پیامد اعتماد به امریکا، نگاهی از کابل تا کییف

امریکا کشوری است که ادعای سروری و آقایی بر جهان را دارد، این کشور با رویکرد سیاسی لیبرال، همواره در صدد سلطهجویی بر کشورهای مختلف است. منطق امریکا مبتنی بر جور و ظلم ستم است که بر کشورهای تحت سلطه اش اعمال میکند.
امریکا با برشماری اهداف و اغراض سیاسی اش، از هیچ ظلم و جور در کشورهای تحت سلطه اش دریغ نمیکند؛ چنانچه ۲۰ سال حضور امریکا را در افغانستان شاهد بودیم. طی این بیست سال صدها هزار نفر در افغانستان کشته شدند زیربناها آسیب دیدند و فساد از انواع گوناگون اش اوج گرفت، قرار بود در این فرایند دولتسازی صورت گرفته و ثبات سیاسی در افغانستان نهادینه گردد.
به همین اساس مردم افغانستان در قالب اردو، پولیس و افراد ملکی، اشخاص زیادی را فرستادند تا برای حفظ و حراست از نظام گام برداشته باشند؛ اما چون تصمیمگیرنده اصلی افغانها نبودند به همین اساس، پیش از خروج امریکا، نظام افغانستان فروپاشید.
امریکا در سال ۲۰۱۴، قوای مسلح دولت افغانستان را پیشمرگههای جنگ با مخالفین قرار داده بود، این کشور بنام انتقال مسئولیت امنیتی به نیروهای افغان، تمام قوای سه گانه را به مصاف مخالفین مسلح دولت میفرستاد و طی درگیریها از دو جانب افغان تلفات زیادی بجا میگذاشت.
امریکا با شعار دولتسازی وارد افغانستان شد و پس از پایان ماموریت بیست ساله اش مردم افغانستان را در بی سرنوشتی قرار داد و این کشور را ترک کرد. بزرگترین جفای امریکا در حق مردم افغانستان به وجود آمدن خلأ قدرت بود، نظامی که به مدت بیست سال با خون افغانها آبیاری شد، سرانجام در یک چشم برهم زدن انگار دود شد و به هوا رفت.
اشرف غنی رییس جمهور کشور، شخصی بود کاملا تسلیم امریکا و به این کشور اعتماد کرده بود، باری ترامپ به میدانهوایی بگرام آمده بود و برای دلجویی از افسران و سربازان امریکایی سخنرانی میکرد، اشرف غنی که خود را همتای ترامپ میپنداشت، میخواست بغل دست وی بایستد؛ اما ترامپ او را با دست عقب زد و در صفوف سربازان امریکا قرار داد.
امریکا و همپیمانان اش از اینگونه توهین و تحقیرها بر مردم افغانستان بیشمار مرتکب گردیده است، یکی از نوادگان ملکه انگلیس نیز در در مصاحبهی پیرامون بمباران طالبان گفته بود که هنگام حمله بر آنان انگار داشتم با صفحه گیم بازی میکردم. این وضعیت مردم افغانستان بود که با انواع مختلف توهین و تحقیر میگردید. در نهایت حتی خروج غیر مسئولانه از افغانستان تحقیر کننده بود؛ چهل میلیون انسان افغانی در حالت و وضعیت بلاتکلیف رها گردید، این بود نتیجهی دوستی و اعتماد به امریکا که شرف و عزت یک ملت را در نهایت لگدمال میسازد.
اما در آنسو، ولادمیر زلنسکی جوان و خودشیفته، به امریکا و غرب اعتماد کرد و در پکت ناتو قرار گرفت که موجب نگرانی و خشم روسیه شد، این هیولای شرق سرکشیهای زلنسکی را بر نتافت و چهار سال قبل از امروز به اوکراین حملهور شد که از آن زمان تا کنون یک میلیون انسان کشته و بیش از دو میلیون آواره شده اند، برخی از زنان اوکراینی هم اکنون در روسپیخانههای امریکا و غرب، مورد سو استفاده قرار گرفته اند که همش نتیجهی اعتماد به امریکا و از پشت خنجر زدن به اوکراین بود. هنری کسینجر گفته بود که دشمنی با امریکا ممکن است خطرناک باشد؛ اما دوستی با امریکا کشنده است.
سر انجام ترامپ و معاون اش زلنسکی را در کاخ سفید بی عزت و بی آبرو ساخت و خلاف عرف دیپلماتیک آنچه که نباید میکردند را کردند. وقتیکه زلنسکی کاخ سفید را ترک کرد ترامپ در صفحه رسمی تروث نوشت وقتی بر میگردی که با صلح آمده باشی اینجا، صلحی که ترامپ از آن سخن میگوید صلحی است که تسلیمی مطلق باشد، در چنین صلح، باید تمام معادن اوکراین را امریکا گرفته باشد و بیست فیصد از خاک اوکراین که اکنون در اشغال روسیه است نیز هدر رفته باشد سرنوشت باقی خاک اوکراین هنوز معلوم نیست که چه خواهد شد.
هرگونه گفتگو و تفاهم با امریکا بی شرفانه است؛ زیرا امریکا شرف و عزت همپیمانان اش را به حراج گذاشته و روزی که منافع اش اقتضا کند نزدیک ترین همپیمان اش را فروخته و هدف خود را بر آورده میسازد. لذا برای عموم کشورهای اسلامی توصیه میشود که با عبرت گیری از سرنوشت اشرف غنی و زلنسکی، از فاز دوستی با امریکا بیرون بیایند و خطر سقوط و انزوای کشور شان را با دستان خود رقم نزنند. یاد آوری جمله کسینجر ضروری است که میگوید: دشمنی با امریکا ممکن است خطرناک باشد؛ اما دوستی با امریکا کشنده است.
لینک کوتاه