تغییر معادلات منطقه در ۱۰ روز؛ آیا جهان وارد مرحله‌ای تازه شده است؟

در پی تحولات کم‌سابقه‌ای که طی ۱۰ روز گذشته در منطقه رخ داد، بسیاری از تحلیل‌گران معتقدند که موازنه قدرت در خاورمیانه وارد مرحله‌ای تازه شده است؛ مرحله‌ای که شاید مهم‌ترین ویژگی آن، تغییر در ذهنیت سیاسی کشورهای منطقه نسبت به قدرت‌های سنتی جهانی هم‌چون امریکا باشد. آنچه در این مدت رخ داد صرفاً مجموعه‌ای از درگیری‌های نظامی یا حملات متقابل نبود، بلکه  آغاز شکلی تازه از بازتعریف قدرت در منطقه‌ای است که دهه‌ها تحت تأثیر رقابت قدرت‌های بزرگ قرار داشته است.

در این میان، نام ترامپ بار دیگر در کانون توجه قرار گرفته است؛ شخصیتی که سیاست‌های تهاجمی‌اش در قبال ایران و منطقه همواره با واکنش‌های گسترده‌ای همراه بوده است. با این حال، آنچه طی این روزها رخ داده، فراتر از یک تقابل مقطعی میان واشنگتن و تهران ارزیابی می‌شود. این تحولات باعث شده نگاه کشورهای منطقه نسبت به میزان نفوذ و توانایی ایالات متحده در مدیریت بحران‌های خاورمیانه دستخوش تغییر شود و آن نوع اتکایی که‌ به‌ این‌ کشور داشتند در باورهای ذهنی شان از هم بپاشد.

خسارات سنگین به زیرساخت‌های نظامی امریکا و متحدانش به‌ویژه سامانه‌های پیشرفته راداری که در طول سال‌ها با هزینه‌های میلیاردی ایجاد شده بودند به دقت مورد هدف قرار گرفت و تا کنون چهارتا رادار گران قیمت تاد منهدم شده است‌. با این حال، حتی در میان کسانی که بر اهمیت این خسارات تأکید می‌کنند، یک نکته مشترک وجود دارد، اینکه موضوع اصلی صرفاً نابودی تجهیزات نظامی نیست.

از دیدگاه بسیاری از تحلیل‌گران، مهم‌ترین پیامد این تحولات، تغییر در ادراک عمومی از معادله قدرت و به هم خوردن نفوذ امریکا در منطقه است. برای دهه‌ها، تصور غالب در خاورمیانه این بود که ساختار امنیتی منطقه بدون حضور و مدیریت مستقیم ایالات متحده قابل اداره کردن نیست. اما اکنون وقایع و درگیری‌های جانانه اخیر ايران این فرضیه را با چالش جدی روبه‌رو کرده است.

در همین چارچوب، اظهارات برخی چهره‌های اقتصادی و سرمایه‌گذاران بزرگ عرب نیز توجه رسانه‌ها را به خود جلب کرده است. یکی از این افراد خلف الحبتور، سرمایه‌دار و چهره شناخته‌شده اماراتی است که در سال‌های اخیر بارها درباره سیاست‌های منطقه‌ای و روابط اعراب با غرب اظهار نظر کرده است. سخنان او درباره تحولات اخیر، برای بسیاری از ناظران نشانه‌ای از تغییر فضای فکری در میان نخبگان عرب به شمار می‌رود، او با صراحت امریکا را مورد انتقاد قرار داد و گفت(به شما که گفته منطقه را وارد جنگ سازید).

مسئله اصلی در این تحولات نه پیروزی کامل یک طرف بر طرف دیگر، بلکه ایجاد یک گسست ذهنی در نگاه سنتی کشورهای منطقه به توازن قدرت جهانی است. در واقع، اگر تا پیش از این بسیاری از دولت‌ها و ملت‌های منطقه نقش امریکا و متحدان غربی‌اش را به‌عنوان بازیگران تعیین‌کننده می‌پذیرفتند، اکنون نشانه‌هایی از تردید در این تصور مشاهده می‌شود.

