ایران در متن بحران؛ از مقاومت خیابانی تا تغییر معادلات منطقه‌ای

ششمین شب حضور گسترده مردم ایران در خیابان‌ها، مساجد و میدان‌های اصلی شهرهای این کشور، به یکی از مهم‌ترین نشانه‌های تحولات اخیر در صحنه سیاسی و امنیتی منطقه تبدیل شده است. این تجمع‌ها که در حمایت از نظام سیاسی ایران و در بزرگداشت از مقام شامخ رهبر شهید اين کشور برگزار شد، تنها یک حرکت احساسی یا واکنش لحظه‌ای نبود، بلکه به‌تدریج به نمادی از همبستگی اجتماعی و مقاومت سیاسی تبدیل گردید.

در فضایی که بسیاری از تحلیل‌گران انتظار داشتند فشارهای خارجی و تهدیدهای نظامی به تضعیف انسجام داخلی ایران منجر شود، آنچه در خیابان‌های شهرهای مختلف این کشور مشاهده شد، روایت متفاوتی از واقعیت‌های جامعه ایران ارائه داد.

در روزهای اخیر، دونالد ترامپ تلاش کرد با پیام‌ها و موضع‌گیری‌های تند، مردم ایران را به تغییر نظام سیاسی این کشور فرا بخواند در حالیکه نتیجه برعکس شد و مردم خیابان‌ها را پر کردند اما عليه امریکا و رژیم اسرائیل. این موضع‌گیری در چارچوب همان سیاست قدیمی فشار حداکثری قابل فهم است؛ سیاستی که بر این فرض استوار بود که فشارهای خارجی در نهایت به شکاف میان دولت و جامعه در ایران منجر خواهد شد. اما واکنش جامعه ایران در این چند شب اخیر نشان داد که چنین محاسبه‌ای تا چه اندازه می‌تواند از واقعیت‌های اجتماعی فاصله داشته باشد.

آنچه در خیابان‌های تهران، مشهد، اصفهان و دیگر شهرها رخ داد، بیش از آنکه صرفاً یک تظاهرات سیاسی باشد، نوعی بازتعریف رابطه میان جامعه و ساختار سیاسی به شمار می‌رود. حضور گسترده مردم در حالی صورت گرفت که تهدیدهای امنیتی و حتی حملات نظامی نیز وجود داشت و صفوف مظاهره کنندگان را بمباران می‌کرد. با این حال، خیابان‌ها خالی نشدند و جمعیت معترض به تجاوز های آمریکا و اسرائیل، حضور خود را به شکلی آشکار و پررنگ نشان دادند. این صحنه‌ها پیام روشنی داشت مبنی بر اینکه فشار خارجی بر ملت ایران نه تنها به فروپاشی انسجام داخلی منجر نمی‌شود بلکه اين ملت را منسجم تر از هر زمان دیگر می‌سازد.

در سوی دیگر این معادله، رهبران سیاسی ایران تلاش کردند تصویری متفاوت از رهبری سیاسی در شرایط بحران ارائه دهند. در حالی که در بسیاری از کشورها، رهبران در شرایط تنش امنیتی ترجیح می‌دهند در مکان‌های امن باقی بمانند، چنانچه هم اکنون‌ رهبران امریکا و اسرائیل در مخفیگاه ها و پناهگاه‌ها پنهان شده اند؛ اما در ایران حضور مقامات ارشد در میان جمعیت تظاهرکننده به یک پیام سیاسی تبدیل شد. این حضور نه تنها به تقویت روحیه جمعی کمک کرد، بلکه منجر به همدلی بیشتر ميان ملت و دولت گردید. چنین صحنه‌هایی با حضور رئیس جمهور ایران و سایر اراکین نظام به‌سرعت در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی بازتاب یافت و به یکی از نمادهای ایستادگی و مقاومت این دوره تبدیل شد.

در مقابل، فضای سیاسی در اسرائیل و ایالات متحده نیز دستخوش تنش و نگرانی شده است. اشخاصی مانند بنیامین نتانیاهو در مرکز این تحولات قرار دارند؛ رهبرانی که اکنون با پیامدهای تصمیم‌های اشتباه استراتژیک خود مواجه‌اند. فشارهای داخلی، نگرانی‌های امنیتی و عدم تحقق اهداف اعلام‌شده، شرایط نا امید کننده‌ای را برای این متجاوزان ایجاد کرده است. این وضعیت نشان می‌دهد که آغاز یک بحران یا جنگ همیشه به معنای توانایی مدیریت پیامدهای آن نیست.

نکته قابل توجه دیگر در تحولات اخیر، تلاش برای گسترش دامنه فشار بر ایران از طریق بازیگران منطقه‌ای بود، ترامپ دست به دامن کشورهای غربی هم‌چون آلمان و فرانسه شد اما ايران حتي محور مقاومت را به کمک فرا نخواند، چبرخی محافل در غرب تصور می‌کردند که می‌توان از طریق گروه‌های قومی یا بازیگران منطقه‌ای، معادلات داخلی ایران را تغییر داد. اما تجربه نشان داد که چنین رویکردی نیز با محدودیت‌های جدی روبه‌رو است. جامعه ایران، با وجود تنوع قومی و فرهنگی، در شرایطی که تهدید خارجی را احساس می‌کند، تمایل بیشتری به همگرایی و دفاع از تمامیت ارضی کشور نشان می‌دهد.

از سوی دیگر، درخواست کمک از کشورهای اروپایی مانند آلمان و فرانسه نیز نشان‌دهنده آن است که بحران از سطح یک تقابل دوجانبه فراتر رفته و به مسئله‌ای گسترده‌تر در نظام بین‌الملل تبدیل شده است. با این حال، حتی در میان متحدان غربی نیز اجماع کامل درباره چگونگی برخورد با ایران وجود ندارد. تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که بسیاری از کشورهای اروپایی نسبت به ورود به درگیری‌های پرهزینه در خاورمیانه محتاط هستند.

آنچه در روزهای اخیر رخ داده است، بیش از آنکه صرفاً یک بحران کوتاه‌مدت باشد، می‌تواند نشانه‌ای از تغییر در معادلات قدرت و اراده در منطقه باشد. خیابان‌های ایران در این شب‌ها به صحنه‌ای تبدیل شده‌اند که در آن نه تنها اعتراض یا حمایت سیاسی، بلکه نوعی نمایش اراده جمعی شکل گرفته است. که می‌تواند در تعیین مسیر آینده تحولات نقش مهمی ایفا کند.

تحولات اخیر بار دیگر این واقعیت را یادآور می‌شود که سیاست بین‌الملل تنها در اتاق‌های تصمیم‌گیری و پشت درهای بسته شکل نمی‌گیرد؛ بلکه خیابان‌ها، میدان‌ها و حضور مردم نیز می‌توانند معادلات قدرت را دگرگون کنند. در چنین شرایطی، هرگونه راهبرد سیاسی که این عامل مهم را نادیده بگیرد، دیر یا زود با واقعیت‌های پیچیده جامعه و سیاست روبه‌رو خواهد شد.

یادداشت اختصاصی

لینک کوتاه

https://sarie.news/s908n
دکمه بازگشت به بالا