قیام سه حوت ۱۳۵۸ کابل؛ انفجار خشم مردمی علیه رژیم کمونیستی

قیام سه حوت سال ۱۳۵۸ خورشیدی در شهر کابل، یکی از مهم‌ترین و در عین حال کمتر واکاوی‌شده‌ترین رخدادهای تاریخ معاصر افغانستان است؛ خیزشی شهری که در بستر اشغال نظامی کشور توسط ارتش اتحاد جماهیر شوروی و استقرار حکومت کمونیستی وابسته به آن شکل گرفت و به سرعت به نماد اعتراض عمومی علیه سرکوب سیاسی، بی‌هویتی ایدئولوژیک و مداخله خارجی بدل شد. این قیام در شرایطی رخ داد که تنها دو ماه از ورود نیروهای شوروی به افغانستان و کشته شدن حفیظ‌الله امین می‌گذشت و حکومت تازه‌تأسیس ببرک کارمل تلاش داشت با تکیه بر حمایت نظامی مسکو، پایه‌های قدرت خود را تثبیت کند. اما خیابان‌های کابل روایت دیگری داشتند؛ روایتی از خشم انباشته‌شده مردمی که نه کودتای کمونیستی را پذیرفته بودند و نه حضور ارتش سرخ را.

برای فهم زمینه‌های قیام سه حوت، باید به تحولات پس از کودتای هفت ثور ۱۳۵۷ بازگشت؛ زمانی که حزب دموکراتیک خلق افغانستان با سرنگونی حکومت جمهوری داوودخان، نظامی ایدئولوژیک را بر کشور تحمیل کرد. اصلاحات شتاب‌زده، برخوردهای خشونت‌آمیز با مخالفان، دستگیری‌های گسترده، اعدام‌های پنهانی و تلاش برای تغییر ساختارهای سنتی جامعه، فضای ترس و بی‌اعتمادی را در شهرها و روستاها گسترش داد. زندان پلچرخی مملو از زندانیان سیاسی شد و خانواده‌های بی‌شماری داغدار گردیدند. همزمان، شکاف درونی میان جناح‌های خلق و پرچم نیز به بی‌ثباتی بیشتر انجامید. ورود نیروهای شوروی در ماه جدی ۱۳۵۸، اگرچه با هدف نجات حکومت همسو با مسکو صورت گرفت، اما در افکار عمومی به معنای اشغال آشکار کشور تعبیر شد.

در چنین فضایی، سه حوت ۱۳۵۸ فرا رسید. گزارش‌های تاریخی نشان می‌دهد که جرقه قیام از محلات مختلف کابل زده شد؛ از کارته سخی و کارته چهار گرفته تا ده‌افغانان و چنداول. مردم با شعارهای دینی و ملی، علیه «کفر»، «اشغال» و «حکومت دست‌نشانده» به خیابان‌ها آمدند. روحانیان، دانشجویان، کسبه‌کاران و حتی برخی کارمندان دولتی در این اعتراضات حضور داشتند. شب‌هنگام، صدای تکبیر از بام‌ها برخاست؛ صدایی که به نشانه همبستگی و اعتراض، فضای شهر را دربرگرفت. این شکل از مقاومت شهری، بیانگر آن بود که مخالفت با حکومت کمونیستی تنها محدود به مناطق روستایی یا گروه‌های مسلح نیست، بلکه در قلب پایتخت نیز ریشه دارد.

واکنش حکومت شدید و بی‌امان بود. نیروهای امنیتی و نظامی با حمایت مستشاران شوروی، برای سرکوب قیام وارد عمل شدند. تیراندازی در خیابان‌ها، بازداشت‌های گسترده و ایجاد فضای نظامی در شهر، چهره کابل را دگرگون کرد. آمار دقیقی از شمار کشته‌شدگان در دست نیست، اما بسیاری از منابع از ده‌ها تا صدها قربانی سخن می‌گویند. خانواده‌هایی که عزیزان خود را در آن روز از دست دادند، سال‌ها بعد نیز از بیم فضای امنیتی، کمتر درباره آن سخن گفتند. قیام به‌ظاهر سرکوب شد، اما اثر روانی و سیاسی آن باقی ماند.

