پیروزی ايران پس از چهل روز نبرد هدفمند

در این جنگ چهل روزه جایگاه امریکا به‌شدت سقوط کرده است، زیرا این کشور نتوانست از متحدان خلیج فارس خود محافظت کند و نیز نتوانست امنیت کشتیرانی در تنگهٔ هرمز را تأمین نماید، در حالیکه نظام سیاسی ایران پا برجا و دست‌نخورده باقی‌مانده است. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، روز سه‌شنبه ۷ اپریل، در روز سی‌ونهم جنگ اسرائیل–امریکا علیه ایران، آتش‌بس دو هفته‌ای را اعلام کرد. او در این روند به میانجیگری پاکستان و طرح صلح ۱۰ ماده‌ای که خود ایران پیشنهاد داده بود، تکیه داشت و بدین ترتیب، ایران در جنگ ۲۰۲۶ پیروز شد. اگر کسی ۱۲ راوند با دیونتِی وایلدر بوکس کند و در پایان همچنان سرِ پا بایستد، می‌توان گفت او پیروز شده است.

تلاش اسرائیل و امریکا برای سرنگونی و «بی‌سر» کردن حکومت ایران ناکام ماند. در اين جنگ شهید آیت‌الله خامنه‌ای همراه با اعضای خانواده‌اش ترور شد، اما مجلس ۸۸ نفرهٔ خبرگان رهبری، پسر او آیت الله مجتبی خامنه‌ای را به‌عنوان جانشین انتخاب کرد. وزیر دفاع غیرنظامی شهید شد که به احتمال زیاد یک جنایت جنگی است. رئیس‌جمهور مسعود پزشکیان، جنرال سپاه پاسداران مجید ابن‌الرضا را به‌عنوان سرپرست وزارت دفاع تعیین کرد. علی لاریجانی، دبیر غیرنظامی و عملگرای شورای امنیت ملی، نیز ترور شد که آن هم احتمالاً یک جنایت جنگی دیگر است.

او با محمدباقر ذوالقدر، چهرهٔ تندرو و جنرال پیشین سپاه پاسداران، جایگزین شد. در واقع، ترامپ و بنیامین نتانیاهو با مداخلهٔ نظامی خود، یک کودتای داخلی علیه جناح‌های میانه‌رو ایران انجام دادند و زمینه را برای قدرت‌گیری تندروهای راستگرا فراهم ساختند. پیش از جنگ، حکومت ایران درگیر سرکوب هزاران شورشی مسلح بود که انتقاد برخی جوامع غربی را علیه ایران در پی داشت. اما ، اقدامات نظامی امریکا و اسرائیل و شدت خشونت به‌حدی بود که بسیاری از کشورها دست‌کم در سطح گفتار، به حمایت از ایران یا مخالفت با جنگ پرداختند. اسرائیل از این جنگ به‌عنوان یک کشور «منفورتر از قبل » بیرون آمد. ایالات متحده جایگاه جهانی اش به‌شدت کاهش یافته و در آینده با همکاری بسیار کمتری از سوی دیگر کشورها روبرو خواهد شد.

ایران احتمالاً حدود یک میلیارد دالر خسارت به ۱۳ پایگاه نظامی امریکا در خاورمیانه وارد کرده است که بیشتر آن‌ها تا حد زیادی تخریب شده‌اند. این کشور با استفاده از پهپادهای ارزان، تجهیزات راداری در کویت و مناطق دیگر را که صدها میلیون دالر ارزش داشتند، از کار انداخت و زمینه را برای برخی حملات مرگبار فراهم کرد. ایران نشان داد که داشتن پایگاه نظامی امریکا لزوماً از کشور میزبان محافظت نمی‌کند، بلکه آن را در معرض خطر بیشتر قرار می‌دهد. گفته می‌شود بسیاری از نیروهای امریکایی مجبور به ترک پایگاه‌ها شده و به هوتل‌های محلی منتقل شده‌اند که اطلاعات ایران در کشورهای خلیج فارس به حدی قوی است که حتی برخی از این هوتل‌ها نیز هدف حملات پهپادی قرار گرفته‌اند. شماری از نظامیان حتی با وضعیت بسیار وخيم به واشنگتن برگشته‌اند.

