تاپی؛ از وعدههای چندساله تا آزمون تازه افغانستان

امضای تفاهمنامه خرید گاز میان افغانستان و ترکمنستان در تورغندی هرات، میتواند نشانهای از ورود پروژه خط لوله گاز ترکمنستان، افغانستان، پاکستان و هند، موسوم به تاپی، به مرحلهای تازه باشد. حضور قربانقلی بردیمحمداف، رهبر ملی ترکمنستان، در خاک افغانستان و دیدار او با ملا عبدالغنی برادر، معاون اقتصادی ریاستالوزرا، به این رویداد وزن سیاسی بیشتری داده است. تفاهمنامه میان شرکت دولتی افغان گاز و ترکمنگاز در شرایطی امضا شده که آینده تاپی برای سالها در میان وعدههای سیاسی، مشکلات امنیتی، اختلافهای اقتصادی و دشواریهای تأمین مالی گرفتار بوده است. اکنون اما مسئله از کلیگویی درباره اهمیت این پروژه فراتر رفته و دو طرف بر سر موضوعاتی مانند قیمت گاز، میزان نیاز افغانستان، نحوه توزیع و شرایط قرارداد وارد گفتوگوهای مشخص شدهاند که همین تغییر، مهمترین بخش ماجرا است.
تاپی اگرچه سالها است در ادبیات اقتصادی افغانستان به عنوان یکی از بزرگترین پروژههای منطقهای مطرح میشود، اما برای مردم افغانستان هنوز بیشتر یک وعده بزرگ بوده است تا یک واقعیت اقتصادی روزمره. خط لولهای که قرار است گاز ترکمنستان را از خاک افغانستان به پاکستان و هند منتقل کند، در صورت تکمیل میتواند افغانستان را از یک کشور صرفاً مصرفکننده و نیازمند کمک، به بخشی از شبکه انرژی منطقه تبدیل کند؛ اما برای رسیدن به این مرحله، فاصله میان امضای تفاهمنامه و اجرای واقعی پروژه همچنان زیاد است.
تفاهمنامه تازه در واقع یکی از حلقههای مهم این زنجیره را هدف قرار داده است؛ افغانستان چه مقدار گاز میخرد، با چه قیمتی میخرد و چگونه آن را به مصرفکنندگان داخلی میرساند؟ پاسخ به همین سه پرسش میتواند تعیین کند که تاپی برای افغانستان تنها یک مسیر عبور گاز باقی میماند یا به بخشی از زیرساخت انرژی کشور تبدیل میشود، درخواست ملا برادر برای تعیین قیمت گاز بر اساس یک فرمول قابل پیشبینی و جلوگیری از تأثیر شدید نوسانات بازارهای اروپایی بر قیمت، از همین منظر اهمیت دارد. افغانستان اقتصادی شکننده دارد و صنایع این کشور توان تحمل شوکهای شدید قیمتی را ندارند. اگر قیمت گاز در یک قرارداد بلندمدت به شکل غیرقابل پیشبینی تغییر کند، سرمایهگذاری در صنایعی که به گاز وابستهاند نیز با ریسک بیشتری روبهرو خواهد شد. به همین دلیل، تأکید بر قرارداد درازمدت، شرایط آسان و میکانیزم انعطافپذیر برای بازنگری قرارداد، تنها یک خواست تجاری نیست؛ بلکه بخشی از تلاش برای ایجاد یک بازار انرژی قابل پیشبینی در افغانستان است. افغانستان به انرژی نیاز دارد، اما بیش از آن به انرژی قابل اطمینان و قابل پرداخت نیازمند است.
هرات در این معادله جایگاه ویژه دارد. این ولایت از یک سو به ترکمنستان نزدیک است و از سوی دیگر یکی از مراکز مهم اقتصادی و صنعتی افغانستان به شمار میرود. ایجاد شبکه انتقال و توزیع گاز در هرات میتواند نخستین گام برای تبدیل گاز ترکمنستان از یک کالای ترانزیتی به یک منبع انرژی مورد استفاده صنایع و شهروندان افغانستان باشد. درخواست ملا برادر از ترکمنستان برای همکاری در ساخت شبکه توزیع و مصرف گاز در هرات و پاسخ مثبت بردیمحمداف به این درخواست، در همین چارچوب قابل توجه است. رهبر ملی ترکمنستان گفته است که عشقآباد آماده است در کنار تمدید پایپلاین تاپی به هرات، در ساخت شبکه توزیع گاز و آغاز کارهای عملی پروژه همکاری کند. اگر این وعدهها به مرحله اجرا برسد، هرات میتواند به یکی از مهمترین نقاط اتصال افغانستان با شبکه انرژی آسیای مرکزی تبدیل شود.
