عبداللطیف نظری: امریکا در محاسبه قدرت نظامی ایران دچار خطای راهبردی شد
عبداللطیف نظری، معین مسلکی وزارت اقتصاد، معتقد است که ایالات متحده و رژیم اسرائیل در محاسبات راهبردی خود در قبال ایران دچار خطای فاحش شدهاند؛ خطایی که ریشه در ناتوانی غرب در درک هویت عمیق تمدنی، اسلامی و مقاومت ایران دارد. او تأکید میکند که قدرت موشکی و انسجام داخلی پس از حمله، نشان داد که حذف سران، موجب فروپاشی جمهوری اسلامی نخواهد شد.

به گزارش خبرگزاری سریع؛ عبداللطیف نظری، معین مسلکی وزارت اقتصاد افغانستان، در تحلیلی به ارزیابی حمله متقابل ایران به پایگاههای امریکا در منطقه و پیامدهای آن بر ساختار نظام جمهوری اسلامی پرداخته است. او این اقدام امریکا و رژیم اسرائیل را در چارچوب طرح خاورمیانه جدید برای تجزیه منطقه دانسته و در عین حال، توانایی این حملات برای برهم زدن ساختار داخلی ایران را زیر سؤال برده است.
اثبات قدرت بازدارندگی ایران
نظری با اشاره به حملات موشکی بالستیک ایران به پایگاههای امریکا، این اقدام را دلیلی بر جدی بودن اراده تهران برای دفاع از منافع خود دانست، نه صرفاً یک تهدید لفظی. وی قدرت آفندی ایران را در این رویاروییها برجسته کرد و هشدار داد که تداوم جنگ میتواند عواقب وجودی برای اسرائیل در پی داشته باشد. او همچنین به سقوط سه جنگنده امریکایی در کویت به دلیل سراسیمگی اشاره کرد که به زعم او، نشاندهنده ناامن شدن فضا برای نیروی هوایی ایالات متحده در منطقه است.
ناتوانی غرب در درک هویت ایرانی-اسلامی
این تحلیلگر افغانستانی، ریشه اصلی خطاهای محاسباتی پیوسته امریکا در قبال ایران را ناتوانی در فهم هویت تمدنی، سیاسی و اجتماعی این کشور میداند. نظری معتقد است که غرب، ایران را با عینک کشورهای مصنوعی خاورمیانه (ناشی از قراردادهایی مانند سایکس-پیکو) تحلیل میکند، در حالی که ایران دارای یک دولت-تمدن چند هزار ساله است که در برابر فشار، نه تنها فرو نمیپاشد، بلکه قدرت و مشروعیت خود را بازتولید میکند.
وی همچنین بر نقش کلیدی اسلام سیاسی و انقلابی با آموزههای عاشورایی در بسیج مردمی و ارائه بدیلی برای نظم جهانی تأکید میکند که غرب از درک آن عاجز است. نظری اضافه کرد که تحلیلهای استخباراتی غرب بر پایه اطلاعات سلطنتطلبانی تنظیم میشود که سالهاست از جامعه ایران منزوی شدهاند.
شکاف تمدنی و مقاومت پایدار
در پایان، نظری با استناد به نظریه ستیز تمدنهای هانتینگتون، تصریح کرد که شکاف عمیق تمدنی، فکری و روانی میان ایران و غرب، با ابزارهای نظامی یا تبلیغاتی پر نخواهد شد. وی پیشبینی کرد که این مقاومت، نه تنها ایران را تسلیم نخواهد کرد، بلکه آن را مستقلتر و مقتدرتر خواهد ساخت، همانگونه که نظریه پایان تاریخ فوکویاما در منطقه، از جمله در تجربه ۲۰ ساله افغانستان، با چالش ساختاری روبرو شد.
لینک کوتاه

