رونمایی از نشانههای آغاز جنگ تمدنی شرق و غرب و احیای پروژه صلیبی علیه جهان اسلام

تحولات چند سال اخیر در امریکا، اروپا و خاورمیانه نشان میدهد که جهان بهسوی یک تغییر بنیادین در نظم بینالملل در حرکت است؛ تغییری که نهتنها ریشه در رقابت قدرتهای جهانی دارد، بلکه ماهیت تمدنی و ایدئولوژیک آن روزبهروز آشکارتر میشود. نشانههایی مانند افزایش اسلامهراسی سازمانیافته، سیاستهای ضد مهاجرت، احیای گفتمان مسیحی ـ صهیونیستی در غرب و تلاش لابیهای اقتصادی و امنیتی برای بسیج افکار عمومی علیه جوامع مسلمان، همگی بیانگر آن است که پروژهای بزرگ برای احیای روحیه صلیبی و تقابل تمدنی در حال فعالسازی است.
در این میان، جهان اسلام—از فلسطین تا پاکستان و افغانستان، در نقطهای قرار گرفته که نهتنها میدان برخورد ژئوپولیتیکی شرق و غرب است، بلکه صحنهای برای بازسازی گفتمان تمدنی و احیای مقاومت مردمی علیه نظم تحمیلی غربی نیز محسوب میشود.
حادثه حمله مسلحانه یک افغان به دو سرباز امریکایی؛ از رویداد فردی تا مهندسی جنگ تمدنی
حادثه تیراندازی یک شهروند افغان به دو سرباز امریکایی با وجود اینکه یک رخداد فردی بود، توسط رسانهها و جریانهای راستگرای امریکا بهگونهای بازنمایی شد که گویی نشانهای از شورش مسلمانان در داخل خاک امریکا است. این روایتسازی هدفمند بخشی از راهبرد کلانتر برای:
- امنیتیسازی حضور مسلمانان در غرب،
- مشروعیتسازی برای سیاستهای ضد مهاجرت،
- ایجاد احساس تهدید مذهبی در جامعه مسیحی امریکا.
این رویداد عملاً بهانهای شد برای برداشته شدن نقاب از چهره واقعی پروژه راستگرایان و صهیونیستها؛ پروژهای که سالهاست به دنبال بازگرداندن جامعه امریکا به گفتمان مسیحیت سیاسی و جنگ تمدنی بوده است.
شدت برخورد ترامپ: محدودیت بر مسلمانان و تعلیق پروندههای مهاجرتی افغانها
ترامپ بلافاصله پس از حادثه وارد میدان شد و:
- محدودیتهای جدید علیه مهاجران افغانستان، یمن، سوریه، لبنان و سومالی وضع کرد،
- بررسی و تأیید پروندههای مهاجرتی افغانها را تعلیق نمود،
- و رسماً سیاست پاکسازی امنیتی در مرزهای امریکا را مطرح کرد.
این اقدامات نه یک واکنش مقطعی، بلکه بخشی از استراتژی بلندمدت برای تعریف دوباره هویت سیاسی امریکا بر محور تقابل با جهان اسلام بود. آنچه در ظاهر یک قانون مهاجرتی است، در باطن بازگشت به الگوی امریکای صلیبی است، الگویی که بر مبنای رسالت دینی-تمدنی علیه شرق و اسلام تعریف شده بود.
پیام علنی حامیان ترامپ: اخراج همه مسلمانان از امریکا
وقتی یکی از چهرههای برجسته اردوگاه ترامپ شعار اخراج تمام مسلمانان از امریکا را اعلام کرد، این پیام فقط یک شعار سیاسی نبود؛ بلکه سیگنالی بود برای:
- بسیج تودههای محافظهکار مسیحی،
- همسو کردن افکار عمومی با پروژه برخورد تمدنی،
- آمادهسازی زمینه روانی برای سیاستهای افراطیتر در آینده.
این پیام دقیقاً در زمانی صادر شد که غرب احساس میکند هژمونی تمدنیاش در جهان در حال فروریختن است؛ بنابراین تلاش دارد با احیای ترسهای مذهبی، جامعه غربی را برای جنگی بزرگتر آماده کند.
شکست طرح صلح ابراهیم: ناکامی بزرگ در حفاظت از امنیت اسرائیل
طرح صلح ابراهیم که هدف آن تأمین امنیت اسرائیل از طریق ادغام کشورهای عربی در یک سیستم سیاسی-اقتصادی مشترک بود، پس از جنایات اسرائیل در غزه و آشکار شدن ماهیت استعماری آن، عملاً بیاعتبار شده است.
دلایل شکست:
- افکار عمومی جهان عرب بهشدت ضد صهیونیستی شده،
- دولتهای عربی امضاکننده معاهده در معرض سقوط سیاسی قرار گرفتهاند،
- اسرائیل از نظر اخلاقی و ژئوپولیتیکی منزوی شده،
- موج اسلامگرایی و مقاومت در منطقه دوباره تقویت شده است.
