غروب هژمونی در خلیج فارس؛ چگونه ایران اراده خود را بر کاخ سفید تحمیل کرد؟

پیروزی استراتژیک ایران در نبرد اخیر و شکست همهجانبه جبهه امریکا و رژیم اسرائیل، تنها یک برتری نظامی گذرا نیست، بلکه نقطه عطفی تاریخی در فروپاشی هژمونی غرب در قلب خاورمیانه است. این کارزار نشان داد که میان محاسبات کاغذی پنتاگون و واقعیتهای میدانی ایران، فرسنگها فاصله وجود دارد. بزرگترین شکست ترامپ در این جنگ، ناکامی در اصلیترین هدف راهبردیاش، یعنی تغییر نظام سیاسی ایران بود.
او که با سودای فروپاشی از درون و ایجاد گسستهای اجتماعی، شعلههای جنگ را برافروخت، در نهایت با واقعیتی روبرو شد که برایش غیرقابل باور بود؛ مردم ایران با تمام تفاوتهای فکری، در برابر تهدید خارجی به یک کل واحد تبدیل شدند و بقای نظام را برای دهههای آینده در برابر هرگونه ماجراجویی خارجی بیمه کردند. امروز در حالی که در راهروهای قدرت در واشینگتن سخن از بیکفایتی، جنون سیاسی و لزوم عزل ترامپ به گوش میرسد، در ایران، انسجام ملی به بالاترین سطح خود رسیده و دشمن عملاً شاهد تولد دوباره یک قدرت منطقهای متحد است.
در حوزه توانمندیهای نظامی، ادعاهای ترامپ مبنی بر نابودی زیرساختهای دفاعی ایران به یک رسوایی بزرگ برای ماشین جنگی امریکا تبدیل شد. او در آغاز تهاجم مدعی بود که توان موشکی و پهپادی ایران را به سرعت فلج خواهد کرد، بعدا گفت که توان موشکی، نیروی دريايي و ارتش ایران را نابود کرده است اما حقیقت میدان چیز دیگری را روایت کرد. حجم آتش موشکی ایران نه تنها فروکش نکرد، بلکه در روزهای پایانی جنگ وارد فازهای شگفتسازی شد که تمام لایههای پدافندی دشمن را به چالش کشید. انهدام دهها فروند جنگنده پیشرفته، هواپیماهای سوخترسان و بالگردهای تهاجمی امریکا توسط سامانه های پدافند بومی ایران، شوکی سنگین به دکترین نظامی غرب وارد ساخت.
این خسارات که به میلیاردها دالر بالغ میشود، فراتر از پیشبینیهای پنتاگون بود و منجر به از رده خارج شدن تمامی پایگاههای نظامی امریکا در حاشیه خلیج فارس شد. انهدام رادارهای هشدار زودهنگام دشمن نیز تیر خلاصی بود بر اشراف اطلاعاتی امریکا در منطقه که نشان داد حریم هوایی ایران، خط قرمزی است که عبور از آن هزینهای معادل نابودی پرستیژ نظامی ایالات متحده دارد.
در جبهه دیپلماسی و حقوق بینالملل، تسلیم شدن ترامپ در برابر «طرح ۱۰ مادهای ایران» سندی زنده بر پیروزی اراده تهران است. محدودسازی توان موشکی ایران یکی از پیششرطهای اصلی و تکراری واشینگتن برای برقراری آتشبس بود، اما در توافق نهایی که ترامپ مجبور به پذیرش آن شد، هیچ بندی مبنی بر محدودیت تسلیحاتی ایران وجود ندارد. این بدان معناست که امریکا نه تنها در میدان جنگ، بلکه در پای میز مذاکره نیز از تمام ادعاهای پیشین خود عقبنشینی کرده است.
همچنین، طرحهای تجزیهطلبانه که با حمایت مالی و تسلیحاتی امریکا از گروههای مخالف ایران دنبال میشد، با هوشیاری ملت و اقتدار نیروهای مسلح این کشور به شکست انجامید و رؤیای تقسیم ایران به قطعات کوچکتر برای همیشه به زبالهدان تاریخ پیوست.
اقتدار در آبراههای بینالمللی، برگ برنده دیگری بود که توازن قوا را به نفع ایران تغییر داد. ترامپ تصور میکرد با ابزار جنگ میتواند تنگه هرمز را به روی متحدانش باز نگه دارد و اراده خود را تحمیل کند، اما بستن این گلوگاه حیاتی انرژی توسط ایران، چنان لرزهای بر اندام نظام اقتصادی بینالملل انداخت که فشارها از داخل امریکا و پایتختهای اروپایی علیه ترامپ به اوج رسید.
شکست امریکا در بازگشایی نظامی تنگه، او را ناچار کرد تا پیششرط ایران برای تعیین «رژیم حقوقی جدید» در این آبراه را به عنوان مبنای هرگونه گفتگوی آتی بپذیرد؛ موفقیتی که حاکمیت دریایی ایران را در ابعادی جهانی تثبیت کرد.
در کنار این دستاوردها، بیداری افکار عمومی جهان علیه جنایات امریکا و امریکا، پیروزی اخلاقی ایران را تکمیل کرد. تظاهراتهای گسترده در شهرهای بزرگ دنیا، از لندن تا واشینگتن، نشان داد که روایت دروغین امریکا از جنگ دیگر خریداری ندارد.
از سوی دیگر، هیمنه پوشالی رژیم اسرائیل که دههها بر تبلیغات «امنیت مطلق» تکیه داشت، در برابر حملات جبهه مقاومت فروریخت. ورود مقتدرانه حزبالله و حشدالشعبی به میدان، چنان لرزهای بر اندام اشغالگران انداخت که جریان زندگی در شهرهای امریکا به کلی مختل شد و صهیونیستها شب و روز خود را در پناهگاهها سپری کردند. این وضعیت، پوشالی بودن امنیت رژیم اسرائیل را برای همیشه به اثبات رساند.
در نهایت، متحدان منطقهای امریکا نیز که خاک خود را برای حمله به ایران در اختیار متجاوزان قرار داده بودند، با دریافت ضربات مهلک نظامی و اقتصادی دریافتند که تکیه بر قدرت در حال زوال امریکا، بهایی جز ویرانی نخواهد داشت.
انهدام پایگاهها و زیرساختهای این کشورها، درس عبرتی تاریخی بود که نشان داد امنیت خریدنی نیست و همراهی با جنایات ترامپ، عواقبی بازگشتناپذیر دارد. این جنگ با پیروزی قاطع ایران به پایان رسید، در حالی که ترامپ میراثی جز بدهیهای کلان نظامی، ارتشی سرافکنده و انزوای بینالمللی برای کشورش بر جای نگذاشت. ایران اکنون به عنوان قدرت بلامنازع منطقه، نظم جدیدی را دیکته میکند که در آن جایی برای قلدریهای تکقطبی و مداخلات استعماری وجود ندارد.
یادداشت اختصاصی

