زبان تهدید و زیان تهدید در مقابل ایران

از آوان جنگ تا کنون دونالد ترامپ بارها با زبان تهدید علیه ایران خواسته است که سردمداران این کشور را به مذاکره و تمکین وا دارد؛ اما این روش نه تنها که نتیجهای برای تغییر در ماهیت جنگ نداشته؛ بلکه دامنه آتش را روزبه روز وسیعتر ساخته است، چند روز قبل از حمله به ایران، همه روزه از ناوگان دریایی اش سخن به زبان میراند و گویا اینکه این ناوگان میتواند بدون چون و چرا معادله را به نفع امریکا تغییر داده و ایران سر تمکین فرو خواهد آورد؛ اما چنانچه شاهد بودیم که بزرگترین ناو هواپیمابر نیز همانند فیلهای ابرهه بدون اینکه توان انجام کوچکترین ماموریت جنگی از خود بروز بدهند، ناگذیر به فاصله گرفتن از آبهای گردید و منطقه را کلا ترک کرد. ناوهای آبراهام لینکلن و جرارفورد تنها ناوهایی بودند که ترامپ به آن ها دلخوش کرده بود و با راه انداختن لفاظی و جنگهای روانی میخواست که از این ناوها هیولای شکست ناپذیر جلوه داده و روحیه طرف مقابل را تضعیف نماید، اما سردمداران ایران نه تنها که از حضور این ناوها تحت تاثیر نرفتند، بلکه با ترفندهای جنگ الکترونیک و شلیک برخی موشکها به امریکا فهماند که این ناوها توان رویارویی با تسلیحات مدرن ایران را ندارند؛ لذا ترامپ بر آن شد که قبل از اینکه ابهت این ناوها توسط موشکهای ایران درهم کوبیده شود منطقه را آبرومندانه ترک کنند که همینطور نیز شد.
در فرایند جنگ، ترامپ دهها بار پیروزی اش را اعلام کرده و گفته است که اردوی ایران، نیروی دریایی، نیروی هوایی و توان آفندی و پدافندی این کشور را به کلی نابود کرده است، اما فردایش میبینیم که موشکهای ایران پایگاههای امریکا را در فاصله چهارهزار کیلومتری منطقه « دیهگو گارسیا» هدف قرار داده است، درست زمانی که ترامپ برای تبلیغات رسانهای اش متوسل به حرافی و تهدیدات میگردد، ایران برای رد حرفهایش و اثبات واقعیت، یکی از نقاط کلیدی منافع امریکا را هدف میگیرد؛ زیرا ترامپ با استفاده از اینگونه بلوفهای میان تهی سیاسی در صدد است تا ذهنیت جامعه امریکا و مالیات دهندگان امریکایی را قانع سازد که توانسته به اهداف تعیین شده اش دست یابد؛ اما حملات ایران، خوابهای ترامپ را آشفتهتر ساخته و حقایق میدان جنگ را برای مردم امریکا آنگونه که هست مینمایاند، واقعیت این است که در جنگ دو طرف درگیر تلاش دارند تا با استفاده از ابزار رسانهای و ضربات فنی، حریف را خرد سازند و معمولا طرفی که به توانایی هایش باورمند است هیچگونه تهدید و بلوف سیاسی به زبان نمیراند، بلکه با تکیه بر توان و داشته هایش عملا ثابت میسازد که چه کاری میتواند در این جنگ انجام دهد، از این نکته در مییابیم که اگر ترامپ واقعا در این جنگ قدرت میداشت هیچگونه تهدیدی را از زبان وی نمی شنیدیمِ؛ زیرا طرفی که زور است نیازی به زبان تهدید ندارد و در میدان نبرد قوت اش را به رخ همگان میکشد، در این میان میبینیم که ایران هیچگونه زبان تهدید ندارد، ولی در پاسخ متقابل بدون اضافه گویی هر نقطهای از منافع امریکا را که دلش میخواهد هدف قرار میدهد و این یعنی اعتماد به نفس که حریف را در شوک فرو میبرد.
