مهاجران افغانستانی در ایران و بازتابی از همبستگی جهان اسلام

بیانیه‌ای که در نشست افغانستان همدل ۳ از سوی جمعی از نخبگان و مهاجران افغانستانی مقیم ایران منتشر شد، جلوه‌ای از پیوندهای تاریخی، فرهنگی و دینی میان دو ملت و نیز نشانه‌ای از جهت‌گیری سیاسی ـ هویتی در دوران تنش‌زا محسوب می‌شود. در این بیانیه، حمایت قاطع از جمهوری اسلامی ایران در برابر تهدیدات اخیر امریکا و رژیم اسرائیل اعلام و حفاظت از ایران به‌عنوان تکلیف اخلاقی و دینی خوانده شده است، موضعی که در شبکه‌ها و رسانه‌های فارسی‌زبان داخل و خارج از ایران بازتاب یافته است.

از این نشست معلوم شد که زمینه ژئوپولیتیکی کنونی منطقه نشان می‌دهد که به موازات افزایش لحن تهدیدآمیز میان تهران و واشینگتن، طیف‌هایی از دولت‌ها و چهره‌های غیر دولتی در جهان اسلام واکنش‌های همدلانه یا محکوم‌کننده‌ای را نشان داده‌اند؛ از دیپلماسی میانجی‌گرانه کشورهای منطقه تا اعلامیه‌های پارلمانی و مواضع عمومی گروه‌هایی که خود را متعلق به محور مقاومت اسلامی می‌دانند نشان می‌دهد که اینبار یک حرکت خودجوش منطقه‌ی اعم از کشورهای منطقه و چهره‌های شاخص علیه تمامیت خواهی‌های امریکا شکل گرفته و حمایت‌های همه جانبه کنار ایران خواهند داشت که در همین چارچوب بازگشت به میز مذاکرات بین امریکا و ایران در عمان و تلاش میانجی‌ها خود علامتی است از مسئولیت منطقه‌ایِ بحران که گروه‌ها و چهره‌های منطقه‌ی هر کدام در این زمینه احساس مسئولیت کرده و سهم خویش را ادا می‌نمایند.

در این نشست نمادی از همبستگی دینی را می‌توان دید که اقوام و ملیت‌های مختلف افغانستان با درک حساسیت از بحران منطقوی در کنار ایران اعلام آمادگی می‌کنند؛ فراتر از این نشست اعلام حمایت پارلمان یمن از ایران و تاکید بر محکومیت تهدیدات خارجی، نشان داد که در سطح برخی ساختارهای سیاسی و اجتماعیِ جهان اسلام آمادگی‌ای برای ایستادن در کنار تهران وجود دارد. آمادگی‌ای که می‌تواند شکل‌های متفاوتی به خود بگیرد، از بیانیه‌های دیپلماتیک و کنش‌های نمادین تا پشتیبانی سیاسی از سیاست‌های ایران در مجامع بین‌المللی نوعی احساس مسئولیت جمعی در قبال سرنوشت منطقه به جساب می‌آید. البته گستره، شدت و ماهیت این حمایت‌ها در هر کشور و گروه‎‌ها متفاوت است و هرکدام با نظرداشت امکانات و تاثیرگزاری بر روند با ابزارهای گوناگون ظهور می‌کنند.

در واقع موجی از همدلی اجتماعی از جمله در میان مهاجران، فعالان و نخبگان در کشورهای همجوار می‌تواند به تقویت دیپلماسی عمومی ایران کمک کند و پیام‌های محکمی را در فضای منطقه‌ای ارسال کند، اما مداخله مستقیم یا حمایت رسمی دولت‌ها تابع محاسبات منافع ملی، فشارهای بین‌المللی و واقعیت‌های میدانی است. از سوی دیگر، پیوندهای ایدئولوژیک و شبکه‌های غیردولتی در منطقه که تهران با آنها ارتباط دارد ظرفیت تبدیل تنش دیپلماتیک به واکنش‌های نامتقارن و فیزیکی منطقه‌ای را نیز فراهم می‌کند؛ واقعیتی که امریکا و شرکای منطقه‌ای اش به خصوص رژیم اسرائیل آن را با نگرانی دنبال می‌کنند.

