اهمیت کریدور واخان بر ثبات اقتصادی و سیاسی در افغانستان

واخان یک خط باریک در رشته کوههای پامیر بدخشان است که چین، پاکستان، افغانستان و تاجیکستان در آن مرز مشترک دارند. کریدور واخان از شمال شرق از سرزمین اصلی افغانستان به مرز چین منتهی میشود. در جنوب آن، افغانستان با کشور پاکستان و در شمال با تاجیکستان مرز مشترک دارد. طول آن 350 کیلومتر با 13 تا 65 کیلومتر است. مساحت کل این خطه 10300 کیلومتر مربع و جمعیت ساکن در آن بالغ بر 15000 نفر است. این مکان جایی است که سه رشته از بلندترین رشته کوههای جهان به نامهای قراقورام، هندوکش و پامیر در آن به هم نزدیک میشوند.
واخان از مناطق استراتژیک محسوب میگردد که ریشه در تاریخ و افسانههای کشورهای یاد شده دارد، این کریدور با توجه به اینکه از اهمیت والای اقتصادی برای افغانستان و آسیای میانه برخودار است همواره مورد بحث و رایزنی میان این کشورها بوده است، کشور چین به عنوان دومین اقتصاد برتر جهان در این پروژه سهیم است، فعال شدن کریدور واخان باعث میگردد که کالاهای تجارتی و تولیدات چینی بصورت مستقیم از این بزرگراه وارد افغانستان و آسیای میانه گردیده و این کشورها را از وابستگی اقتصادی به غرب رهایی بخشد.
پاکستان در قبال این پروژه نگاه ممتنع دارد، زیرا از یکسو، کالاهای تجارتی افغانستان که از طریق بندر کراچی وارد میگردد، مقداری از سود گمرکی و هزینه حمل و نقل آن به جیب این کشور میرود، از سوی دیگر با فعال شدن کریدور واخان کالاهای تجارتی چین و حوزه شرق به بندر گوادر پاکستان میرسد که این کشور میتواند از این طریق نیز منافع معادل به دست آورد.
با توجه به اینکه واخان در محاصره کشورهایی همچون، پاکستان، تاجیکستان و بخشهایی از مناطق خود مختار اویغور است، بیم تهدیدات گروههای تروریستی بر این پروژه بزرگ قابل تصور است، در آخرین نقطه عرضی این بندر، تاجیکستان و پاکستان ۱۳ کیلومتر از همدیگر فاصله دارند، موجودیت داعش و گروههای تندرو در پاکستان و تاجیکستان که در نقش گروههای نیابتی امریکا و غرب عمل میکنند تهدید جدی بر فعال شدن کریدور واخان محسوب میگردد.
هرچند که حکومت سرپرست افغانستان با استقبال از فعال شدن واخان مسئولیت تامین امنیت کامل آن را بر عهده گرفته است؛ اما واقعیت این است که گروههای مسلح در افغانستان نیز در حال رشد است و کماکان انفجارهایی در ولایات مختلف انجام میدهند، چنانچه تجارب چهل ساله افغانستان ثابت کرده است که جریانهای مسلح مخالف حکومت مرکزی هرگز از مجاری زور و سختگیری قابل سرکوب نیستند و هرچه زمان بیشتر بگذرد به نفع آنان است و بهتر خود را سازماندهی خواهند کرد؛ بنا بر این اگر نیروهای حاکم بر افغانستان واقعا خواهان تامین امنیت کامل این پروژه هستند باید که مشروعیت داخلی شان را تامین و تضمین کرده و با ایجاد حکومت ملی، تعدد مخالفین مسلح را کاهش داده و مانع جدی بر سر راه رشد داعش ایجاد کنند.
منفعت این پروژه صرفا متوجه افغانستان نمیگردد؛ بلکه علاوه بر چین و کشورهای آسیای میانه منفعت اقتصادی خوب برای ایران دارد، خط ریلی هرات _خواف که تا مزار شریف امتداد خواهد داشت که حکومت سرپرست ساخت و تامین بودجه آن را بر عهده گرفته است، میتواند از این طریق به واخان وصل گردیده و روابط تجارتی شرق و غرب را بهبود بخشد، این خط ریلی، باعث میگردد که ایران به چین وصل گردیده و برای مبادلات تجاری دو کشور مفید واقع گردد.
اما با این همه مفادی که عموم کشورها از آن مستفید میگردند، چین به دلیل هراس از گروههای تندرو نمیتواند با قاطعیت کامل در این عرصه گام بردارد؛ زیرا بیم آن دارد که مبادا سرمایهگذاریهای میلیاردی بر این پروژه توسط عناصر مسلح به باد فنا رفته و این طرح با شکست مواجه گردد. بنا بر این آنچه که در قدم اول موفقیت این پروژه را تضمین میکند، توجه به صلح منطقوی و همکاری کشورهای منطقه است، در وهله دوم ثبات افغانستان و مشروعیت داخلی و بین المللی حکومت سرپرست است که باعث میگردد این کشورها با اطمینان خاطر با یک دولت مشروع ملی عقد قرارداد نموده و پروژهی کریدور واخان را با ریسک کمتر آغاز کنند.