اما اهمیت دیدار تورغندی تنها به گاز محدود نیست. مجموعه موضوعاتی که میان دو طرف مطرح شده، نشان میدهد که افغانستان تلاش دارد رابطه اقتصادی با ترکمنستان را از یک پروژه مشخص به یک کریدور گسترده تجاری و ترانزیتی تبدیل کند. بندر ترکمنباشی، مسیر لاجورد و خط آهن هرات–تورغندی سه ضلع دیگر این همکاری هستند. افغانستان سالها است برای تجارت خارجی خود با مشکل محدودیت مسیرهای ترانزیتی مواجه است. وابستگی بیش از حد به چند مسیر مشخص، تجارت کشور را در برابر اختلافهای سیاسی و بستهشدن مرزها آسیبپذیر کرده است. هر مسیر جدیدی که بتواند افغانستان را به بازارهای منطقه و جهان وصل کند، در واقع بخشی از قدرت اقتصادی کشور را افزایش میدهد. از این منظر، مسیر لاجورد برای افغانستان اهمیت ویژه دارد. این مسیر میتواند افغانستان را از طریق ترکمنستان به دریای خزر و سپس به بازارهای اروپایی متصل کند. فعالشدن دوباره آن میتواند به افغانستان فرصت دهد که بخشی از تجارت خارجی خود را از مسیرهای جایگزین انجام دهد. در همین حال، درخواست کابل برای فراهمکردن تسهیلات بیشتر در بندر ترکمنباشی نیز از یک نیاز عملی ناشی میشود. کالا زمانی میتواند بهصورت رقابتی وارد بازار شود که مسیر انتقال آن کوتاهتر، ارزانتر و قابل پیشبینی باشد.
خط آهن هرات–تورغندی نیز در صورت بازسازی و توسعه، میتواند این زنجیره را کاملتر کند. اتصال ریلی افغانستان به شبکه ترکمنستان، در کنار بندر ترکمنباشی و مسیر لاجورد، ظرفیت آن را دارد که هرات را به یکی از نقاط مهم ترانزیتی منطقه تبدیل کند. این همان جایی است که تاپی از یک پروژه انرژی به یک پروژه ژئواقتصادی تبدیل میشود. افغانستان تنها به گاز ترکمنستان نیاز ندارد؛ ترکمنستان نیز برای رسیدن به بازارهای جنوب آسیا به مسیر افغانستان نیازمند است. پاکستان و هند نیز از دریافت گاز ترکمنستان سود میبرند. بنابراین، منافع چند کشور در این پروژه به یکدیگر گره خورده است. همین وابستگی متقابل میتواند یکی از مهمترین عوامل برای پیشبرد تاپی باشد. با این حال، تجربه گذشته نشان میدهد که نباید با یک تفاهمنامه درباره آینده تاپی خوشبینانه قضاوت کرد. این پروژه سالها است که مطرح شده و بارها درباره آغاز و تکمیل آن وعده داده شده است. موانع امنیتی، مشکلات مالی، پیچیدگی روابط منطقهای و اختلاف بر سر قیمت و شرایط قرارداد از جمله چالشهایی بوده که مسیر آن را طولانی کرده است؛ بنابراین، تفاهمنامه جدید را باید یک گام مهم دانست، نه پایان راه. آنچه اکنون اهمیت دارد، تبدیل این تفاهمنامه به قرارداد عملی، مشخصشدن قیمت نهایی گاز، تعیین حجم خرید، ایجاد شبکه توزیع و آغاز پروژههای زیرساختی مرتبط است. اگر این مراحل انجام نشود، تفاهمنامه نیز مانند بسیاری از توافقهای گذشته در قفسه اسناد باقی خواهد ماند.
در این میان، اعلام بردیمحمداف درباره آمادگی برخی شرکتهای خارجی برای سرمایهگذاری در پروژه تاپ نیز مهم است. پروژهای با چنین ابعاد مالی نمیتواند تنها با منابع داخلی کشورهای مسیر اجرا شود. سرمایهگذاران خارجی باید مطمئن شوند که امنیت پروژه، بازار مصرف، شرایط قرارداد و بازگشت سرمایه قابل پیشبینی است. از همین رو، یکی از آزمونهای مهم آینده تاپی، توانایی کشورهای دخیل در ایجاد یک محیط قابل اعتماد برای سرمایهگذاری است. از سوی دیگر، حضور شخصی بردیمحمداف در تورغندی را نیز نباید صرفاً یک سفر تشریفاتی دانست. ترکمنستان از جمله کشورهایی است که در سیاست خارجی خود بر پروژههای اقتصادی و انرژی تأکید ویژه دارد. حضور رهبر ملی این کشور در مراسم امضای تفاهمنامه میتواند نشانه اهمیت موضوع برای عشقآباد باشد. این سفر همچنین نشان میدهد که ترکمنستان افغانستان را در محاسبات اقتصادی و ترانزیتی خود همچنان یک شریک مهم میداند.
