ششمین سالگرد شهادت سلیمانی؛ یادآوری یک راهبرد و هشدار به منطقه

در آستانهٔ ششمین سالگرد شهادت سردار سلیمانی، جهان بنا به شیطنتها و زیادهخواهیهای امریکا و اسرائیل با موجی از بیثباتی و رنجهای کمرشکن انسانی روبهروست. غزه زیر فشار محاصره و حملات زمینی و هوایی رژیم کودککش اسرائیل قرار دارد و زنان و کودکان این شهر همه روزه در میان دود و آتش خمپارههای رژیم منحوس میسوزند. لبنان میان بحرانهای سیاسی و تنشهای منطقهای میسوزد و سوریه نیز تحت اشغال اسرائیل و نبردهای داخلی ناشی از شیطنتهای این رژیم در حال سوختن و تجزيه است. فراتر از جهان اسلام، سودان و اوکراین نیز با دخالتها و نقشهکشیهای امریکا و اسرائیل زیر خاکستر خمپارهها قرار گرفته که زندگی میلیونها نفر را مختل کردهاند.
اوضاع نابسامان کنونی منطقه و جهان ،ربط مستقیمی به شخصیت و کارنامه جنرال سلیمانی دارد، زیرا او با قدرت در برابر همین دسایس و جنایات امریکا و اسرائیل ایستادگی میکرد که مهمترین آن از بین بردن پروژه داعش (ساخته امریکا و اسرائیل) بود و جنرال سلیمانی توانسته بود که آنان را در خاورمیانه سرگرم نگهداشته و مجال سازماندهی به دخالت در امور سایر کشورها را ندهد، درست زمانیکه انسان و انسانیت در عراق و سوریه توسط شروران داعشی لگدمال میشد، سلیمانی وارد میدان گردید و بساط آن پروژه خطرناک را جمع کرد. پروژهای که اگر جلو آن گرفته نمیشد، کشورهای اسلامی از سوریه و عراق گرفته تا افغانستان و پاکستان را در آتش میسوزاند. این کارنامه درخشان، یکی از دلایل محبوبیت جنرال سلیمانی در بین مردم افغانستان و جهان بود. قاتل این بزرگمرد اکنون بر کرسی ریاست جمهوری امریکا تکیه زده و چپ و راست فرمان قتل مردمان غزه، لبنان و سوریه را با دسیسهها و نيرنگ های گوناگون صادر میکند.
در چنین حالتی یکبار دیگر مبارزه با تروریسم به یکی از مهمترین دغدغههای امنیتی منطقه غرب آسیا تبدیل شده است؛ پدیدهای که نهتنها کشورهای درگیر جنگ، بلکه ثبات اجتماعی و امنیت مرزهای پیرامونی را نیز تحتتأثیر قرار داده است. در این میان، نقش و سیره عملی قاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس بهعنوان دو چهره محوری در مقابله با جریانهای تروریستی، همواره مورد توجه بوده است. این دو فرمانده با تکیه بر راهبرد میدانی، هماهنگی منطقهای و شناخت دقیق از ساختار گروههای افراطی، توانستند در مقاطع حساس، روند گسترش تروریسم را مهار و امنیت نسبی را به بخشهایی از منطقه بازگردانند.
امریکا و اسرائیل با طرح داعش میخواستند جغرافیای اشغال را فراتر از مرزهای عراق و سوریه حتی به سمت افغانستان و پاکستان و آسياي میانه بکشانند؛ ولی ابتکار فرماندهان مقاومت به سردستگی جنرال سلیمانی باعث شد که این نقشه دشمن نقش بر آب شده و داعش در جغرافیای خاورمیانه زمینگیر شود. داعش در ابتدا منطقه وسیعی از سوریه و عراق را در اختیار داشت و هدف آن در قدم اول، تصرف تمام عراق و منطقه شامات بود؛ اما شبهجزیره عربستان و شمال افریقا و اندلس تا خراسان بزرگ نیز در نقشه ترسیمی آنها وجود داشت، این گروه در نهایت با تلاش فرماندهان مقاومت متصرفات خود را از دست داد و تا هنوز نتوانسته ساختار اولیه خود را بازیابی کند.
اکنون که این سرداران در حیات نیست عدم برنامه و بی تفاوتی رهبران جهانی و منطقه ای فرصت مناسبی جهت توسعه تروریسم در منطقه فراهم نموده است. بی گمان عدم اتخاذ استراتژی واحد برای مهار داعش در آینده ای نه چندان دور موجب بروز بحران هایی فراگیرتر در منطقه و جهان خواهد شد.هم اکنون شماری از تکفیری های آموزش دیده به آسیای مرکزی و قفقاز بازگشته اند، چنانچه در مورد افغانستان نیز پوتین پیشتر گفته بود که از ۳۴ ولایت افغانستان داعش در ۲۴ ولایت عملا حضور فعال دارد و این زنگ خطری است برای افغانستان، از همین رو و با توجه به مشی رادیکال داعش که زمینه جذب تندروها در این مناطق را فراهم خواهد آورد، روسیه در آینده با بحران تروریستی عظیمی روبرو خواهد شد. در اروپا نیز شاهد آنیم که ده ها هزار مهاجر خاورمیانه ای و افریقایی تبار در ایتالیا، مجارستان، یونان و… تحت عناوینی هم چون جستجوی امنیت و زندگی بهتر حضور پیدا کرده اند، مهاجرینی که به باور برخی منابع امنیتی شمار کثیری از آن ها تروریست هایی هستند که لا به لای مهاجرین خود را به اروپا رسانده اند، لذا احتمالا اروپا و به ویژه ایتالیا، یونان، بریتانیا و فرانسه بیش از همه در آینده ای نزدیک شاهد وقوع حملات مکرر از سوی تروریست ها خواهند
بنابراین اگر کشورهای منطقه از اکنون به فکر مهار قطعی این گروه تروریستی نباشند نمیتوان در مواقع بحرانی همچون اوضاع عراق و سوریه به فکر ناجی هموزن سلیمانی و ابومهدی المهندس بود، تا دیر نشده این کشورهایی که در معرض تهدید قرار دارند بايد برای مهار و نابودی داعش استراتژی مشخص و واضحی داشته باشند، ورنه این هیولای درنده با هیچ کشور و مردمی سر تعارف ندارد وقتیکه طشت از بام افتاد آنگاه نمیتوان آن را مجددا ترميم کرد، مبارزه با داعش، نظم، استراتژی، اتحاد جمعی حول منافع مشترک و اصول مختص به خود را نیازمند است که صرفا با استفاده از راهکار تجربه مبارزات در عراق و سوریه بهتر میتوان بر این مشکل فایق آمد، داعش یک پدیده ضد بشری است و دشمن مشترک انسانیت، لذا باید ضمن قدردانی از مبارزات جانانه سردار سلیمانی هر کشور و هر قومیت با حفظ هویت شخصی اش دست به دست هم داده و هستههای در حال رشد این گروه را هم اکنون از بین ببرند، در غير آن هر لحظه احتمال ظهور این غدهای بدخیم در گلوگاه منطقه قابل تصور است و آن وقت دیر خواهد بود.
نویسنده: احمد مرادی

