رئیسجمهور امریکا یا سرپرست رژیم صهیونیستی؟ نقاب از چهره بدماشهای واشینگتن افتاد

این ترفندهای دجالی و اهریمنی که سالها برای ایجاد نفاق میان ملتهای آزاده و جبهه مقاومت به کار گرفته میشد، دیگر کارایی خود را از دست داده است. محور مقاومت در طول دهههای گذشته آنقدر جفا، ستم، ظلم و جنایت از سوی رژیم سفاک صهیونیستی و تبعیضهای رذیلانه و مذبوحانه از سوی ایالات متحده دیده است که دیگر هیچ نیرویی نمیتواند آنها را مقابل یکدیگر قرار داده یا دشمن هم کند.
این پیوند که با خون مظلومان آبیاری شده، اکنون به سدی نفوذناپذیر تبدیل شده است که با فریبهای رسانهای گسسته نمیشود. اما این جنگ با احتمال قریب به یقین، یک اتفاق بسیار مهم، سرنوشتساز و حیاتی برای خود ملت امریکا رقم خواهد زد. آن اتفاق، یک انقلاب بزرگ علیه دخالتها، سوءاستفادهها و قبضه کردن تمام سیستم سیاسی، اقتصادی و امنیتی امریکا توسط رژیم صهیونیستی و لابیهای آن است که در جای جای ساختارهای تصمیمگیری دولت امریکا نفوذ کرده اند.
واقعاً باید بر حوصلهمندی، طاقت و تحمل مردم امریکا حیران بود که چگونه در برابر این حجم از اشغالگری سیاسی سکوت کردهاند. سیستم، سیاست خارجی و اراده دولت امریکا به طور بسیار عریان و بدون هیچ بیم و نگرانی توسط رژیم صهیونیستی اشغال شده است. تقریباً از سالهای اول قرن بیست و یکم بعد از حادثه برجهای تجارت جهانی تاکنون، دولت امریکا تمام مسائل مربوط به جنگ و صلح، سیاستهای کلان و حتی بیانیهها و موضعگیریهای خود را محض خاطر اسرائیل تنظیم کرده است. نفوذ لابیهایی مانند آیپک به حدی رسیده که گویی منافع تلآویو بر امنیت ملی واشینگتن اولویت مطلق یافته است. هر تحرک و هر اقدام دولت امریکا در این بیست و پنج سال، به جای خدمت به شهروندان خود، در جهت خوشخدمتی به رژیمی بوده که بقای خود را در آشوب خاورمیانه میبیند.
اگر بخواهیم یک بررسی دقیق انجام دهیم که در این سالهای پس از حمله به برجهای دوقلو، دولتهای امریکا برای ملت خود چکار کردهاند، با کارنامهای خالی مواجه میشویم. در حالی که تریلیونها دالر هزینه جنگهای نیابتی اسرائیل شده، در داخل امریکا فاصله طبقه ثروتمند و متمول با دیگر اقشار جامعه از زمین تا کهکشان شده است. ثروتمندان که پیوند نزدیکی با کانونهای قدرت و لابیهای صهیونیستی دارند، تقریباً سه چهارم ثروت امریکا را به جیب میزنند، در حالی که بقیه نود و نه درصد مردم با یک چهارم پول باقیمانده، با تقلا و جان کندن فقط میتوانند زنده بمانند.
امروز تعداد بیخانمانها و ورشکستگان امریکایی که خانه و سرپناه خود را از دست دادهاند، هر روز زیادتر میشوند و هیچکس در ساختار قدرت پاسخگو نیست؛ چرا که بودجههایی که باید صرف رفاه و درمان مردم شود، پیشپیش برای زرادخانههای اسرائیل پیشفروش شده است.
در این میان، دونالد ترامپ مظهر کامل این سقوط اخلاقی و سیاسی است. او انگار نه انگار که رئیسجمهور امریکا است؛ او بیشتر مانند پدر یا سرپرست رژیم صهیونیستی رفتار میکند.
تمام هم و غم، فکر، کار و سخن او بر محور ناز دادن، کرنش کردن و نوازش رژیم صهیونیستی و دشمنی سفاکانه علیه ایران و محور مقاومت میچرخد. جای تعجب است که این فرد چگونه مقام ریاستجمهوری بزرگترین قدرت دنیا را تا این حد حقیر کرده است. او حتی بویی از اهمیت و وقار مقام خود نمیبرد. برخورد و رفتار او تنها با کسانی خوب و نوکرمآبانه است که عوامل، جاسوسان یا مأموران نتانیاهو باشند. دیگر تمام حرف زدنها و کارهای او بیشتر شبیه به یک رئیس مافیا یا به قول ما افغانها بدماشها است تا یک رئیسجمهور کشوری همچون امریکا.
این رفتار مافیایی و قلدرمآبانه که ریشه در اطاعت محض از لابیهای صهیونیستی دارد، در حال ویران کردن اعتبار بینالمللی امریکا و معیشت داخلی مردم آن است. اما این مسیر بنبست است. اشغال اراده ملی امریکا توسط یک قدرت بیگانه، به زودی با واکنش سخت ملت امریکا مواجه خواهد شد. آن انقلاب درونی که علیه رژیم صهیونیستی و مزدورانش در قلب واشینگتن در حال شکلگیری است، پاسخی به دههها سوءاستفاده از سیستم امریکا است.
اکنون که ترامپ مثل بازی موش و گربه هر روز جنگ و صلح در خاورمیانه راه میاندازد، ناشی از عدم ارادهٔ او در برابر لابیهای صهیونیستی است که به نحوی سیاستهای جهانی را شبیه فريب دادن بچهها ساخته است، گاهی میگوید تنگه را باز کنید، گاهی براي کمک ناتو و سایر همپیمانان صدا میزند، گاهی میگويد نيازي به آن نداریم، گاهی میگويد باز میکنم، اکنون هم با محاصره دريايي در صدد است تا فشار بر بازار جهانی نفت را افزايش داده و از این طريق سود بیشتر را به جیب خود بزند.
وقتی مردم ببینند که دولتشان به جای خانه و نان، برای آنها جنگ و فقر به ارمغان آورده تا رژیم سفاک صهیونیستی را راضی نگه دارد، دیگر هیچ ترفند اهریمنی نمیتواند مانع فروپاشی این نظم ناعادلانه شود. این جنگ، نه تنها در منطقه، بلکه در داخل خاک امریکا نیز سرنوشتساز خواهد بود و به سلطه رذیلانه لابیهای صهیونیستی پایان خواهد داد.
نویسنده: محمد انور حمیدی

