ضرورت پاسداری از آیین مهدویت در پرتو امید و همبستگی

نیمه شعبان یکی از اعیاد مسلمانان است و روزی است که به یاد ولادت امام زمان (عج) و تجلی نور هدایت گرامی داشته می شود. در این روز دلها سرشار از امید و انتظار است و پیروان دین با دعا ذکر و نیایش شکرگزاری می کنند. شق القمر شدن مهتاب در این روز به عنوان نشانه ای از کرامت الهی و معجزه تاریخی بازگو می گردد. مراسم جشن و سرور همراه با مراسم معنوی جلسات قرائت دعا و صدقه و تلاش برای همدلی و کمک به نیازمندان برگزار می شود. این روز یادآور وعده امید به جامعه و دعوت به رفتار نیکو و تهذیب نفس است و هر ساله با شور و شعف خاصی مورد تکریم قرار می گیرد. باشد که دلها به نور محبت او روشن گردد و جامعه برای عدالت و خیر آماده شود. و برکت و رحمت الهی شامل همه مؤمنان گردد.
نیمهٔ شعبان روزی است که مردم در آن با نذر و نذورات و برپایی مراسم دینی در مساجد، حسینیهها و خانهها حضور مییابند. کوچهها و اماکن پررفتوآمد با گل، چراغ و پارچههای رنگی آذین بسته میشوند و فضای شهر رنگ و بوی معنویت میگیرد. علما و دعاخوانان به وعظ و خطابه میپردازند و سخنانی دربارهٔ اهمیت انتظار، امید و عمل صالح بیان میکنند. مراسم شامل قرائت دعاها، مدیحهسرایی، صلواتخوانی و توزیع خرما یا غذای نذری میان نیازمندان است. نذر به شکلهای مختلف دیده میشود؛ برخی نذر خواندن دعا یا صلوات، برخی نذر کمک مالی یا تهیه غذای نذری و برخی نذر برپایی مجالس روضه و مجلس ذکر را در دستور کار قرار میدهند. بسیاری خانوادهها پیش از مراسم، شبنشینی و نماز جماعت برگزار میکنند و جمعهای خانوادگی به ذکر و مناجات میپردازند. نذورات اغلب به شکل توزیع نان، خوراکی و پوشاک میان مستمندان صورت میگیرد تا دست نیازمندان گرفته شود و پیوند اجتماعی تقویت گردد.
نذر و نذورات فرصتی برای تقویت همبستگی اجتماعی فراهم میآورد؛ مردم در کنار هم به کمک مستمندان میشتابند و یادواره عدالت و احسان زنده میشود. خانوادهها و جوانان با مشارکت در تدارکات مراسم و نصب چراغ و تزئینات، شور و نشاط ویژهای پدید میآورند و کودکان با شادمانی در مراسم شرکت میکنند. در برخی مناطق خیابانها تا پاسی از شب روشن میماند و گروههای مردمی به اجرای دعا و مناجات میپردازند. همچنین این روز بهانهای است برای یادآوری مسئولیت اخلاقی و اجتماعی؛ علما تأکید میکنند که نذرها و اعمال باید با نیت خالص و به نفع نیازمندان انجام شود. برپایی مراسم و نذورات اگرچه جلوهٔ بیرونی دارد، اما جوهر آن باید تقوا، بهبود امور عمومی و کمک به محرومان باشد تا برکت حقیقی نصیب جامعه گردد. در برخی مناطق ذبح حیوانات نیز مرسوم است؛ گوشت بین خانوادهها و نیازمندان توزیع میشود و این عمل نمادی از ایثار و همبستگی است.
در افغانستان نیز نیمهٔ شعبان بهعنوان یک جشن عقیدتی و اجتماعی جایگاه ویژهای دارد و پیش از این در بسیاری از ولایات جلوههای خاص خود را در این ایام نشان میداد. شهر کابل بهویژه در این ایام چهرهای متفاوت به خود میگرفت؛ کوچهها و چهارراهها با پارچهها، چراغها و گلآرایی آراسته میشدند و نورافشانی شبانه فضایی معنوی و امیدوارکننده پدید میآورد. مساجد و حسینیهها محل برگزاری محافل وعظ، قرائت دعا و مدیحهسراییاند و علما و خطبا دربارهٔ اهمیت انتظار، اخلاق دینی و کمک به همنوعان سخن میرانند. در بسیاری از محلات مردم بهصورت خانوادگی یا جمعی نذر و نذورات خود را تدارک میبینند؛ برخی از خییرین بستههای غذایی، نان و پوشاک تهیه میکنند و برخی با برپایی سفرههای عمومی یا پخت و توزیع غذا میان نیازمندان، سهمی در همبستگی اجتماعی میپذیرند.
