اسلام‌آباد؛ دام استراتژیک برای دیپلماسی عزت؛ چرا ایران نباید در پاکستان مذاکره کند؟

در منطق تحولات راهبردی، پیروزی در میدان نبرد تنها نیمی از مسیر است؛ نیمه دوم و چه بسا دشوارتر، تثبیت این پیروزی در تالارهای دیپلماسی است. ایران پس از پنج هفته نبرد سنگین و درهم‌شکستن هیمنه نظامی ایالات متحده، اکنون در نقطه‌ای ایستاده است که می‌تواند نظم جدیدی را به منطقه تحمیل کند. اما در این میان، انتخاب اسلام‌آباد به عنوان بستر مذاکرات احتمالی، نه یک انتخاب لجستیکی ساده، بلکه یک خطای راهبردی و به تعبیر دقیق‌تر، یک تله امنیتی است که می‌تواند تمام رشته‌های میدان را در پنبه‌ی دیپلماسیِ وابسته، رشته کند. من در این تحلیل، صراحتاً معتقدم که جغرافیای مذاکره، بخشی از خودِ معامله است و نشستن پشت میزِ پاکستان، بازی در زمین طراحی‌شده‌ی پنتاگون است

پاکستان؛ کارگزارِ ناتوان یا میانجیِ وابسته؟

پاکستان کشوری است که ساختار قدرت آن بر یک تضاد عمیق بنا شده است؛ کشوری که در لایه عمومی مدعی برادری اسلامی است، اما در لایه‌ی پنهان و سخت‌افزاری، ارتش و سرویس‌های امنیتی‌اش (ISI) پیوندی ارگانیک و تاریخی با دالرها و آموزش‌های نظامی آمریکا دارند. واقعیتی که نباید از آن چشم‌پوشی کرد این است که پاکستانِ امروز، در میانه فروپاشی اقتصادی، برای تأمین معیشت و بقای سیاسی خود به چراغ سبز واشینگتن و وام‌های بین‌المللی وابسته است. کشوری که برای پرداخت بدهی‌های خود در راهروهای صندوق بین‌المللی پول چانه‌زنی می‌کند، هرگز توان و اراده‌ی ایستادگی در برابر فشارهای کاخ سفید را برای تأمین منافع ایران نخواهد داشت. اسلام‌آباد در این سناریو، نه یک میزبان بی‌طرف، بلکه یک کارگزار منطقه‌ای برای آمریکا است که مأموریت دارد پیروزیِ سخت و پرهزینه‌ی ایران را به یک تفاهم‌نامه‌ی بی‌رمق تبدیل کند

تله‌ی تضعیف دستاوردهای راهبردی

ایران پس از شلیک ۱۲ هزار پرتابه و وادار کردن ترامپ به پذیرش شروط ۱۰ گانه، اکنون در موضع برتر قرار دارد. هدف آمریکا از پیشنهاد پاکستان به عنوان محل مذاکره، خارج کردن ایران از فضای اقتدار میدانی و کشاندن آن به محیطی است که تحت اشراف اطلاعاتی و امنیتی غرب قرار دارد. من معتقدم وظیفه‌ای که برای پاکستان در این مرحله تعریف شده، تلطیف و فرسوده کردن پیروزی ایران است. آن‌ها می‌خواهند هیبت ناشی از پیروزی نظامی را در لایه‌های بروکراسی و فشارهای دیپلماتیک اسلام‌آباد مستهلک کنند تا آمریکا بتواند بدون دادن امتیاز واقعی از جمله لغو کامل تحریم‌ها، از باتلاق خودساخته خارج شود. میز مذاکره در پاکستان، ابزاری است برای اینکه آمریکا شکست در میدان را به تساوی در سیاست بدل کند

ضرورت جابجایی وزنِ دیپلماسی به سمت قدرت‌های مستقل

اگر قرار است اراده ایران بر حریف تحمیل شود، این اتفاق باید در جغرافیایی رخ دهد که وزن سیاسی آن با وزن پیروزی‌های میدان همخوانی داشته باشد. کشورهایی مانند روسیه یا چین، نه تنها مستعمره فکری و اقتصادی آمریکا نیستند، بلکه خود مدعیان نظم جدید جهانی‌اند. برگزاری مذاکرات در مسکو یا پکن، ماهیت گفتگوها را از تلاش برای آتش‌بس به تنظیم قواعد بازی جدید تغییر می‌دهد. حضور در این پایتخت‌ها به معنای آن است که ایران پیروزی خود را نه در سایه یک میانجی وابسته، بلکه در کنار قدرت‌هایی تثبیت می‌کند که نفع راهبردی آن‌ها در تضعیف هژمونی آمریکا است. حتی پایتخت‌های مستقل اروپایی که به دنبال خروج از زیر سایه سنگین ترامپ هستند، اعتبار بیشتری از اسلام‌آباد دارند که هویتش با میراث استعماری و وابستگی به پنتاگون گره خورده است

لغو مذاکرات پاکستان؛ ضربه آخر به پرستیژ دشمن

من صراحتاً پیشنهاد می‌کنم که ایران با لغو یک‌جانبه مذاکرات در پاکستان، آخرین ضربه را به پرستیژ دیپلماتیک واشینگتن وارد کند. این اقدام، پیامی صریح به جهان مخابره خواهد کرد مبنی بر اینکه دوران تحمیل زمان و مکان مذاکره توسط متجاوز به پایان رسیده است. لغو حضور در اسلام‌آباد به معنای آن است که ایران به خوبی از نقشه‌های پشت‌پرده و نقاب‌های اسلامی آگاه است و اجازه نمی‌دهد خون‌های ریخته شده و ایستادگی ملت، در تله‌های امنیتی ذبح شود. این حرکت، پیروزی نظامی ایران را با یک استقلال دیپلماتیک تکمیل می‌کند و به طرف مقابل می‌فهماند که برای هرگونه گفتگو، باید در زمینی حاضر شود که ایران آن را تعیین می‌کند

فرجام سخن؛ پیروزی تمدنی در گرو هوشیاری جغرافیایی

ایران امروز نماینده یک تمدن کهن و وجدان بیدار ملت‌های آزاده است. آنچه در میدان به دست آمده، صرفاً یک دستاورد نظامی نیست، بلکه یک سرمایه تاریخی است که به ایران قدرت چانه‌زنی ۹۰ میلیارد دالری در تنگه هرمز را بخشیده است. سپردن این غنیمت بزرگ به دست دیپلماسی پاکستان، ریسک بر سر دستاوردهای چهل روز مقاومت‌عزتمندانه است. نباید اجازه داد پیروزی که با صبر و ایستادگی به دست آمده، در جغرافیایی که هنوز بوی میراث استعماری می‌دهد، تحت تاثیر قرار گيرد. راه نهایی برای تثبیت قدرت ایران، عبور از میزهای وابسته و اصرار بر دیپلماسی در کشورهای مستقل و مقتدر است. این تنها راهی است که پیروزی میدان را به یک فتح پایدار سیاسی تبدیل خواهد کرد.

نویسنده: محمد امان فلاح

لینک کوتاه

https://sarie.news/s948n
دکمه بازگشت به بالا