قرابت تاریخی؛ پیوند آرمان‌های انقلاب اسلامی ایران و آرزوهای افغانستان

برای ما افغانستانی‌ها، کلمه انقلاب گاه با ترس و گاه با امید همراه است. اما انقلاب اسلامی ایران، داستان دیگری است؛ داستانی که نه در پایتخت‌های دور، بلکه در کوچه‌های محله‌های فقیرنشین و زیر سقف مساجد روستاها نوشته شد. این انقلاب، فریاد همان مردمی بود که صدایشان به جایی نمیرسید؛ دقیقاً مانند پدران و مادران ما در افغانستان.

برخی میخواهند این انقلاب را یک حرکت سیاسی صرف جلوه دهند. اما حقیقت این است که روح این جنبش، در مساجد و محله‌ها دمیده شد. رهبری این انقلاب کسی نبود جز یک روحانی که خود در خانۀ محقری زندگی می‌کرد و سخنرانان اصلی آن، کشاورزان، کارگران و بازاریان بودند. تصاویر آن روزها، مملو از جمعیتی است که با کفش‌های مندرس و لباس‌های ساده، تاریخ را میسازند. این تصویر، برای ما که ارزش مردم عادی را میدانیم، آشناست.

اما این انقلاب پس از پیروزی چه کرد؟ مهمترین قول آن، عدالت بود. قبل از انقلاب، بیش از نیمی از روستاهای ایران برق نداشتند. صدها شهر و روستا محروم از داکتر و مکتب بودند. ثروت نفت، به جیب عده‌ای خاص و شرکت‌های خارجی میرفت.

پس از انقلاب، اولین حرکت، جهاد سازندگی بود؛ جوانان داوطلب به دورترین نقاط رفتند تا برای روستاها جاده، مکتب، آب و برق بیاورند. امروز، دسترسی به آموزش رایگان و بهداشت در دورترین مناطق ایران، یک واقعیت است. این یعنی توزیع فرصت؛ یعنی اینکه یک کودک روستایی در سیستان میتواند همانند یک کودک تهرانی داکتر یا مهندس شود. این دقیقاً آرزوی دیرینه‌ی ما در افغانستان است.

ما خوب میفهمیم که غارت منابع ملی توسط قدرت‌ها به چه معناست. انقلاب اسلامی ایران، با شعار استقلال، این زنجیر را پاره کرد. درآمد ملی، صرف پروژه‌های ملی شد؛ نه خرید کالای لوکس برای خاندان سلطنتی.

پس در آستانه ۲۲ دلو/بهمن، به یاد بیاوریم که انقلاب اسلامی ایران، در ذات خود، یک قیام عدالت‌خواهانه و مردمی بود. حرکتی که از پایین جامعه شروع شد و برای پایین جامعه برنامه ریخت.

نویسنده: محمد امان فلاح

لینک کوتاه

https://sarie.news/s757n
دکمه بازگشت به بالا