اهمیت قیام سه حوت را باید در چند سطح تحلیل کرد. نخست، این رویداد نشان داد که مشروعیت حکومت کمونیستی در میان اقشار شهری نیز با چالش جدی مواجه است. برخلاف تصویری که حکومت تلاش داشت ارائه دهد مبنی بر حمایت روشنفکران و شهرنشینان از «انقلاب ثور»، واقعیت میدانی حکایت از نارضایتی عمیق داشت. دوم، این قیام به گروه‌های مقاومت در ولایات پیام داد که کابل نیز همسو با آنان است و مبارزه محدود به جغرافیای خاصی نیست. سوم، سه حوت به حافظه جمعی افغان‌ها افزوده شد؛ به‌عنوان روزی که مردم بی‌سلاح در برابر ساختار قدرت ایستادند.

از منظر جامعه‌شناختی، سه حوت را می‌توان واکنشی به گسست ناگهانی میان دولت و جامعه دانست. حکومت کمونیستی کوشید با الگوگیری از مدل‌های ایدئولوژیک وارداتی، ساختار سنتی جامعه افغانستان را در زمانی کوتاه دگرگون کند. اما جامعه‌ای که پیوندهای مذهبی، قومی و محلی در آن نقش بنیادین دارد، در برابر این دگرگونی تحمیلی مقاومت نشان داد. این مقاومت صرفاً سیاسی نبود؛ بلکه ریشه در دفاع از هویت و شیوه زیست داشت. به همین دلیل، شعارهای قیام آمیزه‌ای از مفاهیم دینی و ملی بود.

در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز قیام سه حوت بازتاب یافت. حضور ارتش شوروی در افغانستان در اوج جنگ سرد، حساسیت‌های گسترده‌ای ایجاد کرده بود. اعتراضات شهری در کابل، تصویری متفاوت از اوضاع ارائه می‌داد و نشان می‌داد که بحران افغانستان صرفاً نزاعی درون‌حزبی نیست، بلکه به مسأله‌ای ملی و حتی ژئوپلیتیک تبدیل شده است. هرچند رسانه‌های وقت کوشیدند دامنه قیام را کوچک جلوه دهند، اما اخبار آن از طریق شبکه‌های غیررسمی و روایت‌های شفاهی منتشر شد.

با گذشت دهه‌ها، سه حوت همچنان در حافظه تاریخی کابل جای دارد، هرچند بزرگداشت رسمی و منظم آن کمتر دیده می‌شود. نسل جدید ممکن است جزئیات آن روز را نداند، اما در روایت‌های خانوادگی و خاطرات شفاهی، تصویر شهری که یکپارچه فریاد اعتراض سر داد، زنده مانده است. بازخوانی این رخداد نه برای بازتولید کینه‌های گذشته، بلکه برای فهم سازوکارهای گسست دولت–ملت در تاریخ معاصر اهمیت دارد. هرگاه قدرت سیاسی بدون پشتوانه اجتماعی و با اتکا به نیروی خارجی اعمال شود، زمینه‌های انفجار نارضایتی فراهم می‌گردد.

در واقع، قیام سه حوت ۱۳۵۸ را می‌توان نقطه عطفی در روند مقاومت مردمی علیه حکومت کمونیستی و حضور شوروی دانست؛ رخدادی که نشان داد حتی در سایه سرکوب و فضای امنیتی، امکان بروز اراده جمعی وجود دارد. اگرچه آن قیام به پیروزی فوری نینجامید، اما به بخشی از زنجیره تحولاتی تبدیل شد که سرانجام به فرسایش مشروعیت حکومت و تداوم جنگ انجامید. سه حوت یادآور این واقعیت است که تاریخ افغانستان تنها در میدان‌های نبرد رقم نخورده، بلکه در کوچه‌های شهر و بر بام‌های خانه‌ها نیز نوشته شده است؛ جایی که مردم عادی، با کمترین امکانات، صدای اعتراض خود را در قرن‌های بعدی نیز به گوش مردم رساند و آن را به عنوان یکی از مهمترین تحولات تاریخی افغانستان در بستر زمان حک کرد.

نویسنده: محمد امین فرهمند

لینک کوتاه

https://sarie.news/s832n
دکمه بازگشت به بالا