فاجعه هرات؛ زنگ خطری برای وحدت ملی و آزمونی برای مسئولیت‌پذیری حاکمیت

جمعه، 21 حمل، ولایت هرات شاهد صحنه‌ای بود که قلب هر انسان آزاده‌ای را به درد آورد. شهادت فجیع تعدادی از هموطنان شیعه در این شهر توسط تروریست‌های بزدل، امنیت نسبی و آرامش لرزانی را که پس از مدت‌ها در جامعه حاکم شده بود، درهم شکست و افغانستان را دوباره در سوگی عمیق فرو برد. این جنایت نه تنها حمله به یک مذهب، بلکه حمله به پیکره واحد ملت افغانستان و ثبات نیم‌بندی است که مردم به امید تداوم آن، سختی‌های بسیاری را به‌جان خریده‌اند، هر وقتیکه بنا باشد یک پروژه شوم سیاسی در این سرزمین اجرایی شود، قربانی آن شیعیان افغانستان خواهد بود و این پروژه‌ای منحوس از زمان جمهوریت تا کنون در این سرزمین ادامه داشته است.

شیعیان افغانستان؛ ریشه‌های کهن و ستون‌های استوار وطن

شیعیان در افغانستان نه یک اقلیت مهاجر، بلکه از بومیان اصیل و ریشه‌دار این سرزمین هستند که هویت‌شان به درازای تاریخ و جغرافیای این خاک گره خورده است. نگاهی به تاریخ تحولات دو سده اخیر نشان می‌دهد که این کتله تأثیرگذار، همواره در صف مقدم دفاع از استقلال و عزت کشور بوده‌اند. از زمان حماسه‌آفرینی در برابر استعمار انگلیس و ایستادگی در برابر تجاوز قشون سرخ شوروی تا سهم‌گیری در بازسازی و شکوفایی علمی کشور، شیعیان همواره نقشی تعیین‌کننده و سازنده ایفا کرده‌اند. آن‌ها نه تنها در میدان جنگ، بلکه در عرصه تولید فکر، فرهنگ و اقتصاد، بازوی توانمند افغانستان بوده‌اند که مصادیق آن فراوان وجود دارد.

همکاری ملی در برابر مسئولیت امنیتی

پس از تحولات سیاسی اخیر و روی کار آمدن امارت اسلامی، جامعه شیعه افغانستان با رویکردی واقع‌بینانه و به پاس تأمین امنیت جمعی، مسیر همکاری و تعامل با حاکمیت موجود را در پیش گرفت. این موضع‌گیری که برخلاف میل بدخواهان و تفرقه‌افکنان بود، فرصتی بزرگ برای حکومت فعلی فراهم کرد تا ادعای خود مبنی بر تأمین امنیت سراسری را در عمل ثابت کند. اکنون که شیعیان با سعه صدر و عقلانیت سیاسی به ثبات کشور کمک کرده‌اند، بر حاکمیت کابل است که این قدرشناسی را نه در شعار، بلکه در عمل نشان دهد. تأمین امنیت مراکز مذهبی، محلات مسکونی و نخبگان شیعه باید به‌گونه‌ای ملموس، مؤثر و قابل ارزیابی انجام شود. شکست‌های امنیتی مکرر در حفاظت از این جامعه، به معنای ناتوانی در انجام اصلی‌ترین وظیفه دولت‌داری است، سئوال در ذهن جامعه شیعه این است که یک فرد عادی حتی توان حمل و نقل یک عدد چاقو را با خود ندارد، چطور است که چند فردی در اماکن تفریحی با کلاشینکوف و تسلیحات آنچنانی در میان انبوده جمعیت حاضر شده و آنان را به رگبار می‌بندد و راحت راه خود را به پیش می‌رود ولی هیچ نیروی بازدارنده و مزاحم سد راه شان نمی‌گردد، این سئوالی است که اشراف اطلاعاتی حکومت را در قبال نحوه تأمین امنیت شهروندان به شدت زیر سئوال می‌برد.

ریشه‌یابی افراط‌گرایی؛ تله طرد مذهبی

واقعیت تلخی که نیازمند تحلیل عمیق است، پیوند میان سیاست‌های حذفی و رشد تروریسم تکفیری است. تاریخ ثابت کرده که هرگاه سیاست‌های رسمی به سمت طرد اقلیت‌ها و نادیده گرفتن مذاهب غیررسمی حرکت کند، فضایی حیاتی برای رشد گروه‌های تندرو و اندیشه‌های تکفیری فراهم می‌شود. وقتی یک مذهب اصیل و میلیونی در قوانین و ساختارهای رسمی به حاشیه رانده شود، گروه‌هایی مانند داعش این پیام را دریافت می‌کنند که جان و مال آن مردم از نگاه حاکمیت ارزش کمتری دارد. این چراغ سبز  زمینه‌ساز جسارت تروریست‌ها برای انجام جنایاتی همچون فاجعه هرات و امثال آن می‌گردد. برای خشکاندن ریشه‌های تکفیر، باید ابتدا ریشه‌های تبعیض در سیاست‌گذاری‌های کلان خشکانده شود.

ضرورت تجدیدنظر در قوانین و پذیرش رسمی حقوق شیعیان

افغانستان خانه‌ی مشترک تمام اقوام و مذاهب آن است. اصرار بر نادیده گرفتن فقه جعفری و عدم پذیرش رسمی حقوق انسانی و ملی شیعیان در قوانین جدید، شکافی عمیق میان جامعه و حکومت ایجاد می‌کند. این شکاف نه تنها اعتماد عمومی را از بین می‌برد، بلکه مشروعیت داخلی حاکمیت را نیز به شدت به چالش می‌کشد. اگر شیعیان احساس کنند که به عنوان شهروند درجه دوم نگریسته می‌شوند و حقوق مذهبی و مدنی‌شان در ساختار قدرت جایی ندارد، پیوند میان جامعه و نظام گسسته خواهد شد. پیامد این گسست، تضعیف وحدت ملی و ایجاد روزنه‌هایی است که دشمنان افغانستان برای بی‌ثبات کردن کل کشور به آن چشم دوخته‌اند.

نتیجه‌گیری: وحدت، تنها راه عبور از بحران

فاجعه 21 حمل هرات باید آخرین هشدار برای حاکمیت و نخبگان سیاسی باشد. تأمین امنیت شیعیان نباید به عنوان یک صدقه یا امتیاز نگریسته شود، بلکه این یک حق مسلم ملی و وظیفه شرعی و قانونی حکومت است. امارت اسلامی باید بداند که امنیت شیعیان، امنیت افغانستان است. پذیرش رسمی مذهب جعفری در کنار مذهب حنفی و مشارکت دادن واقعی تمامی اقشار در ساختار تصمیم‌گیری، تنها راهی است که می‌تواند جلو رشد تفکرات تکفیری را بگیرد و افغانستان را از چرخه باطل خشونت رها کند. در غیر این صورت، تداوم سیاست‌های حذفی، دامن‌گیر کل کشور شده و فرصت‌های تاریخی برای پیشرفت و ثبات را یکی پس از دیگری نابود خواهد کرد.

نویسنده: محمد امین فرهمند

لینک کوتاه

https://sarie.news/s950n
دکمه بازگشت به بالا