تشکیل مجمع ملی برای نجات افغانستان با رویکرد صلح و گفتوگو

روز جمعه شانزدهم قوس رهبران حکومت پیشین با گردهمایی و اعلان موضع مشترک، جریان واحدی تحت عنوان «مجمع ملی برای نجات افغانستان» را رسما معرفی کردند. در این مجمع، ۳۲ حزب سیاسی، نهاد و شورا، از جمله جبهه مقاومت ملی افغانستان به رهبری احمد مسعود، جمعیت اسلامی افغانستان به رهبری صلاحالدین ربانی، حزب وحدت کریم خلیلی، حزب جنبش به رهبری عبدالرشید دوستم، حزب وحدت محمد محقق، حزب عدالت و آزادی افغانستان به رهبری سرور دانش و حزب ملی آزادی افغانستان به رهبری رحمتالله نبیل و حزب جمعیت شاخه عطامحمد نور عضویت دارند.
در بیانیه این مجمع بر دو نکته محوری تأکید گردیده است. اول، در صورتیکه حکومت سرپرست افغانستان به خواست و اراده مردم افغانستان تن دهد، این مجمع حاضر است که مذاکره و گفتگو را با میانجیگری و نظارت سازمان ملل متحد به پیش ببرد و دوم اینکه مذاکره و گفتگو را بهترین راه حل مسئله افغانستان میپندارند.
با توجه به تحولات چهل سالهی پر فراز و نشیب افغانستان که تصامیم سیاسی عمدتا از زاویه تقابل و دشمنی میان گروههای معارض اتخاذ میگردید اعلام موضع مجمع ملی برای نجات افغانستان با رویکرد صلح و گفتگو تصمیم عاقلانه و مبتنی بر درک از واقعیتهای تاریخی و شرایط کنونی افغانستان است. تحولات چهل سال اخیر افغانستان نمایانگر این واقعیت است که همواره تشکلها و ائتلافهای سیاسی متشکل از دهها گروه و جریان سیاسی شکل یافته است؛ اما هدف و نقشهی راه واحد از معضلات جدی آن بوده است معمولا تفکر جریانهای سیاسی افغانستان مبتنی بر منافع شخصی، گروهی و کوتاه مدت بوده است و فکر استراتژیک که اساس منافع ملی و دورنمای توسعه افغانستان باشد در دستور کار نبوده و یا به آن اهمیت داده نشده است.
به همین دلیل ائتلافهای سیاسی عمر چندانی نداشته و پس از اندک تعارض منافع، از هم پاشیده و کشور به حال خودش واگذار شده است. با این حال، یکی از بندهای اساسی توافقنامه دوحه میان امریکا و حکومت سرپرست افغانستان، تداوم گفتگوهای بین الافغانی بوده است، به دلیل تشتت و پراکندگی دیدگاه در میان رهبران حکومت پیشین، طالبان نیز به آنان اهمیت نداد و مذاکرات را یکجانبه با امریکا انجام داد. از زمان سقوط حکومت پیشین تا کنون سه سال میگذرد؛ اما این بخش مهم از توافقنامه دوحه که به نتیجه رسیدن مذاکرات بین الافغانی بود کماکان در لابلای ورقها باقی مانده است.
اگر در جریان سه سال گذشته هم مروری بر وضعیت سیاسی این تشکلها داشته باشیم به دلیل تشتت و پراکندگی هدف، هیچ کشوری حاضر به حمایت از آنان نشد. به نظر میرسد که رهبران حکومت پیشین به این درک و نتیجه رسیده اند که هیچ یکی از کشورهای همسایه، منطقه و جامعه جهانی تصمیم ندارند بصورت جداگانه از افراد و جریان سیاسی واحد حمایت کنند، خوب است که با چشمدید از این تصمیم جهانی، رهبران قبلی مقداری از حس وطندوستی و منافع استراتژیک ملی را نیز با واقعیتها و عینیتهای موجود درهم آمیخته، خودمحوری را کنار گذاشته و در عوض آن دورنمای نجات افغانستان را در اذهان بپرورانند.
همین سیاسیون و جریانهای موجود اعم از طالبان و جبهه مخالف، چهل است که بر سرنوشت سیاسی افغانستان دچار کش و قوس اند و هر کدام به نوبهی خود حکومت را در اختیار گرفته و دیگری مجبور به ترک کشور شده اند؛ بنا بر این اکنون وقتش که با عبرت گیری از گذشتهی تلخ، به این تسلسل باطل خاتمه بخشیده و به سوی تهداب گذاری برای ایجاد دولت-ملت برخواسته از متن اراده مردم گام برداشته شود.
بنا بر این اکنون که سیاسیون مخالف حکومت سرپرست در اعلامیه شان تأکید بر گفتگو و حل مسالمت آمیز مسئله افغانستان کرده است خوب است که حکومت سرپرست نیز با آغوش باز از آن پذیرایی کرده و زمینه تشکیل دولت ملی را فراهم نمایند؛ چنانچه یاد آوری شد که یکی از بندهای مهم توافقنامه دوحه تداوم گفتگوهای بین الافغانی و تشکیل حکومت ملی بوده است که تیم بایدن نتوانست به آن وقع بگذارد؛ اما اکنون که ترامپ پیروز شده است یقینا عملی شدن آن را از نیروهای حاکم خواهد خواست؛ بنا بر این قبل از اینکه امتیاز مذاکرات بین الافغانی و تشکیل حکومت ملی بنام ترامپ و امریکا ثبت گردد، بهتر است که مقامات نیروهای حاکم با آغوش باز از پیشنهاد مجمع ملی برای نجات افغانستان حمایت کرده و گفتگوها را به هدف تشکیل دولت ملی از سر گیرد که در این صورت مردم افغانستان از تشنج چهل ساله نجات یافته و تاریخ نیز با نیکی از این اقدام یاد خواهد کرد.