روزگاری که خارجی‌ها برای تحصیل به کابل می‌آمدند

افغانستان کشوری‌ست با پیشینه‌ غنی فرهنگی و علاقه‌مند به علم و دانش که دانشگاه کابل خود گواه این ادعا است. این نهاد از بدو تاسیس تا امروز با وجود تمام بحران‌ها و فراز و نشیب‌های سیاسی و اجتماعی، هم‌چنان پابرجا مانده است.

تاریخچه دانشگاه کابل

نادر شاه پادشاه افغانستان (۱۳۰۸-۱۳۱۲ خورشیدی) که پس ازیک دوره بی‌ثباتی سیاسی به قدرت رسید به خوبی درک کرده بود که بدون نیروی انسانی تحصیل‌کرده، توسعه‌ کشور ممکن نیست از این رو نقش مهمی در ایجاد زیرساخت‌های مدرن آموزشی در کشور داشت. یکی از مهم‌ترین اقدام‌های ایشان، پایه‌گذاری دانشگاه کابل بود که  در ۱۳۱۱ خورشیدی با تاسیس دانشکده‌ی طب با همکاری استادان ترکی ایجاد گردید و اولین هسته‌ی تحصیلی با پذیرش  تنها ۸ دانشجو گذاشته شد.

این اقدام سبب کاهش وابستگی افغانستان به کشورهای خارجی در زمینه‌ی نیروی متخصص، تقویت ظرفیت‌های اداری و فنی دولت و ایجاد یک مرکز علمی برای پیشبرد آموزش عالی در افغانستان بود. بعد ها این دانشگاه به عنوان نماد استقلال علمی و فرهنگی افغانستان در برابر کشورهای همسایه‌ و جهان مطرح شد.

سال‌های ۱۳۳۰ تا ۱۳۵۰ دانشگاه کابل به‌اوج توسعه و پیشرفت خود رسید. در این دهه‌ها دانشگاه کابل دارای حدود ۸ تا ۱۰ فاکولته‌ی اصلی بود، از جمله فاکولته‌ی طب، فاکولته‌ی حقوق و علوم سیاسی، ادبیات و علوم بشری، علوم طبیعی، انجینیری، اقتصاد، شرعیات، زراعت، تعلیم و تربیه و فاکولته‌ی زبان و ادبیات خارجی. در همین سال‌ها دانشگاه کابل به‌عنوان نهاد مادر علمی، شماری از موسسات آموزش عالی دیگر را نیز زیر چتر خود داشت، تا زمانی که آن‌ها به‌دانشگاه‌های مستقل تبدیل شدند.

طی این دهه‌ها دانشگاه کابل شاهد حضور دانشجویان خارجی نیز بود که نشان‌دهنده‌ی اهمیت این مکان تحصیلی در سطح منطقه‌ای است. محصلانی از کشورهای همسایه مانند: هند، ایران، تاجیکستان و حتی برخی کشورهای عربی برای تحصیل در رشته‌های طب‌، حقوق، علوم اجتماعی و زبان به‌کابل می آمدند.

محمد سلیم ایوبی که خودش محصل دانشکده‌ی زبان روسی آن دوره بود می‌گوید: «وقتی چشمانم را می بندم به‌ آن دوران طلایی می‌ روم که شور و شوق زیادی برای درس ‌خواندن و تحصیل علم داشتیم.در آن زمان تحصیل در دانشگاه کابل افتخاری بود که نصیب هر کسی نمی‌ شد و ما با غرور و افتخار در این دانشگاه درس می خواندیم. دانشجویان زیادی در محوطه‌ی آن با لباس‌های محلی و بعضی‌ها که وضعیت اقتصادی خوبی داشتند با پتلون کاوبای و یخن‌قاق، با کتاب‌های در بغل، زیر درختان قامت بلند راه می رفتند. من خوب به یاد دارم که یکی از استادان ما یک خانم روسی بود که به زبان‌های دری و پشتو بلدیت نداشت اما با مهربانی تمام ادبیات روسی تدریس می‌کرد. کتاب‌خانه‌ی دانشگاه بزرگ و باشکوه بود. وقتی برای مطالعه به آن مکان می رفتیم با محصلین خارجی روبه‌رو می شدیم که از کشورهای مختلف به افغانستان آمده بودند.»

یک منبع آگاه که نخواست نامش فاش شود، در این باره می گوید این نهاد علمی در طول نزدیک به یک قرن فعالیت خود، دوره‌های متعددی از شکوفایی، تحول و چالش را تجربه کرده و نه‌تنها در سطح ملی بلکه در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی به عنوان یکی از نهاد‌های معتبر تحصیلات عالی شناخته می‌شد و از جایگاه اجتماعی و علمی برجسته‌ای برخوردار بود.

