رفتار متناقض ترامپ در قبال مردم غزه

دونالد ترامپ، رئیسجمهور پیشین امریکا، اخیراً در سخنان خود از ضرورت ارسال کمکهای غذایی به مردم غزه سخن گفته است. با این حال، همگان میدانند که ترامپ و بهطور کلی دولت امریکا همواره از حامیان اصلی رژیم اسرائیل بودهاند. استراتژی امریکا در خاورمیانه بر پایه حمایت بیقیدوشرط از اسرائیل استوار است، چراکه این کشور میخواهد با تثبیت اسرائیل به عنوان قدرت برتر منطقه، از کشورهای عربی باجخواهی کند. اسرائیل ضعیف نمیتواند تهدیدی منطقهای محسوب شود و در چنین شرایطی، مداخله و باجخواهی امریکا از کشورهای حوزه خلیج فارس بینتیجه خواهد بود. از این رو، هر اقدام اسرائیل از دیدگاه امریکا توجیهپذیر است و حتی برای آن توجیهسازی نیز میشود.
اظهارات اخیر ترامپ درباره غزه گویای این واقعیت بود که او خواستار کوچ اجباری ساکنان غزه برای جلوگیری از تلفات بیشتر شده است. این در حالی است که تخلیه اجباری غزه مدتهاست در برنامههای رژیم اسرائیل قرار دارد و کشتارهای اخیر نیز در راستای تحقق همین هدف انجام میشود. رژیم صهیونیستی سالهاست که از قحطی به عنوان سلاحی برای کشتار جمعی استفاده میکند تا شرایط را بر مردم غزه تنگتر کرده و زمینه را برای قتلعام فراهم کند. تصاویر دلخراش کودکان غزه که نشاندهنده وضعیت اسفبار جسمانی آنان است، گواهی بر فاجعهای انسانی در این منطقه است.
ترامپ که تا چندی پیش چشمهای خود را بر جنایات رژیم اسرائیل در غزه و قحطی گسترده در این منطقه بسته بود، اکنون دریافته که این بحران، سیاست خارجی دولت او را با چالش مواجه کرده است. وی پس از ماهها بی توجهی به بحران گرسنگی در غزه، سرانجام در جریان نشست خبری مشترک با نخستوزیر بریتانیا در اسکاتلند به این موضوع اشاره کرد. ترامپ در این نشست وعدهای مبهم درباره ایجاد مراکز توزیع غذا در غزه داد، اما هیچ توضیحی درباره چگونگی انتقال این کمکها به منطقهای جنگزده و ویرانشده ارائه نکرد. او تنها گفت: «ما داریم پول و برخی اقلام را میفرستیم» و اضافه کرد که از نخستوزیر اسرائیل خواهد خواست تا اطمینان حاصل کند غذا به دست نیازمندان برسد. با این حال، به نظر میرسد دغدغه اصلی ترامپ نه وضعیت انسانی غزه، بلکه عدم قدردانی از امریکا برای ارسال کمکها بوده است. او در اظهاراتی عجیب گفت: «هیچکس نگفت “واقعاً متشکریم” و حداقل یک تشکر بد نیست.»
بحرانهای جهانی، بهویژه آنهایی که خارج از مرزهای امریکا رخ میدهند، همواره معیاری برای سنجش رهبری اخلاقی رؤسایجمهور این کشور بودهاند. بیل کلینتون در سال ۱۹۹۸ هنگام بازدید از رواندا اعتراف کرد که امریکا و جامعه جهانی نتوانستند از نسلکشی در این کشور جلوگیری کنند. باراک اوباما نیز هنگام ترک کاخ سفید پذیرفت که دولت او در مدیریت بحران لیبیا پس از مرگ قذافی عملکرد ضعیفی داشته است. با این حال، رؤسایجمهور امریکا همواره در قبال ملتهای ضعیف جهان رفتار دوگانهای داشتهاند. هرگاه قصد اشغال و تسلط بر سرزمینهای دیگر را داشتهاند، با توجیهسازیهای مختلف سعی کردهاند اقدامات خود را موجه جلوه دهند، حتی اگر این اقدامات با کشتار جمعی مردم بیدفاع همراه بوده باشد.
در مسئله غزه نیز این دوگانگی به وضوح آشکار شده است. ترامپ، بهعنوان یکی از مسئولان اصلی قتلعام و قحطی در غزه، با حمایت بیچونوچرا از جنایات بنیامین نتانیاهو، او را تشویق به ادامه خشونتها علیه مردم این منطقه کرده است. تاکنون نهتنها ترامپ هیچ کمک واقعی به مردم غزه نکرده، بلکه با تأمین سلاح و بمبهای مختلف، به کشتار آنان دامن زده است. امریکا، اسرائیل و برخی کشورهای عربی مثلث شومی هستند که نقش اصلی را در ایجاد بحران انسانی در غزه ایفا میکنند. حتی کشورهای اروپایی نیز با ارسال نیروهای نظامی در حمایت از رژیم خونریز اسرائیل، به این فاجعه دامن زدهاند.
در چنین شرایطی، بر ملتهای آزاده جهان، بهویژه آنهایی که تحت سلطه استعمار امریکا و غرب نیستند، فرض است که برای دفاع از انسانیت و عدالت، صدای خود را بلند کنند. ارسال کمکهای غذایی و انسانی به مردم غزه میتواند تا حدی از گسترش قحطی و گرسنگی جلوگیری کند. خشونت و بیرحمیای که امروز بر مردم غزه تحمیل میشود، نمونهای کمسابقه در تاریخ معاصر است. زنان و کودکان بیپناه این منطقه برای به دست آوردن لقمهای نان و جرعهای آب به ضجه افتادهاند، اما تاکنون اقدام عملی مؤثری برای پایان دادن به این فاجعه صورت نگرفته است.
در این میان، کشورهای اسلامی بیش از دیگران مسئولیت دارند و باید پیشگام اقدامات عملی برای نجات مردم غزه شوند. نباید به وعدههای میانخالی ترامپ و متحدانش دل بست، چراکه خود آنها از عوامل اصلی این بحران در غزه هستند. زمان آن رسیده که جامعه جهانی، بهویژه کشورهای مستقل و عدالتخواه، با اقدامات قاطعانه از مردم مظلوم غزه حمایت کنند.
یادداشت اختصاصی / خبرگزاری سریع