نوریه، نمونهای از مقاومت زنان در برابر بیعدالتی ساختاری

نوریه دختر افغانستانی است که برای تأمین نان خانوادهاش مجبور شد لباس پسرانه بپوشد و با نام «نوراحمد» کار کند؛ اما اکنون بازداشت شده است. در بازجویی اولیه، با او چنان برخورد میشود که گویی یک مجرم خطرناک است، نه یک کارگر ساده و محروم. این نوع مواجهه، نشاندهندهی منطق کیفریشدهای است که زن بودن را خود بهمثابه جرم تلقی میکند. نوریه نه به دلیل ارتکاب خشونت یا جنایت، بلکه صرفاً به دلیل جنسیتش تحت فشار و تهدید قرار گرفته است، در حالی که هزاران فرد مجرم واقعی در همان نظام بدون پاسخگویی آزادانه زندگی میکنند.
در جامعهای که دختران و زنان از ابتداییترین حقوق انسانی محروماند، فجایع اجتماعی به شکل گستردهای قابل مشاهده است. زنان نه تنها از تحصیل و آموزش محروم هستند، بلکه از دسترسی به کار و معیشت نیز بازماندهاند و حتی رفتن به بیرون از خانه برای بسیاری از آنها محدود یا ممنوع شده است. این محرومیتها، نه تنها امکان پیشرفت فردی را سلب میکند، بلکه زنان را در شرایطی قرار میدهد که بقا و زندگیشان به شکل غیرعادی و خطرناک تهدید میشود. در چنین ساختاری، ازدواجهای اجباری، ازدواج در سنین پایین، خشونت جنسی و حتی قتل، نه استثنا، بلکه پیامدهای طبیعی و ساختاری نظم مسلطاند.
نوریه تنها یک فرد نیست؛ او نماد مقاومت اجتماعی است. کنش او نوعی اعتراض خاموش اما جسورانه علیه نظم جنسیتی حاکم است. او مجبور شد از نقشهای کلیشهای جنسیتی عبور کند و وارد قلمرویی بهشدت مردانه شود، و هرچند موقت، ساختار قدرت را به چالش بکشد. این کنش نه انتخاب آزاد، بلکه راهبردی برای بقا در شرایط حذف ساختاری است.
نوریه به جرم کار کردن و تلاش برای زندگی بازداشت شده است. او مجرم نیست؛ او قربانی نظامی است که زن بودن را جرم میداند. صدای نوریه و هزاران زن و دختر دیگر که آرزوی تحصیل، کار و آزادی دارند، نباید خاموش شود. سکوت در برابر این وضعیت، همدستی با سازوکارهای سرکوب است و حذف صدای زنان، بازتولید خشونت ساختاری و تثبیت نابرابری است.
ایستادن در کنار نوریهها، ایستادن در برابر امتیازطلبی جنسیتی است. تا زمانی که زنان و دختران از ابتداییترین حقوق انسانی خود محروماند، هرگونه پیشرفت اجتماعی و عدالت واقعی، ناقص خواهد بود.
نویسنده: جهانزیب ویسا، فعال حقوق بشر