وی در تشریح پیشینه‌ی تاریخی دانشگاه کابل اظهار داشت که این نهاد در سال ۱۳۱۱ هجری شمسی بر زمینی به وسعت ۹۰۰ جریب بنیان‌گذاری شد. با این حال تعیین مساحت دقیق کنونی آن به صورت قطعی امکان‌پذیر نیست. برخی منابع از ارقام متفاوتی، از جمله حدود پنجصد جریب، یاد کرده‌اند که این تفاوت‌ها خود نشان‌دهنده‌ی گسترده‌گی و پیچیده‌گی ساختار فیزیکی این نهاد علمی می‌باشد.

بر اساس اظهارات این منبع آگاه، بنیان‌ تحصیلات عالی در افغانستان عملاً با تاسیس پوهنزی طب در ماه قوس ۱۳۱۱ هجری شمسی نهاده شد. این پوهنزی تا سال ۱۳۶۰ بخشی از ساختار دانشگاه کابل محسوب می‌شد و نخستین گروه محصلان آن متشکل از هشت تن از فارغان لیسه‌های کابل بود.

به گفته‌ی وی، در اسناد معاونیت محصلان، اطلاعات مشخصی در مورد جنسیت این محصلان ثبت شده است. ریاست پوهنزی طب در آن دوره بر عهده‌ی داکتر رفیقی کامل‌بیگ، از استادان و اطبای ترک‌تبار قرار داشت. هم‌زمان با تاسیس این پوهنزی، ساختمان آموزشی آن و شفاخانه‌ی علی‌آباد در مجاورت آن اعمار گردید که عملاً زیربنای شکل‌گیری محوطه‌ی کنونی دانش‌گاه کابل را فراهم ساخت.

پوهنزی حقوق و علوم سیاسی در تاریخ ۱۱ میزان سال ۱۳۱۷ هجری شمسی تحت عنوان (اکادمی حقوق و علوم سیاسی) به عنوان دومین نهاد تحصیلات عالی کشور تاسیس شد و نخستین دوره‌ی آن با پذیرش پنج تن از فارغان صنوف دوازده‌هم لیسه‌‌های مرکز آغاز به کار کرد. چهار سال پس از آن، در سال ۱۳۲۱ پوهنزی ساینس ایجاد گردید و فعالیت‌های آموزشی خود را با شانزده تن محصل آغاز نمود. هم‌چنان، در سال ۱۳۲۳ پوهنزی ادبیات ( که بعد‌ها به ادبیات و علوم بشری و در حال حاضر به پوهنزی زبان و ادبیات تغییر نام داده است) با اشتراک ده تن محصل فعالیت‌های اکادمیک خود را آغاز کرد.

به‌گفته‌ی این منبع، در حمل سال ۱۳۲۵ هجری شمسی، چهار پوهنزی یاد شده طی فرمان رسمی نادر شاه تحت عنوان (پوهنتون کابل) ثبت و تحت ریاست داکتر عبدالمجید به طور رسمی تسجیل گردید. متعاقباً، نخستین قانون دانشگاه کابل تدوین شد که در ماده‌ی هفتم آن شخصیت حقوقی مستقل دانشگاه، استقلال اداری و مالی آن، و مسؤولیت مستقیم آن در برابر وزیر معارف به صراحت مورد تاکید قرار گرفته است.

او هم‌چنین به گسترش ساختاری دانشگاه کابل در دهه‌های بعد اشاره کرده و بیان داشت که پوهنزی فارمسی در ثور سال ۱۳۳۸ هجری شمسی با هدف تامین نیاز کشور به فارمسستان دارای مدرک لیسانس تاسیس گردید. افزون بر آن، پروژه‌ی تاسیس انستیتیوت پلی‌تخنیک که در چارچوب پلان انکشافی دوم کشور و با همکاری وزارت‌های معارف و معادن و صنایع پیش‌بینی شده بود، در ماه میزان سال ۱۳۴۲ به دانشگاه کابل واگذار شد و پس از تکمیل امور ساختمانی، این انستیتیوت در سال ۱۳۴۸رسماً افتتاح گردید. هدف اساسی این نهاد تربیت مهندسان متخصص در رشته‌های تعمیرات مدنی و صنعتی، پل سازی و راه سازی، بند‌ها و نهرها، معادن نفت و گاز، و تکنالوژی کیمیاوی عنوان شده است.

در ادامه‌ی این گفت‌و‌گو، وی افزود که در سال ۱۳۵۸، با تفکیک برخی دیپارتمنت‌ها از پوهنزی‌های ادبیات و علوم بشری و علوم، پوهنزی‌ زمین شناسی و پوهنزی علوم اجتماعی ایجاد شدند. سپس در سال ۱۳۶۵، دیپارتمنت ژورنالیزم از پوهنزی علوم اجتماعی جدا شده و به عنوان یک پوهنزی مستقل معرفی گردید. در نهایت پوهنزی کمپیوتر ساینس در سال ۱۳۸۸ هجری شمسی، در  چارچوب پلان استراتیژیک وزارت تحصیلات عالی و با هدف تربیه‌ی کادر‌های مسلکی متناسب با نیاز‌های روز، از ارتقای دیپارتمنت کمپیوتر ساینس تاسیس شد.

