لزوم به احتیاط در اظهارات واعظ زاده بهسودی

واعظ زاده بهسودی یکی از ملاهای افغان است که ادعای مرجعیت در جامعه تشیع افغانستان دارد، با توجه به اینکه در فقه شیعه، مرجع فقهی توسط سایر مراجع فقهی اعلم تایید و با مکتوب رسمی مرجعیت وی به جهان تشیع اعلام میگردد؛ اما واعظ زاده بهسودی توسط هیچ یکی از مراجع تشیع تایید نگردیده است، بلکه مرجعیت اش را از نهاد و اشخاص سیاسی همچون محمد محقق و سرور دانش به دست آورده است که این خود محل اشکال است.
واعظ زاده بهسودی در یک مسئله جنجال برانگیز در مورد عده زنان، خلاف نص صریح قرآن کریم فتوا صادر کرده بود و زنان مطلقه را پیش از اینکه عده شان به پایان برسد به شوهر کردن تجویز کرده بود که این مسئله در میان علمای برجسته افغانستان با واکنشهای جدی مواجه گردید. طبق روایات دینی و دستور صریح قرآن کریم، هیچ فردی نمیتواند خلاف نص اظهار نظری داشته باشد، ولی این فتوای واعظزاده کاملا در مقابل نص قرار دارد.
واعظ زاده بهسودی با فعالیتهای عجیب و غریب سخت در تلاش است تا جایگاه و پایگاه سیاسی برایش دست و پا کند، او با استفاده از آدرس مرجعیت سفرهای متعددی به کشورها و شهرهای مختلف انجام میدهد و سخنانی بر زبان میراند که در خور شأن مرجعیت نیست، باری در یکی از سخنرانیهایش در غرب کابل، مبنی بر همکاری متقابل حکومت تالبان و شیعیان افغانستان خطاب به ملاهبت الله رهبر تالبان گفت که اگر شما رهبر حکومت هستی من رهبریت شیعیان افغانستان را عهده دار هستم؛ لذا وقتیکه با شما خواهان ملاقات میگردم این زمینه را فراهم نمیکنید ولی با ملاهای پاکستانی راحت ملاقات دارید اینکه در این سخنرانی او خودش را رهبر شیعیان افغانستان معرفی کرد قابل تعمق است؛ زیرا شیعیان افغانستان کتلههای متفاوت است که از منظر پذیرش مرجعیت و یا جایگاه رهبری سیاسی، به جرأت میتوان گفت که بیست فیصد از شیعیان هم وی را در این شأن و مقام قبول ندارند که این خود یک ادعای کذایی است.
او که ملبس به لباس روحانیت است ملزم به حفظ حرمت و نگهداری این کسوت میباشد و باید اظهاراتی ارائه کند که بوی اتفاق، همدلی و صمیمیت از آن استشمام گردد؛ اما اظهارات اخیر وی در مورد ایجاد شقاق میان ایران و افغانستان درخور شأن مرجعیت نیست، او طی سخنرانی در ولایت هرات گفته بود که ایرانیها و اعراب در درسهای خارج آیت الله محقق کابلی شرکت نمیکردند و نماز جماعت را هم به وی اقتدا نمیکردند، یک مغالطه است که در فرهنگ تشیع هیچ جایگاه ندارد؛ بلکه تشیع مختارند که در میان جمع مرجعیت، به کدام یکی که اعلمتر است اقتدا کنند و یا از وی تقلید نمایند، چنانچه مدرس افغانی که در مدرسه علمیه قم تدریس میکرد، به دلیل اعلمیت اش شاگردان فراوان از ایرانی اعراب و… در کلاس درس وی حاضر میشدند و از علمیت وی تلمذ میکردند. همینطور آیت الله صالحی مدرس که در حال حاضر رئیس شورای علمای شیعه افغانستان است شاگردان فراوانی از میان ایرانیها و اعراب داشت؛ افزون بر آن در هنگام فوت آیت الله محقق کابلی، رهبر ایران، رئیس جمهور این کشور و بسیاری از مقامات ایرانی با تکریم و قدردانی فراوان، آیت الله محقق کابلی را در جوار حضرت معصومه دفن کردند؛ لذا خوب است که آقای واعظ زاده در اظهار نظرهایش دقت بیشتری به خرج دهد.
وی گفته است که افغانها در ایران حتی یک مسجد هم ندارند به نظر میرسد که اطلاعات اش در این زمینه هم کافی نیست و یا به عمد آن را کتمان میکند؛ چنانچه شواهد و مستندات زیادی وجود دارد که مهاجرین افغان در ایران مساجد متعدد دارند که در آن مراسم دینی و حفظ هویت فرهنگی شان را تبارز میدهند، مسجدالرسول، حسینیه هراتی ها، حسینیه کابلی ها، قندهاریها و … مساجدی اند که متعلق به افغانها و در ایران فعال اند.
بنا بر این اظهارات این چنینی توسط واعظ زاده بهسودی نه تنها که هیچ نفعی به جامعه افغانستان ندارد؛ بلکه بازی در پازل دشمنان دو کشور است که برای خلق چنین حالت بسا هزینه خواهند کرد، در حال حاضر روابط ایران با افغانستان از گرمی و صمیمیت خاصی برخوردار است، از آقای واعظ زاده انتظار میرود که با سخنان رحمانی به گرمی بیشتر این روابط کمک کند نه اینکه خواسته و نا خواسته در میدانی بازی کند که از آن جز تفرقه و نفاق چیزی عاید نخواهد داشت.