بنبست استراتژیک واشینگتن؛ ترامپ در برابر اراده ایران به دیپلماسی پناه برد
گزارشهای تازه از واشینگتن حاکی از آن است که دونالد ترامپ، رئیسجمهور امریکا، در پی ناکامی در دستیابی به اهداف نظامی خود علیه ایران، به ناچار مسیر دیپلماسی را در اولویت قرار داده است. در حالی که فشارهای متقابل ایران و تحرکات میانجیگرانه منطقهای ادامه دارد، گزارشها نشان میدهد ترامپ برای خروج از باتلاق درگیری، بیش از تهران اشتیاق نشان میدهد.

به گزارش خبرگزاری سریع؛ روزنامه «والاستریتژورنال» در گزارشی فاش کرد که دونالد ترامپ در جلسات اخیر خود با مقامات ارشد امنیت ملی، علیرغم لفاظیهای گذشته، از اتخاذ هرگونه تصمیم نظامی جدید علیه ایران خودداری کرده است. طبق این گزارش، رئیسجمهور امریکا پس از دریافت گزارشهایی از وضعیت میدانی و کانالهای دیپلماتیک در تهران، به مشاوران خود دستور داده است که زمان بیشتری به روند دیپلماسی اختصاص دهند.
این تغییر رویکرد در حالی صورت میگیرد که کارشناسان بینالمللی بر این باورند که زمان به نفع واشینگتن نیست. نیت سوانسون، از تحلیلگران حوزه امنیت ملی، با اشاره به شرایط دشوار امریکا تأکید کرد که ترامپ برای رهایی از پیامدهای گسترده این درگیری، تحت فشار است و عملاً گزینهای جز تغییر انتظارات خود یا پذیرش مخاطرات یک جنگ بدون هدف استراتژیک ندارد.
در سوی دیگر میدان، تهران با ایستادگی بر اصول خود، خواستار توافقی است که ضمن حفظ حقوق ملی، امنیت پایدار را تضمین و محاصرههای دریایی را لغو کند. در همین راستا، تلاشهای میانجیگران منطقهای، از جمله سفر فرمانده ارتش پاکستان به تهران، نشان از تلاش برای یافتن راهکاری جهت توقف تجاوزات است.
گزارشها حاکی از آن است که تماسهای تلفنی اخیر میان ترامپ و نتانیاهو به دلیل مخالفت شدید نخستوزیر رژیم اسرائیل با هرگونه توافق با ایران، به شدت پرتنش بوده است. تلآویو نگران است که ترامپ برای خروج از بحران، به توافقی تن دهد که توانمندیهای هستهای و دفاعی ایران را به شکلی که اسرائیلیها انتظار دارند، محدود نکند.
واقعیت غیرقابل انکار این است که علیرغم حملات گسترده، توان هستهای ایران همچنان دستنخورده باقی مانده است. علاوه بر این، هشدارهای صریح سپاه پاسداران مبنی بر گسترش دایره پاسخگویی به سراسر منطقه، عملاً زیرساختهای انرژی و ذخایر دفاعی متحدان امریکا در خلیج فارس را با چالش جدی مواجه کرده است. این وضعیت، ترامپ را با این پرسش دشوار مواجه کرده که آیا ارزش دارد برای رؤیاهای حداکثری، با آتشبازی در منطقهای که اکنون به شدت آسیبپذیر شده، منافع حیاتی غرب را بیش از پیش به خطر بیندازد؟