اما این دانش‌گاه همیشه همین شکوه و عظمت را نداشت. این دانش‌گاه در چند دوره‌ی مختلف تاریخی به‌ ویژه در دوران جنگ‌ها آسیب‌های جدی و جبران ناپذیری دید. پس از کودتای ۷ ثور ۱۳۵۷ و ورود ارتش شوروی به افغانستان در سال ۱۳۵۸ فضای دانشگاه کابل امنیتی شد که بسیاری از استادان و دانشجویان به دلیل وابستگی‌های سیاسی بازداشت و حتی اعدام شدند. فضای علمی با ایدئولوژی‌های حزبی آمیخته شد. پس از آن دهه‌ی ۷۰ سیاه‌ترین دوران دانش‌گاه کابل بود. جنگ‌های داخلی میان گروه‌های مجاهدین باعث شد که بخش‌های از این دانشگاه به ویرانه تبدیل گردد. ساختمان‌ها تخریب، کتاب‌خانه‌ها خراب و تجهیزات چور شد یا به شدت از بین رفت. تعداد بیشماری از استادان و محصلین به خارج از کشور مهاجرت کردند که ضربه‌ی بزرگی به این دانشگاه و دنیای علمی افغانستان وارد کرد. علی جویا یکی از محصلین آن زمان در مصاحبه با سریع نیوز می‌گوید: «جنگ‌های داخلی باعث شد دانشگاه کابل به‌ روی دختران و پسران بسته شود چون در شرایط بد امنیتی قرار داشتیم و از هر گوشه صدای توپ و تفنگ شنیده می شد و مردم فقط دنبال این بودند که از این شرایط بد جان سالم به در برند.»

‌ پس از آن دوره‌ی اول امارت اسلامی (۱۳۷۵-۱۳۸۰) تحصیل طبقه‌ی اناث در این دانشگاه محدود شد. و اما آخرین حادثه‌ی تلخ دانشگاه کابل حمله‌ی انتحاری ۶ عقرب ۱۳۹۹ بود. بیش از ۲۲ تن که بیش‌تر شان دانشجویان بودند کشته شدند. این حمله‌ی مرگ‌بار یکی از تلخ‌ترین وقایع تاریخ دانشگاه کابل بود که هیچ‌گاه جامعه‌ی علمی کشور آن را فراموش نخواهد کرد. با وجود تمام این تحولات مختلف سیاسی دانش‌گاه کابل همیشه نماد استقامت و بازسازی علمی افغانستان بوده پس از هر سقوط دوباره ایستاده و بیش‌تر از قبل درخشیده  است.

به اساس کتلاک معلوماتی دانش‌گاه کابل، این دانشگاه در دهه‌ی ۹۰ هجری شمسی به مثابه‌ی یک فصل استثنایی در تاریخ قدم برداشته است. در این دهه دانشگاه از مرز برنامه‌ها در مقطع لیسانس به مرز برنامه‌ها در مقطع‌های ماستری و دکتورا یک سفر جدید را آغاز نمود. حدود ۲۲ برنامه‌ی ماستری و ۲ برنامه‌ی دکتورا در بخش‌های مختلف علوم اجتماعی و طبیعی با سعی و تلاش استادان رقم خورد.

در حال حاضر در حدود ۶۵۱ استاد در دانشکده‌ها و رشته‌های مختلف مصروف تدریس، آموزش و تحقیق هستند که تعداد کثیر آن‌ها دارای درجه‌ی تحصیلی دکتورا و ماستری می‌باشد. هم‌چنان فعالیت‌های اداری این دانشگاه توسط ۳۶۰ تن کارمندان اداری پیش برده می‌شود. دانشگاه کابل دارای ۲۲ دانشکده، ۱۰۱ دیپارتمنت، ۷۷ برنامه در مقطع لیسانس، ۲۲ برنامه در مقطع ماستری، حدود ۷  برنامه‌ی دکتورا، ۲ مرکز تحقیقاتی و ۴ مرکز آموزشی می‌باشد. در این دانشگاه حدود ۲۴ هزار محصل در سه مقطع لیسانس، ماستری و دکتورا در دو بخش روزانه و شبانه مصروف تحصیل‌اند.

حالا ۴ سال از بسته شدن دروازه‌ی این دانشگاه به روی دختران می گذرد و باعث مایوسی جامعه‌ی تحصیلی کشور شده است. خواست ما از حکومت این است که هر چه زودتر دروازه‌ی دانشگاه ها را به روی دختران باز کنند و اجازه ندهند نصف جامعه از تحصیل محروم و ناامید گردند.

در پایان می‌توان گفت دانشگاه کابل، نخستین نهاد تحصیلات عالی افغانستان، فراتر از یک مرکز آموزشی است. این دانشگاه نماد هویت فرهنگی، خردورزی ملی و امید به آینده‌ای روشن برای افغانستان بوده و هست؛ نهادی که با وجود همه‌ی زخم‌ها، هنوز ایستاده است.

لینک کوتاه

https://sarie.news/s616n
دکمه بازگشت به بالا