بیانیه مهاجران افغانستانی در مشهد و شهرهای دیگر، بیش از بیان یک موضع همدلی صرف، پیامی است از این‌که بحران‌های منطقه‌ای محدود به مرزهای یک کشور نیستند؛ احساسات هم‌بستگی در عرصه‌های اجتماعی و رسانه‌ای می‌تواند فشارهای سیاسی و دیپلماتیک جدیدی تولید کند و فضای منطقه‌ای را به سمت یک درگیری بدفرجام حساس‌تر سازد. این واقعیت که گروه‌ها و مجامع مختلف مسلمان و عربی ـ اسلامی در مواجهه با تهدیدات امریکا به سوی همگرایی یا ابراز همدلی گرایش نشان داده‌اند، احتمال دارد در شرایط حساس به صورتِ حمایت‌های مسلحانه، یا حتی بصورت تشکل‌های غیر دولتی نمود یابد؛ اما شکل و دامنه این حمایت‌ها پیرو متغیرهای سیاسی و منافع ملی بازیگران خواهد بود.

در حال حاضر آنچه اهمیت دارد این است که صدای مهاجران افغان و سایر گروه‌های همدل، بخشی از روایت منطقه‌ای شده است، روایتی که در آن تنش‌ها نه فقط میان دولت‌ها، که میان هویت‌ها و ائتلاف‌های منطقه‌ای و فراملی نیز تقابل می‌سازد، امرِ مهمی که امریکا باید هنگام سنجش هزینه‌ها و منافع هر اقدام نظامی یا دیپلماتیک به آن توجه کند. اما اگر بخواهیم صرفا از منظر حمایت‌های مردم افغانستان به جمهوری اسلامی ایران و رهبر این کشور نگاه بیاندازیم، این امر در واقع نوعی پیوند تاریخی، فرهنگی و ایدئولوژیک میان افغانستان و ایران است که هر کدام به عنوان بخشی از کل یک حوزه تمدنی کنار همدیگر می‌ایستند، ایران در دوران تجاوز شوروی بر افغانستان حمایت‌های همه جانبه اش را از مردم افغانستان داشت و همینطور در اوضاع بحرانی افغانستان، همواره مهاجرین این کشور را پناه داده است، از این رو، مردم افغانستان جزء وظیفه دینی و اخلاقی اش می‌پندارند که در قبال حس مشترک و منافع مشترک همسایگی و به پاسداری از حمایت‌های همه جانبه دولت و ملت ایران از این مردم، در چنین وضعیت کنار مردم ایران بایستند و به متجاوز نه بگویند.

از جانب دیگر، آیت الله خامنه‌ای به عنوان یکی از روحانیون برجسته جهان اسلام و مرجع تقلید دینی، جایگاه ویژه‌ای در انظار مسلمانان افغانستان دارد، به همین ملحوظ، حمایت از مرجعیت و جان نثاری در راه و مسیر  وی از الزامات و واجبات دینی محسوب می‌گردد که در صورت هر گونه تجاوز بر حریم رهبری این مردم برای بجا آوردن واجب کفایی در صف جهاد خواهند ایستاد. لذا این نشست همدلی در واقع نوعی اعلام آمادگی و صادر کردن التیماتوم به جانب امریکا و اسرائیل است که فکر نکنند، در این درگیری ایران تنها خواهد بود و هیچ کشور و ملیت دیگری علیه تجاوز و قلدری آنان نخواهند ایستاد، بلکه ماهیت این نشست، جان نهادن بر کف دست بود که اعضای آن اعلام داشتند ما تحت هیچ شرایطی در حمایت از رهبر و دولت ایران دست نخواهیم کشید و در صورت عبور از خطوط سرخ، مشت کوبنده‌ای بر دهان امریکا و اسرائیل خواهیم زد.

لینک کوتاه

https://sarie.news/s751n

 

دکمه بازگشت به بالا