به تازگی دونالد ترامپ در اخطاریه جدید گفته است که اگر ایران ظرف ۴۸ ساعت تنگهای هرمز را باز نکند، تمام زیرساختهای انرژی این کشور را هدف قرار خواهد داد و سخنگوی قرارگاه مرکزی خاتم الانبیا که مدیریت جنگ با امریکا و اسراییل را عهده دار است در پاسخ گفته است که اگر امریکا دست به چنین اقدامی بزند، آنگاه تمام زیرساختهای انرژی مرتبط به منافع امریکا در منطقه در امان نخواهد بود و تاسیسات آب شیرین کن و سایر نقاطی که به نحوی با منافع امریکا مرتبط باشد زیر آتش توپخانهای ایران خواهد بود، به نظر میرسد این همان نقطهای است که از حساس شدن چشم انداز جنگ حکایت دارد، ایران دیشب نقاط حساس اسراییل را هدف قرار داد که تاسیسات هستهای دیمونا یکی از آن بود، این موشک باران یک پیام اساسی را با خود داشت مبنی بر اینکه اگر امریکا و اسراییل بیش از این منافع حیاتی ایران را زیر تهدید قرار دهند، حتی منطقه دیمونا که به قول رژیم اسراییل پرنده هم نمیتواند بر فراز آن پرواز کند در امان نخواهد ماند، اکنون سران رژیم اسراییل و امریکا دریافته اند که وضعیت در حال رسیدن به خطوط قرمز ایران است و اینکه اگر چنین اتفاقی بیافتدُ اسراییل در آتش اتم خودساخته و موشکهای ایرانی خواهد سوخت و این میتواند پیامد ناگوار حیثیتی بر هژمونی امریکا در منطقه و تضعیف جایگاه اسراییل داشته باشد.
زیان این تهدیدات علیه ایران این است که سردمداران ایرانی با توجه به حجم تهدیدات ضرورتهای امنیتی شان را تعریف و دامنه حملات شان بر آن اساس بنا میگذارند، این جنگ است و شوخی نیست که طرف مقابل نخواهد با سطح و میزان تهدید، آمادگی دفاعی اش را عیار سازد، جهان که تا کنون بدین باور بود که موشکهای برد بلند ایران قادر به تهدید نقاط دور دست اروپا و جهان نیست، پس از شلیک موشک به سمت دیه گو گارسیا اکنون لرزه بر اندام شان افتاده است که این کشور اگر بخواهد توان هدفگیری در هر نقطه کره زمین را دارد و دقیقا همین مسیله خواب آرام را از چشمان شان زدوده است، اینگونه که از حال و هوای جنگ و اهداف جنگی پیداست، ترامپ شبیه به یک بازیچه در دستان نتانیاهو گرفتار آمده که به هر سمت و سو که بخواهد آن ار میکشاند، و نتانیاهو نیز منافع اش را در جنگ میبیند در حالیکه امریکا ضررهای فراوان از این جنگ متقبل شده است؛ لذا ایران نیز با توجه به همین سقف تهدیدات آمادگی اش را برای حالت روزهای دشوار صد فیصد اعلام کرده است، این است که زبان تهدید باعث زیانهای جانی و مالی فراوان برای امریکا گردیده است و اگر وضعیت اینگونه به پیش برود احتمال اینکه سلاح شیمیایی و ذروی توسط طرفهای درگیر به کار گرفته شود قابل پیش بینی است، زیرا ملت و دولت ایران هیچگاه در مقابل تهدید و زورگویی سرخم نخواهند کرد همانطور که تاریخ این سرزمین گواه این واقعیت است که این کشور هیچگاه مستعمره نبوده و به هیچ نیروی خارجی اجازه نخواهند داد که پا را از گلم خودش درازتر کرده و خیال پردازی تصرف ایران را در سر بپرورانند، تداوم این جنگ بیش از هر جانب دیگر امریکا را متضرر خواهد ساخت، زیرا در ختم جنگ ما شاهد بودیم که امریکا دیگر آن هژمونی نیست که هرگونه دلش بخواهد کشورها را تهدید و یا منابع شان را غارت نماید؛ بلکه در ختم جنگ تمام پایگاههای امریکا از منطقه جمع شده و قطب جدید قدرت که ایران است در منطقه حکمرانی خواهد کرد.
نویسنده: محمد امان فلاح

