جوانان افغانستان؛ میان چالشهای امروز و امید به آینده
همزمان با روز جهانی جوانان، جوانان افغانستان در شرایطی با چالشهای گسترده در بخشهای آموزش، اشتغال و مشارکت اجتماعی روبهرو هستند که مشکلات اقتصادی و محدودیتهای موجود، شماری از آنان را به ترک تحصیل، مهاجرت و جستوجوی فرصتهای زندگی در بیرون از کشور واداشته است؛ با این حال، شماری از جوانان، بهویژه دختران، همچنان برای ساختن آینده و تحقق خواستههایشان تلاش میکنند.

۱۲ آگست برابر با روز جهانی جوانان است؛ روزی که مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال ۱۹۹۹ آن را تصویب کرد و نخستینبار در سال ۲۰۰۰ بهگونه رسمی گرامی داشته شد. هدف از نامگذاری این روز، برجستهسازی نقش جوانان در ساختن جامعه، حمایت از آموزش، اشتغال و توانمندسازی آنان و افزایش آگاهی درباره چالشهای پیشروی جوانان عنوان شده است.
امسال این روز در افغانستان در شرایطی فرا رسیده است که جوانان با چالشهای جدی در زمینه آموزش، اشتغال و مشارکت اجتماعی روبهرو هستند. جوانان بخش بزرگی از جمعیت کشور را تشکیل میدهند و میتوانند نقش مهمی در آینده افغانستان داشته باشند؛ اما مشکلات اقتصادی و پیامدهای بحرانهای موجود، آینده شمار زیادی از آنان را با ابهام روبهرو کرده است.
نبود فرصتهای مناسب کاری و آموزشی سبب شده است شماری از جوانان از ادامه تحصیل باز بمانند و برخی دیگر برای یافتن فرصت بهتر، راه مهاجرت را در پیش بگیرند. در این میان، مهاجرت از مسیرهای غیرقانونی، با وجود خطرهای جانی و پیامدهای سنگین آن، برای برخی جوانان به گزینهای در دسترس تبدیل شده است.
احمد ولی، جوانی که تجربه مهاجرت غیرقانونی به ایران را دارد، درباره دشواریهای این مسیر میگوید: بعد از ختم مکتب، با دوستانم به دلیل شرایط یکسان زندگی از راه غیرقانونی مهاجرت کردیم. در جریان راه، به دلیل گرمی هوا و ناآشنایی با مسیر، گرمازده شدم و توان ادامه دادن نداشتم. قاچاقبر گفت اگر حالت خوب نشود، نمیتوانی بروی. ناچار شدم با خانوادهام تماس بگیرم و برای خرید دوا پول بیشتر بخواهم.
او میگوید نبود زمینه مناسب کاری و اقتصادی، یکی از عوامل اصلی مهاجرت جوانان است: اگر زمینه کاری درست میبود، من هم مجبور نمیشدم مهاجرت کنم. هم از درسهایم عقب ماندم و هم دیپورت شدم. حالا سرگردان و پریشان هستم که چه کار کنم و زندگیام را چگونه سر و سامان بدهم.
مهاجرت تنها چالش جوانان افغانستان نیست. دختران نیز پس از تحولات سیاسی سالهای اخیر، با محدودیتهای گسترده در زمینه آموزش و کار روبهرو شدهاند. برخی از آنان از ادامه تحصیل بازمانده و در کنار محدودیتهای آموزشی و شغلی، با فشارهای اجتماعی و خانوادگی نیز مواجهاند.
با این حال، شماری از دختران میگویند که با وجود این شرایط، امید خود را برای ساختن آینده از دست ندادهاند.
یاسمین صدیقی، دختری که از ادامه تحصیل بازمانده است، آموزش را یکی از مهمترین مسیرهای ساختن آینده میداند و میگوید: تحصیل برای من تنها رفتن به پوهنتون و مکتب نیست؛ تحصیل راهی برای ساختن آینده، داشتن استقلال مادی و اجتماعی و داشتن یک زندگی باعزت است.
او میافزاید که بسته بودن مکاتب و پوهنتونها، فرصتهای رشد دختران را محدود کرده است: دخترانی که در گذشته با هزار رویا زندگی میکردند، امروز نه هدف دارند و نه مقصد؛ چون میدانند که تمام دروازهها به رویشان بسته است.
صدیقی همچنین میگوید محدودیتهای اجتماعی و نگرانیهای خانوادگی، فضای زندگی دختران را دشوارتر کرده است. به گفته او، دور شدن از محیط اجتماعی و محدود شدن رفتوآمد، سبب شده است شماری از دختران به گوشهگیری روی بیاورند.