برای افغانستان نیز این رابطه اهمیت خاص دارد. کشور نیازمند گسترش روابط اقتصادی با همسایگان و کشورهای منطقه است؛ بهویژه روابطی که بتواند به سرمایهگذاری، ترانزیت، انرژی و ایجاد فرصتهای کاری منجر شود. در چنین شرایطی، پروژههایی مانند تاپی میتوانند بخشی از پاسخ به بحران اقتصادی افغانستان باشند؛ اما نه بهصورت فوری و معجزهآسا. پروژههای بزرگ زمانی اثر خود را نشان میدهند که به کارخانه، برق، خط آهن، شغل، درآمد ترانزیتی و کاهش هزینههای تولید تبدیل شوند.
از همین رو، نگاه تبلیغاتی به تاپی نیز به اندازه نگاه بدبینانه به آن میتواند گمراهکننده باشد.
این پروژه نه شکستخورده است و نه با امضای یک تفاهمنامه به پایان رسیده است. تاپی همچنان یک پروژه بزرگ، پرهزینه و پیچیده است که اجرای آن به تصمیمهای اقتصادی، سیاسی و امنیتی متعددی وابسته است. اما تفاوت مهم این است که اکنون بخشی از گفتوگوها از مرحله اعلام حمایت سیاسی به موضوعات مشخص اقتصادی رسیده است. تعیین قیمت گاز، میزان مصرف افغانستان، شبکه توزیع، تمدید خط لوله به هرات و آغاز کارهای عملی، موضوعاتی هستند که مستقیماً با امکان اجرای پروژه ارتباط دارند.
در واقع، اگر قرار باشد تاپی برای افغانستان معنا داشته باشد، باید مردم افغانستان نیز سهمی از آن ببینند.
حق ترانزیت، هرچند برای دولت درآمد ایجاد میکند، بهتنهایی کافی نیست. افغانستان باید بتواند از گاز عبوری برای رشد صنایع خود استفاده کند، شبکه توزیع ایجاد کند، شهرها و مراکز صنعتی را به انرژی وصل کند و از مسیرهای ترانزیتی جدید برای توسعه تجارت بهره ببرد.
در این صورت، تاپی میتواند از یک خط لوله عبوری به یک ستون اقتصادی تبدیل شود. افغانستان در جغرافیایی قرار گرفته که سالها میدان رقابت قدرتهای منطقهای بوده است. اما همین جغرافیا میتواند به جای منبع بحران، به منبع درآمد تبدیل شود؛ مشروط بر اینکه کشور بتواند موقعیت خود را به یک مزیت اقتصادی تبدیل کند. خط لوله تاپی، خط آهن هرات–تورغندی، بندر ترکمنباشی و مسیر لاجورد، هرکدام به تنهایی یک پروژهاند؛ اما اگر در کنار یکدیگر قرار گیرند، تصویر بزرگتری شکل میگیرد؛ افغانستان به عنوان پل ارتباطی آسیای مرکزی با جنوب آسیا. این تصویر البته هنوز روی کاغذ است. آزمون اصلی از همین اکنون آغاز میشود؛ آزمون تبدیل تفاهمنامهها به قرارداد، قراردادها به سرمایهگذاری و سرمایهگذاری به پروژههای قابل مشاهده.
اهمیت دیدار تورغندی در همین نکته نهفته است. افغانستان و ترکمنستان بار دیگر درباره یکی از بزرگترین پروژههای انرژی منطقه در بالاترین سطح مذاکره کردهاند و این بار بحث تنها درباره عبور یک خط لوله نیست؛ قیمت گاز، مصرف داخلی افغانستان، شبکه توزیع، خط آهن، بندر و مسیر لاجورد نیز در کنار آن قرار گرفته است. اگر این گفتوگوها به اقدام عملی منجر شود، هرات میتواند در سالهای آینده نقشی فراتر از یک ولایت مرزی پیدا کند؛ نقطهای که انرژی آسیای مرکزی، تجارت افغانستان و مسیرهای ترانزیتی منطقه در آن به هم میرسند؛ اما برای رسیدن به آن نقطه، افغانستان بیش از هر چیز به اجرای واقعی پروژهها نیاز دارد، تاپی پس از سالها انتظار اکنون بار دیگر در برابر یک آزمون قرار گرفته است؛ آیا این بار تفاهمنامهها از روی کاغذ به زمین پروژه منتقل خواهند شد؟
نویسنده: محمد امین فرهمند