این ناکامی سبب عصبانیت و واکنش شدید لابیهای صهیونیستی در واشینگتن علیه مسلمانان شده است، زیرا پایههای امنیت اسرائیل از زاویه ژئوپولیتیکی و روانی فرو ریخته است.
فشار لابیهای یهودی: ایپک، فدرال رزرو و کارتلهای قدرت
در پشت صحنه سیاست امریکا، شبکههای مالی و امنیتی وابسته به صهیونیسم نقش کلیدی دارند. این جریانها که کنترل بانکها، رسانهها، صنایع نظامی و پلتفرمهای سیاسی را در دست دارند، در دوره ترامپ با شدت بیشتری:
- سیاستهای ضد اسلامی را حمایت میکنند،
- رسانهها را برای برجستهسازی خشونت مسلمانان بسیج میکنند،
- و پروژه احیای جنگ صلیبی را تأمین مالی و مدیریت مینمایند.
کارتلهای نفت، سلاح و انرژی که از وقوع جنگهای بزرگ سود میبرند نیز شریک استراتژیک همین جریانها هستند. آنها برای احیای بازارهای جنگی و تبدیل جهان اسلام به میدان عملیات طولانیمدت، نیازمند تولید یک گفتمان خصومت مذهبی بودند.
برجستهسازی جنایی یا تروریستی مسلمانان در غرب
راستگرایان غربی با استفاده از رسانههای بزرگ در حال ساخت یک تصویر منفی و یگانه از مسلمانان هستند:
- هر حادثه کوچک، تروریسم جلوه داده میشود،
- هر رفتار فردی به کل جامعه اسلامی تعمیم داده میشود،
- هرچالش اجتماعی به اسلام نسبت داده میشود.
هدف اصلی، ایجاد منطق تمدنی در اذهان غربیهاست که اسلام و مسلمانان را تهدید وجودی معرفی کند. این دقیقاً همان الگویی است که پاپهای صلیبی در قرون وسطی برای بسیج ترس عمومی علیه شرق استفاده میکردند.
احیای روحیه صلیبی و نبرد نهایی علیه جهان اسلام
مجموعه این روندها نشان میدهد که:
- صهیونیسم،
- جریانهای راستگرای سفید،
- کارتلهای اقتصادی جنگ،
- و لابیهای مسیحی صهیونیستی،
در تلاشاند روحیه به خوابرفته جنگ صلیبی را در جامعه غربی بیدار کنند تا جهان اسلام بهعنوان دشمن واحد معرفی شود و برای نبرد تمدنی آینده مشروعیت فراهم گردد.
بحران برای دولتهای عربی همسو با غرب
در چنین فضایی، دولتهای عربی وابسته به امریکا و اسرائیل—از جمله:
- عربستان سعودی،
- امارات،
- مصر،
- بحرین،
- اردن،
- کویت،
- و در رأس همه پاکستان—
در معرض فشار شدید افکار عمومی مسلمان قرار گرفتهاند. این دولتها در صورت ادامه سیاستهای ضد اسلامی و همسویی با غرب، احتمالاً با شورشهای اجتماعی، کودتای داخلی یا سقوط مردمی مواجه خواهند شد.
پاکستان؛ نخستین میدان فروپاشی نظم غربی در جهان اسلام
در پاکستان، نشانههای خستگی مردم از سیاستهای غربگرایانه حاکمیت آشکار شده است:
- بحران اقتصادی بیسابقه،
- فشار سیاسی امریکا،
- تحقیر ملت پاکستان در همکاری با اسرائیل و غرب،
- و مشاهده فجایع فلسطین،
همگی موجب شدهاند که مردم روزبهروز بیشتر از ارتش و دولت فاصله بگیرند. اگر روند کنونی ادامه یابد، پاکستان محتملترین کشور برای سقوط اولین دولت همسو با غرب در جهان اسلام خواهد بود. پس از آن، احتمال دوم ترکیه و سوم عربستان سعودی است.
نشانههای آغاز جنگ تمدنی جدید میان شرق و غرب
نشانهها اکنون آشکاراً در سه سطح دیده میشوند:
- سطح سیاست داخلی غرب: امنیتیسازی مسلمانان، احیای مسیحیت سیاسی و القای تهدید مذهبی.
- سطح سیاست خارجی: تلاش برای شکست مقاومت اسلامی، حمایت بیقید و شرط از اسرائیل و ناکامی طرحهای وابستهسازی جهان عرب.
- سطح ژئوپولیتیکی: تقویت محور شرق (چین، روسیه، ایران)، فرسایش قدرت امریکا و رشد جنبشهای مقاومت در پاکستان، ترکیه و کشورهای عربی.
روندهای کنونی نشان میدهد که جهان اسلام در آستانه بازتعریف موقعیت خود در نظم جهانی است و غرب برای جلوگیری از این تحول به سمت احیای پروژه صلیبی تمامعیار حرکت میکند. اما برخلاف قرون وسطی، اینبار افکار عمومی مسلمانان بیدارتر، منسجمتر و آمادهتر است و دولتهای وابسته به غرب یکییکی در معرض سقوط قرار دارند.
نویسنده: سیدباقر شاه احمدی
لینک کوتاه

