تقابل عطامحمد نور با جبهات مقاومت و آزادی

عطا محمد نور در یک نشست مجازی گفته است زمانی که تمامی درهای گفتگو و مذاکره بسته شود و هیچ راهی برای مذاکره باقی نماند، آنگاه گزینه جنگ و حملات مسلحانه یک راهکار است، وی در بخشی از اظهارات خود گفته است، کسانی که به جنگ تاکید میکنند و فرمان میدهند که راه حل افغانستان فقط جنگ است و مردم باید بجنگند، چرا تنها فقط فرزندان مردم فقیر خون بدهند و بجنگند؟ خود و فرزندانتان به خط مقدم جنگ بروید بعد از آن، این گونه فرمایشات زیبنده شما خواهد بود.
آقای نور در این همایش از کسی نام نبرده، اما با توجه به اینکه اخیرا در نشست ویانا احمدمسعود و یاسین ضیا روسای جبهات مقاومت و آزادی گفته بودند که تنها راه پیروزی بر طالبان، گزینه نظامی و تشدید حملات مسلحانه است؛ بنا بر این به نظر میرسد که منظور آقای نور همین افراد باشد.
رنگین دادفر اسپنتا، وزیر خارجه حکومت سابق در پاسخ به این اظهارات آقای نور واکنش نشان داده و گفته است که: اول بپرسیم و بعدا ناسزا بگوییم. مبارزه انواع گوناگون دارد و احترامگذاشتن به آنانیکه برای تحقق اهداف شان میجنگند تا تشویق به جنگ یک تفاوت وجود دارد. به همه آنانیکه در حدود توانایی شان مبارزه میکنند، باید حرمت گذاشت. من شخصا توانایی جنگ را درخود نمیبینم و چنین داعیه ای هم ندارم. در حال حاضر روایت سازی جریان رسانهیی افغانستان بر محوریت پاسخ اسپانتا متمرکز است و این نکته را فراموش کرده اند که این جبهات مدعی قدرت با هرنوع اظهارات اینچنینی، صرفا اختلافات و عدم هماهنگی شان را برجسته میسازند.
با توجه به اینکه سه سال زمان کافیست برای اینکه یک ائتلاف سیاسی برای بهبودی آینده افغانستان بتوانند تعریف واضح و جامع از دورنما داشته باشند و حول محور استراتژی واحد مبارزات سیاسی شان را مدیریت کنند؛ اما چنانچه از دیدگاههای متشتت و پراکنده این زعیمان سیاسی پیداست، آنها برای تشکیل نظام سیاسی آینده هیچ راهکار و برنامه مشخص ندارند.
در زمان جمهوریت نیز همین چهرهها بر افغانستان حاکم بودند و پیش از آن در دوران جنگهای داخلی نیز هیچکدام شان بر سر تشکیل نظام و تقسیم قدرت به توافق نرسیدند و افغانستان را به ویرانه تبدیل کردند، در زمان جمهوریت که قدرت نظامی امریکا این چهره ها را حول محور قدرت جمع آوری کرد و در اواخر، آنان را به لحاظ سهیم بودن در تصمیمگیری های سیاسی تضعیف ساخت؛ با توجه به فراز و نشیبهای بیست سالهی جمهوریت، فرصت کافی وجود داشت تا این سیاسیون بتوانند از امکانات موجود برای بهبودی وطن استفاده لازم را ببرند، اما به دلیل عدم دیدگاه واحد و جامع و فقدان استراتژی و همبستگی، نتوانستند برای دورنمای وطن راهکار مناسب ترسیم کنند.
این سیاسیون فقط سرگرم روزمرگیها و رقابت بر سر جایگاه سیاسی و جمع آوری پول و سرمایه گذاری بودند، تا زمانیکه امریکا از افغانستان بساط اش را جمع و قبل از خروج امریکا همین سیاسیون کشور را ترک کردند.
در حال حاضر نیز که مدعی قدرت هستند به نظر میرسد از نظم و برنامهی جامع و خاص برخودار نیستند و دارای رهبری و استراتژی واضح نمیباشند که حد اقل بر محور آن مذاکره کنند، بلکه با اظهارات ضد و نقیض و تاختن بر همدیگر ضریب اختلافات و نا هماهنگی های شان را همانند سالهای قبل به نمایش میگذارند، در چنین وضعیت مردم افغانستان از این چهرهها نا امید شده و هیچگاه در مسیر مبارزاتی شان آنان را همراهی نخواهند کرد.
لینک کوتاه