نقش برجسته شیعیان افغانستان در تحولات سیاسی

شیعیان افغانستان بخش عظیمی از اجتماع چهل میلیونی این سرزمین را تشکیل میدهند، بنا به آمارهای غیر رسمی، حدود سیفیصد جمعیت کشور را شیعیان تشکیل میدهند، این قشر مذهبی از اقوام مختلف کشور همچون هزاره، قزلباش، بیات، بلوچ، پشتون، تاجیک و… میباشند. در تاریخ افغانستان نقش شیعیان چه به صورت افراد و نخبهمحور چه بصورت کتلههای اجتماعی برجسته بوده است. چهرههایی همچون سید اسماعیل بلخی، فیض محمد کاتب، جهادیها و انقلابیهای زیادی که در تغییر و تحول فرهنگی و اجتماعی نقش آگاهانه و فعال ایفا میکردند، یکایک در صفحات تاریخ درج اند.
در زمان جنگ علیه اتحاد جماهیر شوروی، شیعیان کشور همچون سایر اقوام قهرمان و باهم برادر افغانستان دوشادوش همدیگر علیه این هیولای شرق به مبارزه برخواستند و قربانیهای فراوان در این مسیر تقدیم آزادی این خاک و وطن کردند. نقش شیعیان در کابینه دولت های حاکم بر این سرزمین به تناسب وضعیت اجتماعی و ثبات متنوع و گوناگون بوده است، پس از سقوط حکومت داوودخان که افغانستان وارد نظام سیاسی جدید گردید، افرادی همچون سلطان علی کشتمند و مقامات نظامی و… مصروف خدمت در نظام بودند، پس از شکست شوروی و آغاز جنگهای تنظیمی، شیعیان نیز در قالب گروههای مختلف در اقصی نقاط وطن به گونهی انارشیستی حکمرانی میکردند.
شیعیان، به خصوص تشیع افغانستان با الگو گیری از پیام عاشورا و درسهای انقلابی امام حسین (ع) در مقاطع گوناگون تاریخ این سرزمین، نقش تعیین کننده ایفا کردند، هر دولتی که در افغانستان حاکم بوده اند، نخبگان شیعه نیز در حمایت آن نقش انکار ناپذیر داشتند؛ در زمان حکومت مجاهدین به ریاست برهان الدین ربانی، شیعیان کشور پنجتا وزارت خانه سهم داشتند، ولی همین مقدار هم مورد قبول این مردم نبود میگفتند باید به تناسب اهمیت وزارتخانه ها برای شان سهم در نظر گرفته شود. در این عصر و زمان، اشخاصی همچون سید علی بهشتی، آیت الله محسنی، عبدالعلی مزاری، استاد اکبری و… شخصیتهای تاثیر گذار جامعه شیعه بودند که هر کدام به نوبهی خود توانستند تاثیرات شگرف بجا بگذارند، رسمیت مذهب تشیع، سهم برجسته در کابینه دولت، ایجاد پوهنتونها، مراکز علمی و رسانهها از عمدهترین دستاوردهای شیعیان در تحولات گوناگون کشور بوده است.
چون تشیع افغانستان کتله عظیم و تاثیر گذار کشور محسوب میگردند، همواره بر اعاده حقوق و امتیازات عادلانه در این کشور و بدنه دولت تاکید دارند؛ رسمیت مذهب، سهم در کابینه و نقش فعال در تصمیمگیری از خواستههای برحق این مردم میباشد که بدان تاکید دارند؛ زیرا دولتها شکل یافته از نخبگان کتلههای اجتماعی اند که فارغ از دید قومی_مذهبی شایسته خدمتگذاری به ملت هستند و تامین حقوق شهروندان نیز از اهم وظایف دولتها محسوب میگردد؛ در این حالت رابطه ناگسستنی و محکمی میان دولت و ملت پدید آمده که پایههای نظام تقویت و استحکام یافته و ملت به عنوان پشتوانه نظام سیاسی همواره از آن حمایت و پشتیبانی خواهند کرد.
همانطوری که تشیع افغانستان در گذشته برای مطالبات برحق شان یکدست و همدل عمل کرده اند، در حال حاضر نیز میبایست به گونهی یکپارچه به آن عمل کرده و در داخل و خارج از کشور مطالبات شان را مستمر و دوامدار تا رسیدن به آن ادامه دهند، مهاجرت و ترک کشور نمیتواند راه حل معضلات باشد، مهاجرت باعث گردیده است که مطالبهگری از میان رفته و جامعه شیعه روز به روز تضعیف گردد، عموم تشیع افغانستان با کنار گذاشتن اختلافات باید به بکگراند و دورنمای حقوق شان توجه نموده و از جامعه جهانی بخواهند تا زمانیکه حقوق شیعیان به رسمیت شناخته نشود نیروهای حاکم نباید رسمیت بین المللی یابند؛ زیرا این حق واضح و آشکار این جامعه است. همانطوری که تشیع بر بافت اجتماعی و ساختاری در افغانستان اثر گذار اند و در فرایند تاریخ و تحولات این سرزمین نقش برجسته و بارز ایفا کردند، در دولت نیز باید نقش مهم و برازنده داشته باشند.
لینک کوتاه