اتحادیه اروپا و نگاه پروژهی به سرنوشت زنان افغان

خبرگزاری سریع، کابل: اتحادیه اروپا و قدرتهای غربی ظاهرا در شعار، مظاهر چرب و نرم واژه ها را به خورد کشورهای فقیر نشین میدهند، شعارهایی همچون حقوق زنان، حقوق بشر، آزادی بیان، حقوق طفل و … اما در عمل به گونهی رفتار میکنند که متناسب با خواستههای غیر انسانی شان به هر برنامه و استراتژی که تأمین کننده منافع شان باشد وجهه ارزشی میدهند، مصداق عملکرد ضد ارزشی پارلمان اتحادیه اروپا در قبال زنان افغان، دعوت از آریانا سعید، سیلی غفار و … است. اشخاص یاد شده درست است که یک زن افغان است؛ اما زنانی است که طی بیست سال حضور غرب در این کشور، تمام پروژهها را بنام زنان افغان توسط همین باداران غربی شان قاپیدند، بدعت ها را در جامعه رایج ساختند، از این همه امتیازاتی که غرب برای این زنان تحت عنوان کمک به زنان افغان واریز کردند کمترین بازدهی برای زنان افغانی واقعی نداشت.
این ها بیست سال ماندن در افغانستان را همچون حرمسرای فرعون در معیشت و نعمت سپری کردند، در این میان زنان افغانی واقعی زیر همان ساختمان های مجلل و شیشهی که آنان رقص و پایکوبی و ساز و آواز داشتند به بدترین وضعیت معیشتی قرار داشتند و دست شان را پیش هر عابری دراز می نمود تا شاید کمکی برای شان صورت گیرد. گاو شیر ده غرب، فقط برای چنین زنانی دوشیده می شد که در راستای پروژههای آنان همراه شان همگام بود. زنان واقعی افغان، روزها در قالبهای مختلفی همچون تکدی گری، لباسشویی، آشپزی و هر راهی که زمینهی رزق حلال را برای شان فراهم می ساخت را جویا بودند تا فرزندان و اشخاص تحت زعامت شان را شبانه از لقمه نان بهره مند کنند؛ اما تمام حقوق و امتیازاتی که بنام شان می آمد در نیمهی راه مفقود و به جیب زنانی میرفت که از قبل مورد تأیید اربابان شان بود.
اکنون همان فجایعی که بیست سال در افغانستان تکرار شد، بار دیگر بوی مشمیز کنندهی آن از غرب به مشام میرسد، در حالیکه زنان هم جنس شان در سرزمین افغانستان در باتلاق فقر و درماندگی روزگار سپری میکنند، اما این ها بنام زن افغانی با بهترین دکور لباس و استایل و مرفه ترین سطح زندگی به نمایندگی از زن افغان در پارلمان اروپا دعوت می شود و به آنان مشروعیت و جایگاه همیشگی شان از سوی اربابان غربی تجویز میگردد، اروپا اگر واقعا به فکر انسانیت است یکبار کمی به خود بیاید و سیری در داخل افغانستان بکند، در اینجا زنانی است که هم اکنون کار و زندگی قبلی که داشتند به برکت معاملهی ننگین غربی ها از دست دادند، هر دروازهی را که جهت کاریابی و حصول رزق حلال دق الباب می کنند به روی شان بسته است، حاضر اند شاقه ترین کار را انجام دهند تا عزت زندگی شان حفظ باشد، در حسرت پوشیدن لباس خوب، در حسرت اینکه آینده فرزندشان را چگونه مدیریت کنند در حسرت اینکه آیا جهان دست از معامله با سرنوشت افغان ها برخواهند داشت یا نه در فضای خفقان و یأس زندگی میکنند؛ اما عنوان نمایندگی شان به اشخاصی داده میشود که چنین رنج ها در مخیله شان عبور نکرده است.
اکنون مردم افغانستان به این درک رسیده اند که شعارهای خوش خط و فریبندهی که بنام حمایت از زنان ساخته اند تنها توجیه کنندهی حمایت از منافع غرب است، واضح است که در هیچ قاموس و مقیاس دیگری قابل توجیه و معنی نیست؛ لذا بهتر است که از این دروغ های به ظاهر خوشحال کننده حمایت از زنان دست بردارند و اعلان نمایند که مدافع حقوق قشر خاصی از زنان اند که در هر قالب جهت تأمین منافع غرب جور میایند، اگر با قالب غربی سازگار نبود، نه زن افغان است و نه مورد حمایت آنان.
لینک کوتاه