در همین حال، شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های منطقه‌ای نیز به شدت تحت تأثیر این رویدادها قرار گرفته‌اند. موج گسترده‌ای از بحث‌ها، تحلیل‌ها و واکنش‌ها نشان می‌دهد که افکار عمومی در کشورهای خاورمیانه با دقت تحولات را دنبال می‌کنند. در این میان، بسیاری ها از بیداری سیاسی منطقه سخن می‌گویند؛ تعبیری که اشاره به افزایش آگاهی عمومی درباره معادلات قدرت در خاورمیانه دارد و این‌که پايان هژمونی امریکا رقم خورده و شمارش معکوس تا شکست نهايي آن در اذهان زنده‌ شده است.

ساختار قدرت در خاورمیانه بسیار پیچیده‌تر از آن است که امریکا و رژیم اسرائیل فکر کنند همانند گذشته می‌توانند برای سرنوشت اين کشورها تعيين تکلیف کنند، رویدادهای اخیر می‌تواند آغازگر روندی باشد که در کوتاه‌مدت دامنه نفوذ و سيطره امریکا و اسرائیل را کاملا از منطقه جمع کنند.

یکی از مهم‌ترین پیامدهای احتمالی این روند، افزایش نقش بازیگران منطقه‌ای در تعیین سرنوشت خود است چنانچه اظهار نظرهای سياسيون عرب پیرامون ناتوانی امریکا نیز کم و بیش زمزمه می‌گردد. اگر این روند ادامه یابد، ممکن است کشورهای خاورمیانه بیش از گذشته تلاش کنند سیاست‌های امنیتی و اقتصادی خود را مستقل‌تر از وابستگی به امریکا باز تعریف کنند. چنین تغییری می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای برای ساختار ائتلاف‌ها، بازار انرژی و حتی نظام مالی منطقه داشته باشد.

ایران در این مدت با مقاومت خلل ناپذیر تصویری از خود به‌عنوان بازیگری غیرقابل حذف در معادلات منطقه ارائه داد. این تصویر کاملا با واقعیت‌های میدانی منطبق است، تا جايي که امریکا و اسرائیل در این مدت فقط توانستند زیرساخت‌ها را هدف قرار دهند و غیر از آن هیچ کار دیگری که بخشي از اهداف شان را محقق سازد نتوانستند پيش ببرند.

مهم‌ترین دستاورد تهران در این دوره کوتاه زمانی نه یک پیروزی نظامی، بلکه تثبیت این پیام بوده است که حذف یا جایگزینی ایران در معادلات منطقه‌ای امری غیر ممکن است که اين امر می‌تواند بر تصمیمات آینده کشورهای منطقه در زمینه همکاری‌های سیاسی و اقتصادی با ایران تأثیر بگذارد.

آنچه اکنون بیش از هر چیز مورد توجه قرار گرفته، این پرسش اساسی است که آیا جهان واقعاً وارد مرحله‌ای تازه شده است یا این تحولات تنها یک مقطع گذرا در تاریخ پرتنش خاورمیانه محسوب می‌شود؟ اگر موازنه قدرت به‌طور کامل تغییر نکرده باشد، دست‌کم ذهنیت سیاسی منطقه نسبت به آنچه در قبال‌ امریکا قدرت مطلق تلقی می‌شد، دچار تحول شده است.

لذا مهم‌ترین اتفاق این ۱۰ روز نه در میدان‌های نبرد، بلکه در ذهن‌ها رخ داده است؛ جایی که برداشت‌ها از قدرت، نفوذ و آینده منطقه در حال بازتعریف شدن است و ايران در تاريخ به‌ عنوان‌ تنها شکست دهنده‌ امریکا و اسرائیل ثبت‌ تاريخ خواهد شد.

یادداشت اختصاصی

لینک کوتاه

https://sarie.news/s896n
دکمه بازگشت به بالا