دانشگاه کابل؛ میراث علم در محاصره چالش‌های امروز

اول عقرب، سالروز تأسیس دانشگاه کابل، فرصتی برای بازنگری در جایگاه آموزش عالی در تاریخ معاصر افغانستان و تأمل بر آینده علمی کشوری است که بخش مهمی از ظرفیت انسانی آن در سال‌های اخیر با محدودیت‌های آموزشی، مهاجرت نخبگان و کاهش ارتباطات علمی روبه‌رو شده است. دانشگاه کابل زمانی یکی از مهم‌ترین مراکز تربیت نیروی متخصص، شکل‌گیری نخبگان اداری و فکری و گسترش دانش در افغانستان بود؛ اما امروز، مسئله تنها حفظ نام و ساختمان این نهاد نیست، بلکه حفظ توانایی آن برای پرورش نسل آینده است.
دانشگاه کابل در سال ۱۳۱۱ خورشیدی تأسیس شد و در دهه‌های بعد، به یکی از مراکز اصلی آموزش عالی کشور تبدیل گردید. نسل‌هایی از استادان، پزشکان، مهندسان، حقوق‌دانان، پژوهشگران و کارمندان دولت در این نهاد و دیگر دانشگاه‌های افغانستان آموزش دیدند و در شکل‌گیری نظام اداری و خدمات عمومی سهم گرفتند. البته مسیر دانشگاه کابل، مانند تاریخ معاصر افغانستان، همواره از تحولات سیاسی، جنگ و بی‌ثباتی تأثیر پذیرفته است. با این حال، تداوم فعالیت آن در دوره‌های دشوار نشان می‌دهد که نهادهای علمی، با وجود فشارهای بیرونی، از ظرفیت قابل توجهی برای حفظ دانش و تربیت نیروی انسانی برخوردارند.

امروز، پس از بازگشت طالبان به قدرت در اگست ۲۰۲۱، آموزش عالی افغانستان با مجموعه‌ای از چالش‌های جدی مواجه است. محرومیت دختران و زنان از تحصیلات عالی، محدودیت‌های اعمال‌شده بر زندگی علمی و دانشگاهی، مهاجرت شماری از استادان و متخصصان و دشواری تعامل با نهادهای علمی بین‌المللی، ظرفیت دانشگاه‌ها را برای ایفای نقش مؤثر در توسعه کشور محدود کرده است. در این میان، محرومیت زنان از دانشگاه تنها یک مسئله آموزشی نیست؛ این وضعیت دامنه مشارکت نیمی از جامعه را در تولید دانش، خدمات تخصصی و فعالیت اقتصادی کاهش می‌دهد و هزینه‌های آن در سال‌های آینده نیز ادامه خواهد یافت.

هیچ کشوری نمی‌تواند بدون نیروی متخصص، پژوهش و دسترسی به دانش روز، اقتصاد خود را به‌صورت پایدار توسعه دهد. افغانستان برای بهبود خدمات صحی، گسترش زراعت، مدیریت منابع آب، توسعه صنایع، استفاده از فناوری و تقویت نظام اداری، به متخصصانی نیاز دارد که بتوانند مسائل واقعی کشور را شناسایی و برای آن‌ها راه‌حل ارائه کنند. دانشگاه زمانی می‌تواند این نیاز را برآورده سازد که آموزش باکیفیت، پژوهش مستقل، دسترسی به منابع علمی و ارتباط با تجربه‌های جهانی امکان‌پذیر باشد. تضعیف هر یک از این عناصر، فاصله میان نیازهای کشور و توانایی پاسخ‌گویی به آن‌ها را افزایش می‌دهد.

