سقوط جایگاه پاکستان در رویارویی با افغانستان

حملات اردوی پاکستان بر بخش‌هایی از ولایات مرزی کشور که منجر به کشته و زخمی شدن تعدادی از هموطنان شد، فصل تازه‌ای از تنش‌های سیاسی و اقتصادی میان دو کشور را رقم زد. با آن‌که شواهد میدانی، تصاویر و گزارش‌های محلی وقوع حملات را تأیید می‌کند؛ اما احمد شریف چودری، سخنگوی روابط عمومی اردوی پاکستان، اعلام کرد که هیچ حمله‌ای صورت نگرفته است و اگر صورت گیرد توسط پاکستان اعلام خواهد شد، این انکار، نخستین واکنش جدی اسلام‌آباد بود؛ واکنشی که بلافاصله با موجی از انتقادهای داخلی و جهانی روبه‌رو شد و تناقض میان روایت رسمی پاکستان و واقعیت میدانی را برجسته ساخت.

بنیاد بین‌المللی حقوق بشر در گزارش خود تأیید کرد که در این حملات، دست‌کم ۱۰ غیرنظامی جان باخته‌اند و ۱۰ تن دیگر زخم برداشته‌اند؛ قربانیانی که اکثریت آنان را زنان و کودکان تشکیل می‌دهند. این نهاد مستقل در اعلامیه‌اش هدف قرار دادن مناطق مسکونی را نقض جدی قوانین بین‌المللی حقوق بشر دانسته است. انتشار این گزارش، فشار مضاعفی بر اسلام‌آباد وارد کرد و بحث مسئولیت‌پذیری نظامی و سیاسی پاکستان را وارد مرحله‌ای تازه ساخت.

در سطح سیاسی، رفتار پاکستان در این رویداد، تصویر یک سیاست خارجی بی‌ثبات را بازتاب داد؛ تناقض میان روایت رسمی و شواهد موجود، پرسش‌های جدیدی درباره توانایی اسلام‌آباد در ارائه روایت دقیق و مسئولانه در بحران‌ها مطرح کرد. این وضعیت درحالی رقم خورد که کابل در این مرحله تلاش کرد مواضع رسمی خود را با تکیه بر پاسخ‌گویی و پایبندی به توافقات موجود تنظیم کند؛ رویکردی که در فضای منطقه‌ای تفاوت آشکاری میان نحوه برخورد دو طرف ایجاد کرد و بر نگاه تحلیلگران به وزن سیاسی کابل و اسلام‌آباد اثر گذاشت.

پیامدهای این بحران تنها به حوزه سیاست محدود نشد و اقتصاد پاکستان نیز به‌سرعت تحت فشار قرار گرفت. بسته‌شدن گذرگاه‌های مرزی، جریان تجارت میان دو کشور را مختل کرد و بازار پاکستان را با خسارت‌های غیرقابل چشم‌پوشی مواجه ساخت. روز گذشته، جمعی از تاجران پاکستانی در پشاور با مولوی فضل‌الرحمان دیدار کردند و نسبت به زیان‌های سنگین ناشی از توقف تجارت با افغانستان هشدار دادند. آن‌ها اعلام کردند که ادامه بسته‌بودن مرزها می‌تواند بخش خصوصی پاکستان را وارد بحرانی عمیق کند؛ بحرانی که در نهایت دامنه آن به دولت این کشور نیز خواهد رسید. تجارت با افغانستان برای سال‌ها یکی از منابع کلیدی درآمد و جریان کالا در مناطق مرزی پاکستان بوده و هرگونه اختلال در آن به‌طور مستقیم بر قیمت‌ها، شبکه حمل‌ونقل، اشتغال و ذخایر ارزی پاکستان اثر می‌گذارد.

