سقوط عقاب در تله ایمان؛ وقتی تکنالوژی یانکی‌ها حریف غیرت ایرانی نشد

در حالی که ماه دوم نبردهای سنگین میان ایران با امریکا و اسرائیل سپری می‌شود، واقعه‌ای تازه معادلات نظامی و روانی حاکم بر میدان جنگ را به شکلی بنیادین دگرگون ساخته است. سقوط یک فروند از پیشرفته‌ترین جنگنده‌های F-35 نسل جدید ارتش ایالات متحده در آسمان ایران و وضعیت مبهم خلبان آن، به نمادی از فروپاشی ابهت پوشالی تکنالوژی نظامی غرب در برابر اراده بومی ملت ایران مبدل گشته است. این رخداد، نقطه عطفی در تاریخ معاصر است که نشان می‌دهد محاسبات اتاق‌های فکر پنتاگون در تخمین توان پدافندی جمهوری اسلامی ایران فرسنگ‌ها با واقعیت‌های میدانی فاصله داشته است. عبور از لایه‌های راداری و هدف قرار دادن عقاب‌های آهنین دشمن در اوج غرور تکنالوژیک‌شان، این پیام روشن را به ترامپ و نتانیاهو مخابره کرد که‌ آسمان ایران نه تنها جولانگاه متجاوزان نیست، بلکه به گورستانی تجهیزات فوق مدرن امریکا و طیارات این کشور بدل شده است.

توانمندی پدافند هوایی ایران در ماه دوم جنگ، فراتر از یک واکنش دفاعی ساده، به سطح یک بازدارندگی فعال ارتقا یافته است. شکار این جنگنده پیشرفته ثابت کرد که شبکه‌ یکپارچه پدافندی ایران با بهره‌گیری از هوش مصنوعی و سامانه‌های بومی، موفق به شکستن کد رمزهای هواپیماهای رادارگریزی شده است که پیش‌تر غیرقابل شکار تصور می‌شدند.

این پیروزی فنی، لرزه بر اندام استراتژیست‌های نظامی امریکا انداخته است؛ چرا که اکنون مشخص شده هرگونه نفوذ هوایی برای امریکا هزینه‌ای گزاف و غیرقابل جبران در پی خواهد داشت. وضعیت مبهم خلبان و ناتوانی تیم‌های امداد و نجات دشمن در بازیابی وی، نشان‌دهنده تسلط کامل نیروهای زمینی و هوایی ایران بر جغرافیای نبرد است. این سرگردانی خلبان در میان کوه‌ها و دشت‌های ایران، استعاره‌ای از سرگردانی سیاست‌های کلان امریکا در باتلاقی است که خود ساخته‌اند.

اما فراتر از فناوری‌های موشکی و راداری، آنچه لایه‌های دفاعی ایران را رسوخ‌ناپذیر کرده، جوشش بی‌سابقه غیرت ملی و آمادگی برای نبرد زمینی است. تصاویر پخش‌ شده از دورترین روستاها و مناطق کوچی‌نشین ایران، تابلویی حماسی از انسجام ملی را به تصویر می‌کشد که همه تفنگ به دست در دفاع از سرزمین شان پيشگام شده اند، مردانی که با سلاح‌های شخصی و لباس‌های محلی، همگام با نیروهای مسلح رسمی، در دامنه‌های کوهستان و پهنه دشت‌ها به نگهبانی مشغولند، نشان‌دهنده این واقعیت‌اند که هر وجب از خاک این سرزمین برای دشمن به یک سنگر مبدل شده است.

شور مردم اسلحه به دست، از پیرمردان باتجربه دوران دفاع مقدس تا جوانان پرشور امروزی، لایه‌ای از امنیت مردمی را ایجاد کرده که هیچ دکترین نظامی کلاسیکی قادر به مقابله با آن نیست. این آمادگی برای جنگ تن به تن و زمینی، بزرگترین کابوس برای ارتش تروریستی امریکاست که همواره از درگیری نزدیک و تلفات انسانی در خاک بیگانه واهمه داشته است.

در بعد رسانه‌ای و روانی نیز، هر ساعت که از سقوط این جنگنده می‌گذرد، موج تحقیر امریکا در فضای بین‌المللی سهمگین‌تر می‌شود. انتشار تصاویر لاشه‌های متلاشی شده پیشرفته‌ترین دستاوردهای مهندسی نظامی امریکا در کنار کشاورزان و عشایری که با صلابت بر فراز آن ایستاده‌اند، اقتدار ادعایی اين ابرقدرت‌ را در افکار عمومی جهان به چالش کشیده است.

رسانه‌های غربی که تلاش می‌کردند تصویری شکست‌ناپذیر از ماشین جنگی امریکا ارائه دهند، اکنون در برابر پرسش‌های بی‌پاسخ افکار عمومی مردم خود گرفتار شده‌اند. ادامه این روند نه تنها به معنای فرسایش توان نظامی، بلکه به معنای فروپاشی اعتبار سیاسی امریکا در سطح جهان است. هر موشک پدافندی که به هدف اصابت می‌کند و هر قدمی که یک مدافع ایران در مرزهای این کشور برمی‌دارد، میخی بر تابوت سلطه جهانی است که تصور می‌کرد می‌تواند اراده ملت‌ ایران را با بمب و موشک سست کند.

لذا آنچه از اوضاع میدانی پيداست، تداوم این نبرد تنها به افزایش هزینه‌های امریکا منجر خواهد شد. ایران امروز، در ماه دوم جنگ، نه‌ تنها ضعیف نشده، بلکه با تکیه بر دانش بومی و غیرت مردمی، به شکلی از خودکفایی دفاعی دست یافته که در آن هر تهدیدی به یک فرصت برای نمایش قدرت تبدیل می‌شود. سقوط این جنگنده تنها یک آغاز است؛ آغازی بر پایان دوران تاخت و تاز بی‌هزینه در منطقه. اگر امریکا بخواهد به مسیر تنش ادامه دهد، باید بداند که در میدان نبرد با آتش خشم ملتی روبروست که مرگ را سرخ می‌طلبد و در رسانه با موجی از تحقیر مواجه خواهد شد که اعتبار تاریخی آن‌ها را لکه دار می‌کند. اینجا خاک دلیران است و آسمانش، تنها برای عقاب‌های وطنی امن خواهد بود.

نویسنده: عبدالکریم احدی

دکمه بازگشت به بالا