یکی از نگرانی‌های مهم در این زمینه، خروج سرمایه انسانی است. مهاجرت استادان، پژوهشگران و دانش‌آموختگان متخصص، تنها به معنای خالی‌شدن چند بست دانشگاهی نیست؛ این روند می‌تواند انتقال تجربه میان نسل‌ها، تربیت استادان آینده و شکل‌گیری گروه‌های پژوهشی را نیز مختل کند. در عین حال، نباید مهاجرت نخبگان را پدیده‌ای برگشت‌ناپذیر دانست. دانشگاهیان افغانستان در خارج از کشور همچنان می‌توانند از طریق تدریس برخط، همکاری‌های پژوهشی، راهنمایی دانشجویان، تبادل علمی و ایجاد شبکه‌های تخصصی با مراکز آموزشی داخل افغانستان ارتباط داشته باشند. تحقق این ظرفیت، به سازوکارهای عملی، دسترسی به فناوری و فضای مناسب برای همکاری علمی نیاز دارد.

با این همه، واقع‌گرایی ایجاب می‌کند که وضعیت آموزش عالی افغانستان تنها با فهرست‌کردن محدودیت‌ها ارزیابی نشود. دانشگاه‌های کشور هنوز ظرفیت‌هایی برای آموزش، تربیت متخصص و حفظ پیوندهای علمی دارند. استادان و دانشجویانی که با امکانات محدود به فعالیت ادامه می‌دهند، سرمایه‌ای هستند که نباید نادیده گرفته شوند. گسترش آموزش برخط، دسترسی به منابع دیجیتال، همکاری با دانشگاه‌های منطقه و ایجاد برنامه‌های مشترک پژوهشی می‌تواند بخشی از فاصله علمی را کاهش دهد؛ هرچند هیچ‌یک از این راهکارها جایگزین کامل آموزش حضوری باکیفیت، آزادی علمی و دسترسی برابر به دانشگاه نیست.

در این میان، مسئولیت اصلی سیاست‌گذاری آموزش عالی بر عهده حاکمیت است. تصمیم‌هایی که امروز درباره دسترسی زنان به تحصیلات عالی، محتوای آموزشی، استقلال علمی و ارتباط دانشگاه‌ها با جهان گرفته می‌شود، بر توانایی افغانستان برای تأمین نیروی متخصص و رقابت در اقتصاد منطقه‌ای تأثیر مستقیم دارد. اگر هدف، کاهش وابستگی اقتصادی و تقویت خوداتکایی ملی باشد، سرمایه‌گذاری بر دانش و گسترش فرصت‌های آموزشی باید بخشی از اولویت‌های اساسی کشور باشد. خوداتکایی بدون نیروی انسانی آموزش‌دیده، پژوهش و توانایی سازگاری با فناوری‌های نوین، به هدفی دشوار و پرهزینه تبدیل می‌شود.

سالروز تأسیس دانشگاه کابل، افزون بر یادآوری یک میراث تاریخی، فرصتی برای سنجش فاصله میان ظرفیت‌های علمی گذشته و نیازهای امروز افغانستان است. آینده دانشگاه تنها با حفظ ساختمان‌ها یا ادامه محدود فعالیت‌های آموزشی تضمین نمی‌شود؛ این آینده به حضور استادان توانمند، دسترسی جوانان به آموزش باکیفیت، مشارکت زنان، حمایت از پژوهش و امکان ارتباط علمی با جهان وابسته است.

افغانستان برای عبور از بحران‌های اقتصادی و اجتماعی خود، به نسلی نیاز دارد که بتواند دانش تولید کند، مسائل کشور را بفهمد و راه‌حل‌های عملی ارائه دهد. دانشگاه‌ها به‌تنهایی همه مشکلات را حل نمی‌کنند، اما بدون دانشگاه‌های توانمند، حل پایدار بسیاری از این مشکلات دشوارتر خواهد شد. پاسداری از میراث دانشگاه کابل، در نهایت، به معنای دفاع از حق آموزش و حفظ ظرفیت علمی کشوری است که آینده آن بیش از هر زمان دیگر به دانش، تخصص و مشارکت همه شهروندان نیاز دارد.

نویسنده: محمدرضا حیدری

دکمه بازگشت به بالا
×
ما را دنبال کنید