سنت ذبح حیوان در برخی مناطق پابرجاست و گوشت نذری میان خانوادههای محروم تقسیم میشود، هرچند علما و فعالان اجتماعی بر رعایت ملاحظات بهداشتی، جلوگیری از اسراف و توزیع عادلانه تأکید دارند. مشارکت جوانان و گروههای خیریه باعث شده تا این مراسم رنگ و نشاط اجتماعی نیز پیدا کند؛ گروههای داوطلب با تهیه چراغ، نصب بنر و کمک در پخش نذورات برگزاری بهتر مراسم را تسهیل میکنند. کودکان و نوجوانان با شور و شوق در خیابانها حضور مییابند و شور عید را زنده نگه میدارند. در کنار جلوههای ظاهری، پیامهایی دربارهٔ صلح، همدلی و مسئولیت اجتماعی برجسته میشود و علما مردم را به نیت پاک و انجام اعمال خیریه فرا میخوانند تا برکت حقیقی به جامعه بازگردد. این آیینها، فراتر از نمود بیرونی، پیوندهای فرهنگی و ایمانی را تقویت میکنند و یادآور امید برای فردا و دعا برای تعجیل فرج است.
در ایام مذهبی، وظیفهٔ دولت است که هم امنیت شهروندان را تأمین کند و هم به عقاید و آیینهای کتلههای مختلف جامعه احترام بگذارد؛ این اصلِ رعایت آزادیهای مذهبی و حق تجمع مسالمتآمیز، مبنای همزیستی اجتماعی است. اما گزارشها حاکی است که در طول چهار سال اخیر، حکومت کنونی در افغانستان محدودیتهایی بر برگزاری آیینهای مذهبی وضع کرده است که تأثیر مستقیم بر زندگی روزمره و آیینهای سنتی مردم داشته است. مأموران امنیتی در مواردی پرچمها و بنرهایی را که عزاداران و برگزارکنندگان مجالس دینی نصب کرده بودند، جمعآوری یا از بین بردهاند و این اقدامات به احساس سرخوردگی و سلب حقّ هویتی از جوامع مذهبی انجامیده است.
در مواردی دیگر، ممانعت از برگزاری جشن نیمه شعبان یا محدود کردن نمادهای سنتی همچون مراسم نورافشانی یا نصب چراغ و پارچههای مذهبی موجب شده برخی جشنها و تجمعات آنگونه که مردم انتظار داشتند برگزار نشود. اگر حکومت بهدنبال ثبات و مشروعیت پایدار است، مقابله و تقابل با مردم راهحل نیست؛ راه عقلانی و پایدار، گفتوگو و ارائهٔ قواعد واضح و قابل اجراست. حکومت میتواند با تعیین چارچوبهای روشن برای تجمعات و آذینبندی مثلاً اعلام مجوزهای ساده، هماهنگی با رهبران محلی و رعایت نکاتِ بهداشتی و امنیتی از تنش جلوگیری کند و در عین حال اجازه دهد تا مناسک دینی بهصورت مسالمتآمیز و شایسته برگزار شوند. همچنین ضروری است که ملاحظات فقهی و فرهنگی کتلههای اجتماعی، بهخصوص نهادهای مذهبی، در تدوین این قواعد لحاظ شود تا احساس تبعیض و حس کنار گذاشته شدن کاهش یابد. برخوردی که بهجای تنشآفرینی، بر احترام متقابل و تضمین حقوق اساسی استوار باشد، هم به آرامش اجتماعی کمک میکند و هم از تشدید بحرانها و بیاعتمادی عمومی جلوگیری خواهد کرد.
نویسنده: محمد امان فلاح

