سکوت ارگانهای رسمی کابل در قبال رحلت آیتالله فیاض و پیامدهای آن

درگذشت آیتالله العظمی محمد اسحاق فیاض، از مراجع برجسته جهان اسلام و از چهرههای علمی سرشناس افغانستان، موج گستردهای از پیامهای تسلیت در سطح منطقهای و بینالمللی به همراه داشت. با این حال، نبودِ هرگونه پیام رسمی از سوی مقامات حاکم در کابل، بهعنوان یک «سکوت معنادار» تلقی شد؛ سکوتی که بسیاری آن را صرفاً یک غفلت اداری نمیدانند، بلکه نشانهای از یک رویکرد سیاسی و ایدئولوژیک ارزیابی میکنند.
در فرهنگ تاریخی افغانستان، احترام به علما و اندیشمندان همواره جایگاه ویژهای داشته است. تکریم چهرههای علمی، فارغ از گرایشهای مذهبی و قومی، بخشی از سنت اجتماعی این سرزمین بوده است.
نادیده گرفتن درگذشت یکی از برجستهترین فقهای معاصر، از نگاه منتقدان، در تعارض با این سنت ریشهدار قرار میگیرد و پرسشهایی را درباره میزان پایبندی حکومت به ارزشهای اعلامشده دینی و فرهنگی ایجاد میکند.
آیتالله فیاض علاوه بر جایگاه علمی بینالمللی، برای بخش بزرگی از جامعه شیعیان افغانستان یک مرجع دینی و نماد هویتی محسوب میشد. سکوت رسمی در قبال رحلت او، در میان بخشی از شهروندان بهعنوان نشانهای از بیاعتنایی ساختاری تعبیر شده است.
در جامعهای متکثر مانند افغانستان، نادیده گرفتن مناسبتهای مهم مذهبی یا شخصیتهای برجسته یک گروه اجتماعی میتواند احساس فاصله، بیاعتمادی و انزوا را تقویت کند. استمرار چنین رویکردی، خطر عمیقتر شدن شکافهای اجتماعی را در پی خواهد داشت.
در عرف دیپلماتیک، صدور پیام تسلیت برای شخصیتهای برجسته علمی، فرهنگی و مذهبی، رفتاری متداول و نشانهای از بلوغ سیاسی و مسئولیتپذیری دولتهاست.
در شرایطی که کابل در پی گسترش روابط و کسب مشروعیت بینالمللی است، این سکوت میتواند به تقویت تصویری از انزوا و عدم انعطاف سیاسی منجر شود و فرصت نمایش همبستگی ملی و احترام به سرمایههای علمی را از میان ببرد.
مفاخر علمی و دینی، سرمایههای نمادین یک کشور به شمار میروند و نقش مهمی در تقویت هویت مشترک ملی دارند. آیتالله فیاض از جمله شخصیتهایی بود که نام افغانستان را در یکی از مهمترین مراکز علمی جهان اسلام، یعنی نجف، مطرح ساخت.
نادیده گرفتن چنین چهرههایی، میتواند پیوند جامعه با مفاخر تاریخی و سرمایههای معنویاش را تضعیف کند و تصویر محدودتری از هویت ملی ارائه دهد.
حکومتی که نسبت به جایگاه مفاخر علمی خود بیتفاوت باشد، ناخواسته انگیزه نسلهای آینده برای رشد علمی و فکری را کاهش میدهد. تکصدایی در تعریف «عالم مورد تأیید» نیز میتواند پویایی فکری و تنوع دیدگاهها را محدود کند.
پایداری اجتماعی در کشوری متنوع، نیازمند پذیرش تکثر فکری و مذهبی و احترام متقابل به همه سرمایههای انسانی است.
سکوت رسمی کابل در قبال رحلت آیتالله فیاض، صرفاً یک واکنش اداری نبود، بلکه رخدادی بود که بازتابهای اجتماعی، هویتی و بینالمللی به همراه داشت. در جامعهای چندقومیتی و چندمذهبی، احترام به مفاخر علمی و دینی نهتنها یک وظیفه اخلاقی، بلکه عاملی مهم در حفظ انسجام ملی و تقویت سرمایه اجتماعی به شمار میرود. توجه به این واقعیت میتواند در شکلدهی آیندهای باثباتتر و همگراتر برای افغانستان نقش تعیینکنندهای داشته باشد.
نویسنده: عبدالله احمدی

