شفاف حل اختلاف و تقویت نهادهای منطقهای است تا از تبدیل اختلافات کوچک به مناقشات منطقهای جلوگیری شود. جامعه مدنی، علمای دینی و نخبگان سیاسی نیز باید نقش فعالتری در کاهش تنشها ایفا کنند و زمینه گفتوگو را فراهم سازند.
منازعات کنونی اگر با مدیریت دقیق و اراده مشترک دو کشور حل نشوند، به ضرر ثبات، رفاه و همبستگی کشورهای اسلامی و مردمان منطقه خواهد انجامید. همکاری منطقهای و میانجیگری بیدرنگ، ضروری و مؤثر میباشد.
حمله هوایی پاکستان بر بخشهایی از خاک افغانستان، افزون بر نقض صریح حاکمیت ملی، حامل پیامی نگرانکننده برای آینده روابط دو کشور است. این اقدام نهتنها اصل احترام متقابل و حسن همجواری را زیر سؤال میبرد، بلکه فضای بیاعتمادی را در منطقه تشدید میکند. در شرایطی که دو کشور با چالشهای مشترک امنیتی و اقتصادی روبهرو هستند، توسل به گزینه نظامی به جای گفتوگو، دروازههای دیپلماتیک را عملاً مسدود میسازد و امکان هرگونه تفاهم سازنده را کاهش میدهد.
اسلامآباد باید بداند که تکرار چنین رویکردی، بیش از آنکه دستاورد امنیتی به همراه داشته باشد، هزینههای سیاسی و اعتباری در پی خواهد داشت. افکار عمومی افغانستان این اقدام را تعرض به کرامت ملی تلقی میکند و ادامه این روند میتواند احساسات ضدپاکستانی را تقویت کند. راه برونرفت از تنش، بازگشت به مسیر تعامل، شفافیت و احترام به حاکمیت ملی یکدیگر است؛ در غیر آن، زیان این چرخه تنش متوجه همه طرفها خواهد بود.
نقض مکرر حریم هوایی و مرزی افغانستان از سوی پاکستان، آنهم تحت بهانههای گوناگون امنیتی، به یک الگوی نگرانکننده تبدیل شده است. این اقدامات نهتنها حاکمیت ملی افغانستان را خدشهدار میکند، بلکه با اصول پذیرفتهشده حقوق بینالملل و قواعد حسن همجواری نیز در تعارض آشکار قرار دارد. تکرار چنین رفتارهایی نشان میدهد که اسلامآباد به جای تکیه بر سازوکارهای مشروع و دیپلماتیک، مسیر یکجانبهگرایی را برگزیده است. حال آنکه دو کشور، با پیوندهای تاریخی و جغرافیایی، میتوانند از راه گفتوگو، مذاکره و همکاریهای امنیتی مشترک، چالشهای موجود را مدیریت و از تشدید بحران جلوگیری کنند.
یکی از ادعاهای مطرحشده از سوی پاکستان برای توجیه حملات فرامرزی، هدف قرار دادن پایگاههای داعش در خاک افغانستان است؛ اما شواهد و گزارشهای متعدد حاکی از آن است که شبکههای وابسته به داعش در بخشهایی از خاک پاکستان نیز حضور و فعالیت داشتهاند. این واقعیت پرسشهای جدی درباره صداقت چنین ادعاهایی ایجاد میکند. اگر هدف، مقابله با تهدیدهای مشترک تروریستی است، رویکرد مؤثر و مسئولانه، همکاری اطلاعاتی و امنیتی دوجانبه خواهد بود، نه اقدام یکجانبه نظامی که به تشدید بیاعتمادی و افزایش تنش میان دو کشور میانجامد.
هدف قرار دادن یک مدرسه دینی و آسیب رسیدن به نسخههای قرآن کریم، آنهم در ماه مبارک رمضان، تنها یک حمله نظامی تلقی نمیشود؛ بلکه زخمی عمیق بر احساسات دینی میلیونها مسلمان است. رمضان ماه رحمت، عبادت و حرمتگذاری به مقدسات است و هرگونه تعرض به مراکز آموزشی دینی در چنین ایامی، بار عاطفی و سیاسی سنگینی به همراه دارد. این رویداد نهتنها افکار عمومی را جریحهدار میکند، بلکه میتواند شکافهای اجتماعی و مذهبی را تشدید کند. احترام به اماکن مذهبی و مصونیت غیرنظامیان، اصلی بنیادین در حقوق بینالملل و وجدان انسانی است که نباید زیرپا گذاشته شود.
یادداشت اختصاصی

