نسل جوان افغانستان، عبور مسئولانه از حالتگذار

نویسنده: عبدالحی مهمند
نزدیک به چهار سال است که سرنوشت دولت و مردم افغانستان در وضعیت بلاتکلیف سپری میگردد، با ایجاد خلأ قدرت از سوی امریکا و رییس جمهور دست نشانده اش آقای اشرف غنی، طالبان برق آسا کنترل تمام جغرافیای افغانستان و کابل پایتخت را در اختیار گرفتند.
پس از سقوط دولت پیشین، بسیاری از نخبگان و مغزهای متفکر ناگذیر وطن را ترک کردند، موج فرار مغزها در تاریخ افغانستان کمسابقه بود یکبار چنین وضعیت در آوان پیروزی مجاهدین افغان بر حکومت داکتر نجیب الله اتفاق افتاده بود، در آن زمان نیز نیروهای چپ وابسته به احزاب خلق و پرچم عمدتا از تحصیلات دانشگاهی و اکادمیک بهرهمند بودند که تمام ادارات کشور، به خصوص بخشهای فنی مسلکی توسط این کدرهای دانشگاهی پیش برده میشد؛ اما وقتیکه مجاهدین پیروز شدند؛ ماحصل آن فرار مغزها، تسلط یک مشت انسانهایی که جز تفنگ و تازیانه چیزی در بساط نداشتند سر آغاز سیهروزیهای افغانستان را کلیک کردند.
با این حال، وضعیت کنونی برای اکثریت نسل جدید کشور بهویژه آنانی که برای کشور آزاد، مرفه و همه شمول مبارزه کردند، طولانیترین چهار سال زندگی شان بوده است. چهار سال بیسرنوشتی و اندوه برافغانستان، زمانی برای پرداختن به رنج طولانی و سرخورده گی فروپاشی بود و هم فرصتی برای تامل و آمادگی برای ساختن افغانستان نوین، آنچه به همه هویدا شده این است که افغانستان در وضعیت غیر نورمال در حال سپری کردن است و قرائن تاریخی ثابت میسازد که وضعیت موجود پایدار نیست.
ما با چالشهای فراوان و چندبعدی روبرو هستیم ولی با این هم همهچیز از دست نرفته است.
ارزشمندترین سرمایه معنوی افغانستان که در دو دهه گذشته منابع انسانی ما یعنی جوانان متخصص، متعهد با ارزشهای انسانی و با ظرفیت این کشور است. راهحل بحران فعلی و دریافت فرصتها از درون چالشها در افغانستان بر دوش این نسل است. این نسل مطمینا از انجام این رسالت برمیآید.
ما با جامعهای شدیدا متفرق و شکافبندی شده، نخبگان بی روحیه و انگیزه، اقتصاد وابسته و شکننده، جامعه مدنی خسته و تضعیف شده و حاکمیت تکقومی در افغانستان مواجه هستیم. این حکومت با تشکیل یک حاکمیت ملا- مردسالار و اصالتا پشتون تاکنون نتوانستهاند مشروعیت داخلی و بینالمللی را بهدست آورند.
با اینحال نسل جدید افغانستان چه در داخل و چه در تبعید، نه از وطن ابایی شان، و نه از تلاش برای ایجاد یک کشور آزاد، مرفه و خانهای مشترک برای همه دست برنداشتهاند. دو روز پس از سقوط جمهوریت، در حالیکه اکثر مقامات و مسئولین در حال فرار بودند زنان و دختران به کوچههای کابل و دیگر شهرهای بزرگ ریختند تا حقوق اساسی خود را مطالبه کنند.
بررسی و ارزیابی واقعبینانه از چالشهای افغانستان منجر به شناسایی فرصتها و مشارکت مثبت همه جوانب ذیدخل در سرنوشت کشور شده است. با وجود مشکلات باقی مانده از سالهای اخیر، نیروهای موثر سیاسی، روزنامهنگاران، دانشگاهیان، فعالان حقوقبشر در تبعید در حال تثبیت جایگاه خود به عنوان واحدهای مردمی و جنبش اصلاحی استند.
با این حال لازم است که جوانان خارج نشین با ترسیم استراتژی کاربردی برای بهبودی آینده افغانستان راه حلهایی را جستجو کنند که در پسامد آن افغانستان مرفه، شکوهمند و با ثبات و رشد یافته متجلی گردد، لازم است که عناصر روشنفکر در داخل کشور نیز از این استراتژی بهره برده و در یک هماهنگی کامل برای بهبودی وطن کار و فعالیت صورت گیرد.
لینک کوتاه