اخراج کامل امریکا از منطقه تنها راه ثبات است

درخشش ایران در میدان نبرد، امروزه به واقعیت غیرقابلانکاری تبدیل شده که محاسبات جهانی را تغییر داده است. ایالات متحده که دههها با هژمونی نظامی و تبلیغات گسترده (کبکبه و دبدبه) خود را قدرت مطلق مینامید، اکنون در برابر راهبردهای هوشمندانه و اقتدار میدانی ایران بهوضوح زمینگیر شده است.
واشنگتن نه تنها در مهار نفوذ منطقهای ایران ناکام مانده، بلکه در ایجاد یک جبهه متحد علیه تهران نیز شکست خورده است. نکته کلیدی اینجاست که حتی ناتو و سایر کشورهای همپیمان امریکا نیز با درک قدرت بازدارندگی ایران، از ورود به باتلاق خودساخته واشنگتن هراس دارند. آنها بهخوبی دریافتند که هزینهی همراهی با ماجراجوییهای کاخ سفید بسیار گزاف است؛ لذا با اجتناب از همکاری نظامی و دیپلماتیک، ترجیح دادند خود را درگیر منازعهای نکنند که برندهی آن پیشاپیش مشخص است. این انزوای خودخواسته یاران آمریکا، نشاندهنده تغییر ترازوی قدرت به نفع محور مقاومت و ایران است.
توسل رژیم اسرائیل و امریکا به ترور شخصیتهای برجسته ایران، بیش از آنکه نشانهی قدرت باشد، اعترافی صریح به درماندگی و استیصال آنها در میدان نبرد است. دشمن که در رویارویی مستقیم با اقتدار نظامی و نفوذ راهبردی ایران ناکام مانده، گمان میبرد با حذف فیزیکی نخبگان میتواند این مسیر را مسدود کند؛ اما این یک خطای محاسباتی بنیادین است.
قدرت واقعی ایران نه در یک فرد، بلکه در اراده پولادین ملتی ریشه دارد که مبارزه با اشغالگری را به بخشی از هویت خود تبدیل کردهاند. برخلاف ساختارهای وابسته به فرد، قدرت در ایران برآمده از متن مردم و آرمانهایی است که با شهادت، شعلهورتر میشود. این ترورها بهجای ایجاد خلأ، به نقطه عطف اتحاد ملی تبدیل شده و با برانگیختن غیرت عمومی، صفوف ملت را فشردهتر کرده است. دشمن باید بداند که ایران یک سیستم است که متکی به فرد نیست و این پشتوانه مردمی، شکستناپذیری این کشور را در برابر هر توطئهای خارجی تضمین میکند.
حملات واکنشی و برقآسای ایران در تلافی حمله اسراییل به پارس جنوبی، به شریانهای حیاتی در قطر، عربستان و کویت، لرزه بر اندام بازارهای جهانی انداخت و ثابت کرد که امنیت انرژی جهان، گروگانِ ماجراجوییهای واشنگتن و تلآویو است. با هدف قرار گرفتن تأسیسات راهبردی، قیمت نفت جهشی بیسابقه را تجربه کرد که مستقیماً معیشت و اقتصاد کشورهای غربی را هدف قرار داد.
این اقدام ایران پیامی فراتر از میدان جنگ داشت، اگر ایران نتواند نفت صادر کند، هیچکس در منطقه رنگ آرامش را نخواهد دید. دشمن که گمان میکرد با ترور یا تخریب زیرساختهای ایران، این کشور را به بنبست میکشاند، حالا با سقوط بازارهای بورس و بحران سوخت در پایتختهای خود مواجه است. این درماندگی اقتصادی، امریکا را در باتلاقی عمیقتر فرو برده که حتی متحدان ناتویی اش نیز برای نجات داراییهای خود، راهشان را از کاخ سفید جدا کردهاند. قدرت ایران امروز در اراده پولادین مردمی تجلی یافته که با تسلط بر گلوگاههای اقتصادی جهان، قواعد بازی را تغییر دادهاند.
راهبرد نهایی تهران اکنون بر این اصل استوار است که اخراج کامل امریکا از منطقه باید تحقق یابد. ایران با درهم کوبیدن تأسیسات مرتبط با واشنگتن و تلآویو در کشورهای همسایه، ثابت کرد که حضور نظامی بیگانه نهتنها امنیتآور نیست، بلکه بزرگترین تهدید برای ثبات خاورمیانه است، اگر کشورهای عربی خواهان آرامش و حفظ زیرساختهای خود هستند، باید از میزبانی متجاوزان دست بکشند.
امریکا و رژیم اسرائیل با ترورها و حمله به تأسیسات نفتی ایران، خود را در باتلاقی گرفتار کردهاند که راه خروج ندارد. طبق منطق دفاع مشروع، هر پایگاهی که مبدا حمله دشمن باشد، هدفی قانونی برای اراده پولادین ایران است. کشورهای منطقه باید میان تبعیت از واشنگتنِ شکستخورده یا همکاری با قدرتِ مسلط منطقه یکی را برگزینند؛ چراکه دوران بزنودررو به پایان رسیده و هرگونه تعرض به ایران، با پاسخی ویرانگر در تمام جغرافیای حضور امریکا مواجه خواهد شد.
در چنین حالت، قدردانی صمیمانه وزیر امور خارجه ایران از حکومت و مردم افغانستان، فراتر از یک تعارف دیپلماتیک، بیانگر شکلگیری یک جبهه واحد در برابر متجاوزان است. این همگرایی که ریشه در پیوندهای عمیق تاریخی، فرهنگی و دینی دارد، امروز در میدان نبرد با اشغالگری به بلوغ رسیده است. ایران و افغانستان، هر دو با ارادهای پولادین در حال پیشبرد یک جنگ مشروع برای بازپسگیری حق حاکمیت و استقلال کامل منطقه از چنگال امریکا و ایادی آن هستند، این دو کشور یکی در حوزه خلیج و دیگری در جنوب آسیا با کشورهای مصنوعی ساخت امریکا و انگلیس درگیر هستند و بالاخره این مرزهای مصنوعی استعمار بریتانیا را در هم خواهند شکست.
سرنوشت امنیت در کابل و تهران به هم گره خورده است. همسویی کنونی میان دو کشور نشان میدهد که آنان دریافتهاند تنها راه رسیدن به آرامش پایدار، اخراج کامل اشغالگران است. این وحدت راهبردی، واشنگتن را در باتلاقی قرار داده که هیچ راه فراری از آن ندارد؛ چراکه اکنون با دو قدرتِ برخاسته از متن مردم روبروست که شهادت و ایستادگی را تنها راه عزت میدانند. این همگرایی، نویدبخش نظمی نوین در منطقه است که در آن بیگانگان جایی برای فتنه انگیزی نخواهند داشت.
یادداشت اختصاصی
لینک کوتاه