به‌دنبال این وضعیت، افغانستان نیز مسیر تازه‌ای در روابط اقتصادی خود فعال کرده است. کاهش وابستگی به پاکستان و حرکت به‌سوی تعاملات گسترده‌تر با ایران، هند، ازبیکستان و ترکمنستان، بخشی از تغییرات راهبردی کابل در حوزه تجارت منطقه‌ای است. فعال‌سازی مسیرهای ترانزیتی جدید، استفاده بیشتر از بندر چابهار و تفاهم‌نامه‌های تازه با کشورهای آسیای میانه، زمینه‌ای را ایجاد کرده که بازار افغانستان بیش از گذشته به‌سوی رقبای مستقیم پاکستان گرایش پیدا کند. از دست رفتن بازار افغانستان برای اسلام‌آباد، به‌معنای از دست دادن یکی از مهم‌ترین فرصت‌های اقتصادی در همسایگی شرقی است؛ فرصتی که اکنون رقبایی مانند هند در تلاش‌اند جای آن را پر کنند.

در سوی دیگر، تلاش‌های اسلام‌آباد برای متهم‌کردن کابل به حمایت از تحریک طالبان پاکستان، تا امروز بدون ارائه سند مشخص باقی مانده است. ناتوانی در ارائه شواهد معتبر، یکی از ضعف‌های آشکار در استدلال امنیتی پاکستان به‌حساب می‌آید و باعث شده ادعاهای این کشور در محافل منطقه‌ای بیشتر حالت شعاری داشته باشد تا استنادی. همین خلأ، وزن سیاسی کابل را در مباحث امنیتی نسبت به پیش‌فرض‌های اسلام‌آباد افزایش داده و بخش دیگری از فشارهای بین‌المللی را متوجه پاکستان ساخته است.

در کنار این مسائل، گزارش بنیاد بین‌المللی حقوق بشر درباره کشته‌شدن زنان و کودکان در حملات مرزی، ضربه‌ای جدی بر اعتبار خارجی پاکستان وارد کرده است. در فضای بین‌المللی، هدف قرار گرفتن غیرنظامیان  به‌ویژه کودکان حساسیت بالایی دارد و معمولاً تأثیر عمیقی بر افکار عمومی جهانی و نهادهای حقوق بشری می‌گذارد. مشابه چنین واکنش‌هایی در قبال اقدامات نظامی اسرائیل علیه مردم غزه در سال‌های اخیر دیده شده بود و اکنون چنین رفتاری با جنبه (کودک‌کشی) هرچند در مقیاسی متفاوت، در مورد پاکستان نیز مطرح شده است. این موضوع نه‌تنها جایگاه اسلام‌آباد را در عرصه جهانی تضعیف کرده، بلکه در داخل پاکستان نیز پرسش‌های تازه‌ای درباره سیاست‌های امنیتی و نظامی این کشور ایجاد کرده است.

در مجموع، حملات دوشنبه‌شب و پیامدهای آن، ساختار شکننده سیاست خارجی و اقتصادی پاکستان را در معرض دید عموم قرار داده است. انکار رسمی در برابر شواهد میدانی، اختلاف میان روایت رسمی و گزارش‌های معتبر، بسته‌شدن مرزها و فشارهای اقتصادی، از بین رفتن بخش‌هایی از بازار منطقه‌ای و ناکامی در ارائه اسناد امنیتی، همه در کنار هم تصویری از شکست هم‌زمان سیاسی و اقتصادی اسلام‌آباد را در برابر کابل ارائه می‌دهد. این بحران نشان داد که روابط افغانستان و پاکستان وارد مرحله‌ای تازه شده؛ مرحله‌ای که در آن اسلام‌آباد نه‌تنها با چالش‌های اقتصادی دست‌به‌گریبان است، بلکه در حوزه سیاسی نیز با از دست رفتن اعتبار و افزایش فشارهای حقوق بشری مواجه شده است.

نویسنده: عبدالحی مهمند

لینک کوتاه

https://sarie.news/s336n
دکمه بازگشت به بالا