سؤال این است که آیا کشورهای خلیج فارس در میان‌مدت و بلندمدت همچنان خواهان حضور پایگاه‌های امریکا خواهند بود یا نه. همچنین وضعیت نیروهای امریکایی در عراق نیز زیر سوال رفته است، در حالیکه مردم عراق از ایران در این جنگ حمایت کرده‌اند. سانسور نظامی اسرائیل ارزیابی دقیق خسارات سرزمین های اشغالی را دشوار کرده است. با این حال، گزارش‌ها نشان می‌دهد که پالایشگاه حیفا و برخی مراکز نظامی و استخباراتی هدف قرار گرفته‌اند، اسرائیل در استفاده از سیستم‌های رهگیری خود بیش از حد خوشبین بود، ولی در میدان عمل ناکام ظاهر شد.

بسیاری از اسرائیلی‌ها مجبور شده‌اند خانه‌های خود را ترک کرده و در پناهگاه‌ها زندگی کنند. علاوه بر آن، ذخایر موشک‌های رهگیر اسرائیل به‌سرعت در حال کاهش است، در حالیکه ایران همچنان ذخایر موشک‌های بالستیک دارد، به همین دلیل، اگر جنگ ادامه می‌یافت، اسرائیل در نهایت در وضعیت بسیار آسیب‌پذیری قرار می‌گرفت. آتش‌بس احتمالاً به این دلیل پذیرفته شده که اسرائیل در آستانهٔ کمبود شدید موشک‌های رهگیر قرار داشت. اسرائیل در برخی مناطق مجبور شد اجازه دهد موشک‌ها عبور کنند، اگر هدف مناطق کم‌جمعیت بوده‌اند. در نتیجه، اسرائیل از نظر «امتیازی» در جنگ بازنده شده است.

ایران نه تنها از نظر نظامی، بلکه از نظر اقتصادی نیز سود برده است، زیرا درآمد نفتی و درآمدهای احتمالی از تعرفه‌های تنگهٔ هرمز می‌تواند چند برابر قبل شده باشد. قیمت نفت به دلیل آتش‌بس کاهش یافته، اما به دلیل اختلال گسترده در عرضه، احتمال دارد در طول سال آینده بالا باقی بماند. گفته می‌شود حدود یک‌سوم ظرفیت پالایش نفت خلیج فارس آسیب دیده است. ترامپ مجبور شده برخی تحریم‌های نفتی علیه ایران را لغو کند و بازگرداندن آن‌ها در شرایط بازار جهانی ۲۰۲۶ دشوار خواهد بود. ایران با استفاده از تاکتیک‌ های پهپادی برای تحمیل هزینه بر کشتی‌های عبوری از تنگهٔ هرمز استفاده می‌کند و ایجاد یک سیستم ضدپهپادی بسیار پرهزینه است، در حالیکه پرداخت «عوارض» ارزان‌تر خواهد بود. ایران می‌تواند در صورت حمله به تأسیسات نفتی خود، پاسخ گسترده به تأسیسات نفتی عربستان، امارات، بحرین و کویت بدهد و امنیت انرژی جهانی را مختل سازد.

ایران در این جنگ به برخی تأسیسات نفتی کویت آسیب جدی زده و همچنین تأسیسات پتروشیمی عربستان در جبیل و بخشی از تولید گاز مایع قطر را هدف قرار داده است. در این جنگ، ایران نیز متحمل تلفات و خسارات شده است؛ حدود ۳۶۰۰ کشته، از جمله بیش از ۱۶۰۰ غیرنظامی، و نزدیک به ۲۰ هزار زخمی. برخی برآوردها شمار کشته‌ها را تا ۶۰۰۰ نفر نیز اعلام کرده‌اند. ایران همچنین بخش‌هایی از زیرساخت‌های صنعتی، پژوهشی و اقتصادی خود را از دست داده است، اما این زیرساخت‌ها قابل بازسازی‌اند، به‌ویژه اگر ایران به توان بازدارندگی خود ادامه دهد.

وزارت دفاع امریکا مدعی است که در این جنگ از ده‌ها سیستم هوایی، زمینی و دریایی برای حمله به حدود ۱۳ هزار هدف در ایران استفاده شده است، اما بخشی از این اهداف غیرنظامی بوده‌اند که می‌تواند مصداق جنایات جنگی باشد. با این حال، که ایران یکه و تنها در برابر سیل تهاجم مقاومت کرد، حکومت ایران کنترول و فرماندهی خود را از دست نداده و ساختار نظامی و امنیتی آن همچنان فعال باقیمانده است. با وجود خسارات سنگین، ایران از نظر راهبردی توانسته باقی بماند، ساختار خود را حفظ کند و حتی از نظر اقتصادی در موقعیت جدیدی قرار گیرد؛ بنابراین این جنگ را می‌توان «پیروزی » برای ایران دانست.

نویسنده: عبدالحمید عزیزی

لینک کوتاه

https://sarie.news/s947n
دکمه بازگشت به بالا