طالبان، روسیه و ایران؛ افغانستان در قلب معادلات نوین امنیتی منطقه

تحولات اخیر نشان میدهد که افغانستان بهتدریج از اولویت مستقیم امنیتی غرب، بهویژه امریکا، خارج شده و در مقابل در راهبرد قدرتهای منطقهای جایگاه مهمتری یافته است.
اگر در دو دهه گذشته افغانستان محور حضور نظامی امریکا و ناتو بود، امروز با جنگ اوکراین، بحران خاورمیانه و رقابت امریکا با چین و روسیه، اهمیت افغانستان در اجندای غرب کاهش یافته است.
اما دقیقا همین خلأ، افغانستان را در معادلات منطقهای برجسته تر ساخته و اینکشور اکنون به نقطه تلاقی منافع روسیه، چین، ایران، هند و پاکستان تبدیل شده است.
افغانستان و بازتعریف رقابتهای منطقهای
قدرتهای منطقهای اکنون افغانستان را بخشی از امنیت و منافع ژیوپولیتیکی خود میدانند:
روسیه انرا کمربند امنیتی اسیای میانه میبیند؛
چین امنیت پروژه ((یک کمربند ـ یک جاده)) را با ثبات افغانستان مرتبط میداند؛
ایران افغانستان را عمق استراتژیک شرق خود تلقی میکند؛
هند انرا عامل توازن در برابر پاکستان میبیند؛
و پاکستان همچنان در تلاش حفظ نفوذ سنتی خود بر افغانستان است.
از همین جهت، افغانستان دوباره به میدان رقابت قدرتها تبدیل شده، اما این بار نه در قالب اشغال مستقیم، بلکه در چارچوب پیمانهای امنیتی، جنگهای نیابتی و رقابت کریدورها.
نزدیکی طالبان و روسیه؛ اغاز مرحله جدید
نزدیکشدن طالبان و روسیه، به ویژه در حوزههای امنیتی و تخنیکی، نشاندهنده تغییر نگاه مسکو نسبت به طالبان است.
روسیه اکنون طالبان را بخشی از معادلات امنیتی منطقه میداند، نه صرفا یک گروه شورشی.
گمانه زنیهایی نیز وجود دارد که ممکن است روسیه در جنگ اوکراین از ظرفیت نیروهای طالبان یا جنگجویان نزدیک به انان استفاده کند. هرچند این موضوع رسمی نیست، اما طرح چنین احتمالاتی نشان میدهد که افغانستان وارد مرحله جدیدی از نقشافرینی منطقهای شده است.
احتمال همگرایی بیشتر ایران و طالبان
در صورت تشدید تقابل ایران با امریکا و اسراییل، احتمال نزدیکی بیشتر تهران و طالبان و به رسمییت شناخت طالبان نیز قابل بررسی است.
ایران به این جمعبندی رسیده که بیثباتی افغانستان میتواند مرزهای شرقیاش را به میدان نفوذ داعش خراسان و جنگهای نیابتی تبدیل کند.
از همین رو، تهران ممکن است در چارچوب ترتیبات امنیتی منطقهای، همکاری عملگرایانه تری با طالبان داشته باشد؛ بهویژه اگر جنگ گستردهای میان محور ایران و محور امریکا ـ اسراییل شکل گیرد.
احتمال دارد که ایران از مشارکت نیرو های جهادی طالبان در جنگ علیه اسراییل استقبال کند.
بازی چندلایه پاکستان
پاکستان همچنان پیچیدهترین بازیگر منطقهای در قضیه افغانستان است. اسلام اباد از یکسو با طالبان دچار تنش امنیتی و اختلافات مرزی است، اما از سوی دیگر تلاش میکند در تاجین منافع غربی ها نقش سنتی خود را در مدیریت تحولات افغانستان حفظ کند.
سفر اخیر مقامهای پاکستانی به امریکا و تحرکات دیپلماتیک این کشور، پس از نزدیکشدن طالبان و روسیه، میتواند نشانه نگرانی پاکستان از خروج افغانستان از مدار نفوذ سنتیاش باشد.
همچنان بعید نیست روسیه، ایران و هند به این باور رسیده باشند که بخشی از جریانهای ضد طالبان و داعش خراسان از مسیر شبکههای وابسته به پاکستان مدیریت میشوند؛ زیرا گسترش ناامنی از افغانستان به اسیای میانه، چین و ایران، عملا به ابزار فشار علیه قدرتهای منطقهای تبدیل میگردد.
رقابت افغانستان و پاکستان؛ از اقتصاد تا امنیت
رقابت افغانستان و پاکستان دیگر تنها اختلاف مرزی نیست؛ بلکه به بخشی از رقابت ژیوپولیتیکی منطقه تبدیل شده است.
افغانستان تلاش میکند وابستگی اقتصادی خود به پاکستان را کاهش داده و به مسیرهای بدیل چون چابهار، اسیای میانه و پروژههای منطقهای متصل شود.
در مقابل، نزدیکشدن طالبان به روسیه، ایران و چین میتواند موازنه امنیتی منطقه را علیه انحصار سنتی پاکستان تغییر دهد.
حلاصه:
جهان بهسوی نظم چندقطبی در حرکت است و افغانستان نیز در متن همین تحول قرار گرفته است. کاهش اولویت افغانستان در سیاست مستقیم غرب، به معنای کاهش اهمیت ژیوپولیتیکی ان نیست؛ بلکه افغانستان اکنون بیش از گذشته در محور رقابتهای منطقهای قرار گرفته است.
نزدیکی طالبان با روسیه، احتمال همگرایی راهبردی با ایران، رقابت با پاکستان و جنگ کریدورها، همگی نشان میدهند که افغانستان وارد مرحله جدیدی از نقشافرینی منطقهای شده است.
اما اگر افغانستان نتواند راهبرد مستقل منافع ملی و توازن منطقهای را تعریف کند، ممکن است بار دیگر به میدان جنگ نیابتی قدرتهای بزرگ تبدیل گردد.
نویسنده: سید باقرشاه احمدی

