از توهم فروپاشی تا واقعیت میدان؛ پاسخ سخت حزبالله به اسرائیل و امریکا
در حالی که طی بیش از یک سال گذشته برخی محافل سیاسی و امنیتی در غرب و رژیم اسرائیل از پایان قدرت حزبالله سخن میگفتند، تحولات مارچ ۲۰۲۶ روایت دیگری را به نمایش گذاشت.

به گزارش خبرگزاری سریع؛ به نقل از خبرگزاری دانشجو، بیش از یک سال بود که اتاقهای فکر رژیم اسرائیل، برخی محافل در واشینگتن و حتی جریانهایی در داخل لبنان، از آنچه مرگ استراتژیک حزبالله میخواندند سخن میگفتند. با این حال، تحولات مارچ ۲۰۲۶ نشان داد که این ارزیابیها با واقعیت میدان فاصله دارد. حزبالله با ورود به درگیریها در پاسخ به حملات امریکا و اسرائیل علیه ایران، بار دیگر توانایی خود در انجام عملیات و هدف قرار دادن مناطق مختلف در سرزمینهای اشغالی را به نمایش گذاشت.
عملکرد نیروهای مقاومت در میدان و تداوم حملات به عمق اراضی اشغالی نشان میدهد که حزبالله به دوره حدود ۱۵ ماهه آتشبس نه به عنوان پایان درگیری، بلکه به عنوان فرصتی برای بازسازی توان نظامی، سازماندهی مجدد و آمادهسازی برای رویارویی احتمالی آینده نگاه کرده است.
ابطال روایت فروپاشی
در زمان اعلام آتشبس در نوامبر ۲۰۲۴، مقامهای رژیم اسرائیل آن را نشانهای از پیروزی خود توصیف میکردند. بنیامین نتانیاهو مدعی شده بود که این رژیم توانسته است توان نظامی حزبالله را بهشدت تضعیف کرده و این گروه را سالها به عقب براند. همزمان برخی مقامهای نظامی امریکا نیز از تضعیف جدی ساختارهای حزبالله سخن میگفتند.
در داخل لبنان نیز برخی جریانهای سیاسی تلاش کردند این وضعیت را به عنوان فرصتی برای محدود کردن نقش نظامی حزبالله معرفی کنند و حتی از خروج کامل نیروهای این گروه از جنوب رود لیتانی سخن به میان آوردند. در همان زمان، شماری از تحلیلگران غربی با استناد به دادههای ماهوارهای ادعا میکردند بخش بزرگی از توان نظامی حزبالله از میان رفته است.
با این حال، تحولات بعدی نشان داد که آسیبهای واردشده الزاماً به معنای فروپاشی کامل ساختار این گروه نبوده است.
بازسازی از نخستین روزهای آتشبس
بر اساس گزارش منابع نزدیک به مقاومت، روند بازسازی توان نظامی حزبالله تقریباً بلافاصله پس از اجرای آتشبس آغاز شد. در نگاه فرماندهی این گروه، این دوره بیشتر به عنوان یک وقفه عملیاتی تلقی میشد که باید برای آمادهسازی مرحله بعدی درگیری مورد استفاده قرار گیرد.
بر همین اساس، تلاشها برای بازسازی ساختارهای نظامی و تقویت آمادگی نیروها در دستور کار قرار گرفت. گزارشها حاکی است که تا اواخر سال ۲۰۲۵ بخش قابل توجهی از زیرساختها و توانمندیهای مورد نیاز برای ادامه نبرد دوباره احیا شده بود، هرچند برخی سامانهها همچنان آسیب دیده باقی مانده بودند.
تحولات در ساختار و دکترین نظامی
تحولات سالهای اخیر، بهویژه برخی ضربات امنیتی و اطلاعاتی، حزبالله را به بازنگری در ساختار عملیاتی و امنیتی خود واداشت. بر اساس گزارشها، این گروه برای کاهش آسیبپذیری در برابر نفوذ اطلاعاتی، تغییراتی در شیوههای ارتباطی و سازماندهی نیروها ایجاد کرده است.
از جمله این تغییرات میتوان به استفاده گستردهتر از ساختارهای کوچک و نیمهمستقل عملیاتی اشاره کرد؛ ساختاری که به واحدهای میدانی امکان میدهد حتی در صورت قطع ارتباط با فرماندهی مرکزی نیز به فعالیت خود ادامه دهند. این مدل، که پیشتر نیز در برخی مراحل فعالیت حزبالله مورد استفاده قرار گرفته بود، با هدف افزایش تابآوری در شرایط جنگی دوباره مورد توجه قرار گرفته است.
حضور میدانی و بازسازی لجستیکی
با وجود برخی گزارشها درباره کاهش حضور حزبالله در جنوب رود لیتانی، منابع مختلف از تداوم حضور سازمانیافته این گروه در مناطق جنوبی لبنان خبر میدهند؛ حضوری که بیشتر به صورت شبکهای و با استفاده از واحدهای کوچک و تحرکپذیر سازماندهی شده است.
در حوزه لجستیکی نیز تحولات منطقهای، از جمله تغییرات سیاسی و امنیتی در سوریه، بر روند تأمین تجهیزات و بازسازی توان نظامی حزبالله تأثیر گذاشته است. گزارشها نشان میدهد که این گروه علاوه بر بهرهگیری از شبکههای منطقهای، تلاش کرده است بخشی از نیازهای خود را از طریق توسعه توان تولید داخلی، بهویژه در حوزه پهپادها و راکتها، تأمین کند.
جمعبندی
حملات اخیر حزبالله به برخی مناطق در سرزمینهای اشغالی، از جمله اطراف اشکلون، نشان میدهد که این گروه همچنان توانایی انجام عملیات و حفظ حضور نظامی خود را دارد. به نظر میرسد حزبالله با تکیه بر ساختارهای چابکتر و تغییر در روشهای سازماندهی، تلاش کرده است خود را با شرایط جدید میدان نبرد تطبیق دهد.
برخی تحلیلگران بر این باورند که دوره آتشبس گذشته بیش از آنکه به معنای پایان تنشها باشد، مرحلهای برای بازسازی و آمادهسازی طرفها برای تحولات بعدی در معادلات منطقهای بوده است.
لینک کوتاه