او با وجود این شرایط، همچنان امیدوار است و میگوید بزرگترین آرزویش ادامه تحصیل در رشته مورد علاقهاش است: شاید امروز دوره لیسانس خود را تمام میکردم و شاید هم شامل ماستری میشدم؛ اما متأسفانه در خانه هستم. امیدوارم روزی برسد که حتی یک دختر افغان از تحصیل محروم نباشد و به خواستههایی که در دل دارد برسد. محرومیت امروز نباید آرزوهای آینده ما را بگیرد.
ساجده رحیمی، یکی دیگر از دخترانی که از تحصیل و کار بازمانده است، میگوید پیش از تغییر نظام، هم درس میخواند و هم در یک شرکت تولید لباس کار میکرد؛ اما پس از بسته شدن پوهنتونها، تلاش کرد با فراگیری مهارتهای مختلف مسیر دیگری برای رشد خود پیدا کند.
او میگوید: بعد از بسته شدن پوهنتون، تصمیم گرفتم کورس بخوانم. چون به نقاشی علاقه داشتم، سراغ آن رفتم؛ اما این هم به دلیل محدودیتها بسته شد. بعد سراغ خیاطی رفتم و آن هم پس از مدتی بسته شد. در نهایت تصمیم گرفتم در خانه بمانم که این وضعیت بر روحیهام تأثیر گذاشت.
رحیمی با وجود تجربه این محدودیتها، تلاش برای آغاز دوباره را راهی برای ادامه زندگی میداند و میگوید: تصمیم گرفتم دوباره شروع کنم. با ساختن یک صفحه آنلاین، کار خود را آغاز کردم و حالا از هنر دستپختم استفاده میکنم و گلهای شکلاتی تولید میکنم. ما دختران افغان در هر شرایط راه خود را پیدا میکنیم تا مسیری برای ادامه دادن و رشد خود بسازیم.
او نبود فرصتهای آموزشی و شغلی را از عوامل مهم مهاجرت جوانان میداند و میگوید اگر اعضای خانواده فرصت کار و آموزش داشته باشند، فشار اقتصادی برای مهاجرت کاهش خواهد یافت.
نورا بهار، استاد یکی از پوهنتونها، فقر اقتصادی و کاهش دسترسی جوانان به فرصتهای آموزشی را از مهمترین چالشهای آنان میداند. به گفته او، نبود فرصتهای شغلی، اقتصادی و آموزشی، محدودیتهای بیشتری ایجاد کرده و زمینه خروج جوانان و افراد متخصص از کشور را فراهم میکند.
او میگوید: اقتصاد و آموزش دو پدیده اساسی و وابسته به هم برای ساختن یک اجتماع یا یک کشور است. مساعد نبودن فرصتهای شغلی و ضعیف بودن اقتصاد خانوادهها سبب میشود پای جوانان به بیرون از مرزها کشانیده شود.
بهار همچنین نسبت به پیامدهای خروج نیروهای متخصص از افغانستان هشدار میدهد و میگوید مهاجرت افراد تحصیلکرده و نخبه، بخشی از ظرفیتهای علمی و تخصصی کشور را از بین برده است.
او با تأکید بر اهمیت توسعه آموزشی، میگوید برای حفظ نیروی کاری و سرمایه انسانی در کشور، باید بر کیفیت آموزش، فراهمسازی زمینه اشتغال، امنیت، ثبات و عدالت اجتماعی توجه بیشتر صورت گیرد.
تاجمحمد تلاش، آگاه امور اقتصادی، نیز نبود مهارتهای مسلکی و حمایت ناکافی از پروژههای اشتغالزا را از عوامل بیکاری جوانان عنوان میکند. به گفته او، کیفیت آموزش در پوهنتونها بر ظرفیتسازی جوانان تأثیر مستقیم دارد و پروژههای اقتصادی و اشتغالزا نیازمند حمایت و سرمایهگذاری است.
او پیشنهاد میکند برای جوانان زمینه آموزشهای تخنیکی و حرفهای فراهم شود و از سکتور خصوصی کشور برای ایجاد فرصتهای کاری حمایت صورت گیرد.
به باور تلاش، ادامه بیکاری میتواند وابستگی اقتصادی جوانان را افزایش داده و روند مهاجرت نیروی کار را تشدید کند؛ موضوعی که در درازمدت میتواند بر اجرای پروژههای اقتصادی و توسعهای کشور نیز تأثیر بگذارد.
در مجموع، ایجاد فرصتهای امن شغلی، فراهمسازی زمینه آموزش و تحصیل، حمایت از استعدادهای جوانان و ایجاد محیط امن و امیدوارکننده میتواند زمینه مشارکت بیشتر جوانان در توسعه افغانستان را فراهم کرده و از مهاجرت اجباری آنان بکاهد.

