ترامپ در منجلاب فرار از جنگ

حدود سی روز از جنگ تحمیلی امریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران سپری میگردد، درا ین جنگ که ترامپ با هارت و هورت و دبدبه و کبکبه زیادی وارد شد، ابتدا رهبران و فرماندهان کلیدی ایران را مورد هدف قرار داد به این پندار که وقتی این افرار از صحنه حذف گردند، زمینه برای تغییر نظام مطابق میل امریکا به وجود خواهد آمد؛ اما چنانچه طی این مدت شاهد بودیم که با وجود شهادت تعداد زیادی از مقامات برجسته نظام و رهبری ایران، نه تنها در مقاومت و مبارزه تغییر منفی شاهد نبودیم؛ بلکه ایران قوی تر و جسورتر از هر زمان دیگر پاسخهای کوبندهتر یه این تجاوزات داد، یکی از مواردی که همواره برای امریکا دردسر ساز بوده است، افتادن در تله اشتباه محاسباتی بوده است، این حمله درست چند مدت بعد از دستگیری نیکولاس مادورو رییس جمهور ونزویلا صورت گرفت، ترامپ فکر کرده بود که مسیله حمله به ایران هم به سادگی ونزویلا است و با یک حمله و تشدید فشار چند بعدی کار تمام است و آنگاه زمینه برای نوکران داخلی اش فراهم گردیده و آن ها از زمین حمله میکنند و به این غایله خاتمه میبخشند؛ اما اکنون که سی روز از جنگ سپری میگردد نه تنها که این وضعیت پیش نیامد، بلکه ترامپ برای جستجوی راه فرار عزتمندانه به انواع ترفند و نیرنگ متوصل میگردد، ولی بازهم دچار سرخوردگی میگردد.
ترامپ فکر کرده بود وقتیکه ناوگان دریایی بر خلیج فارس سایه بیافکند، مقاومتگران ایران دست از مبارزه کشیده و با التماس به وی خوشامد گویی میگوید؛ اما چند روزی از حضور ناوها سپری نشد که این بزرگترین ناوهای امریکایی به اسم ناو ابراهام لینکلن و ناو جرار فورد به دلایل و بهانههای مختلف صحنه را ترک کردند و به اروپا برگشتند، یکی از سیاستهای جنگی امریکا و رژیم اسرائیل در این جنگ انکار از توانمندی ایران و تلفات پرسنل و ادوات نظامی شان است، یعنی هرچند که ایران اهدافی را بمباران میکند و تصاویر تخریب آن در صفحات مجازی دست به دست میگردد، امریکا و اسرائیل از وارد آمدن چنین تلفات انکار و پرسنل شان را زخمی گزارش میکنند؛ اما واقعیت هیچگاه پشت پرده پنهان نمیماند، در فاصله کوتاه تصاویری از محل های هدف در انظار عموم قرار میگیرد که دروغ گوییهای ترامپ را بیش از هر زمان دیگر آشکار میسازد.
دونالد ترامپ به دلیل قشارهای جنگ تقریبا حالت اعتدال روانی اش را نیز از دست داده است و این فشارها باعث گردیده که اعترافات ناخواسته از زبان اش درز کند، به تازگی او در تجمعی اعتراف کرده است که ایران از هفده جهت به ناو جرارفورد حمله کرد و ما ناگزیر فرار کردیم ورنه و ضعیت خراب میشد؛ در حالیکه پیش این گفته بودند ناو جرارفورد و ابراهام لینکلن به دلیل نقض فنی و آتش سوزیهای نا معلوم عقب نشینی کرده است، در سوی دیگر، ترامپ اعلام میکند که حمله به زیرساخت های ایران را پنج و یا ده روز به تعویق انداخته است؛ اما همان شب میبینیم که کارخانههایی همچون فولاد مبارکه، فولادخوزستان و ذوب آهن اصفهان مورد حمله قرار میگیرد، این چنین سبکسری در سیاست بین الملل و لگد زدنهای حیثیتی به دیپلماسی فقط از تیم ترامپ بر میآید که دنیار به سخره گرفته است.
با این حال، ضربات کوبنده ایران تقریبا امان را از نیروهای امریکایی و اسراییلی و حامیان عربی شان بریده است، در پاسخ به حملات زیرساختی، موشکهای ایران نیز به سمت اهدافی در کشورهای عربی و اسرائیل شلیک گردید که یکایک بدون موفقیت در رهگیری به اهداف مورد نظر اصابت کردند که از آن جمله یک مرکز تامین انرژی خورشیدی در اسرائیل از کار افتاد و همینطور بیش از ۵۰۰ نفر سربازان امریکایی در مخفیگاههای دبی نابود شدند و در میدان هوایی کویت نیز یک مرکز راداری مهم امریکا دود شده به هوا رفت، تفاوت حملات کنونی ایران با دفعات قبل در این است که قبلا سیستم راداری امریکا و اسرائیل بخشی از موشکهای ایران را رهگیری میکرد؛ اما اکنون توان رهگیری شان به شدت تضعیف گردیده است و هر موشک به محل مورد نظر اصابت میکند، با این حال در داخل امریکا نیز ترامپ حال و روز مناسبی ندارد، طیف وسیعی از روشنفکران و اپوزیسیون، ترامپ را به شدت تحت فشار قرار داده اند که با پول مالیات دهندگان امریکا و مایه گذاشتن از جان سربازان امریکایی قرار است چه دستاوردی به جامعه امریکا داشته باشی در حالیکه بارها گفته اند ایران تهدید فوری برای امریکا محسوب میگردد، لذا آنان این جنگ را جنگ ترامپ بخاطر جلوگیری از رسواییهای پرونده اپستین میپندارند.
در این هفته امریکا شاهد تجمعات اعتراضی گسترده در مخالفت با سیاست های ترامپ با حجم ۲۰ میلیون نفر خواهد بود که از آتش افروزیهای این رییس جمهور سبکسر به ستوه آمده اند، لذا این همه فشار داخلی و در این سو فشارهای جنگ که همه روزه سربازان امریکایی کشته میشوند، پایگاههای شان تخریب و ادوات نظامی از بین برده میشود ترامپ را دچار شوک روانی کرده است، به همین دلیل راههای گوناگون میپالد تا با اعلام پیروزی به نحوی پایش را از این جنگ پس بکشد؛ اما واقعیتهای میدانی جنگ هربار خلاف اظهارات ترامپ را ثابت میسازد، این نشانههای عمیق از شوک روانی است که گاهی میگویند امریکا در یک هفته آینده دست از جنگ میکشد، گاهی میگویند که مراکز زیرساختی و انرژی را هدف نمیگیریم و هربار به صورت تصنعی اعلام پیروزی میکند تا فشارهای داخلی مردم امریکا کاهش یابد؛ اما تارهای جنگ چنان پای او را محکم در خود تنیده اند که اکنون راه فرار نیز برایش مسدود شده است، لذا خوب است قبل از اینکه جهان وارد تاریکی جبران ناپذیری گردد، مردم امریکا علیه او شورش نموده و به هر نحو ممکن به این جنگ پایان بخشند ورنه پایان آن جز با تاریکی جهان ختم نخواهد شد.
نویسنده: محمد امین فرهمند

