پیروزی راهبردی ایران؛ چگونه اراده ملت ایران پارادایم قدرت جهانی را تغییر داد

اذعان رسمی دونالد ترامپ به پذیرش شروط ۱۰ گانه جمهوری اسلامی ایران و اعلام آتشبس، فراتر از یک توقف نظامی ساده، به مثابه بیانیهی شکست رسمی دکترین فشار حداکثری و آغاز عصر جدیدی در معادلات جهانی است. این تحول بنیادین که لرزه بر اندام ساختارهای سیاسی واشینگتن انداخته، نشاندهنده یک تغییر پارادایم در موازنه قدرت منطقهای و جهانی است. آنچه امروز شاهد آن هستیم، نه یک توافق متوازن، بلکه پیروزی راهبردی ایران اسلامی است که در سایهی سهگانهی قدرت بازدارندگی، انسجام ملی و حکمت دیپلماتیک به دست آمده است. ایران با این فتح ژئوپلیتیک، ثابت کرد که نظم تکقطبی جهان به رهبری امریکا نه تنها ترک برداشته، بلکه در برابر اراده و استحکام ملت ایران فروپاشیده است.
ملت؛ ستون فقرات بازدارندگی و مشروعیت
ریشهی اصلی این پیروزی بزرگ را نباید تنها در توان موشکی ایران جستجو کرد؛ بلکه افزون بر آن نقش بیبدیل مردم به عنوان پشتوانه مشروعیت نظام مکمل بازدارندگی تسلیحاتی و فشارهای حد اکثری ایران بوده است. راهبرد دشمن بر این پایه استوار بود که با تهدید زیرساختهای حیاتی و اعمال فشار اقتصادی، میان ملت و حاکمیت گسست ایجاد کند، اما واقعیتِ میدان، بلوغ سیاسی و همبستگی ملی ایرانیان را به رخ جهانیان کشید، چنانچه شاهد بودیم که این ملت جان فدا دور پلها و نیروگاهها حلقه زدند و از آن مواظبت کردند.
این پیروزی، نمونهای درخشان از کارآمدی مدل حکمرانی مبتنی بر مشارکت مردمی و مردممحوری در امنیت ملی است. در حالی که رسانههای غربی بر طبل تجزیه و فروپاشی میکوفتند، حضور یکپارچه ملت ایران در صحنه، بازدارندگی نفوذناپذیری را خلق کرد که محاسبات پیچیدهترین اتاقهای فکر پنتاگون را با شکست مواجه ساخت. پیروزی ملت ایران نشان داد که وقتی امنیت ریشه در اراده عمومی داشته باشد، هیچ قدرت مادی قادر به درهمشکستن آن نخواهد بود.
از شروط ۱۵ گانه استکبار تا تمکین در برابر شروط ۱۰ گانه ایران
مقایسه ساختاری میان رفتار اولیه امریکا و فرجام این نبرد، بهترین مطالعه موردی برای درک جابجایی قدرت چانهزنی در سطح بینالملل است. ایالات متحده در ابتدای این تنش با فهرستی حداکثری موسوم به شروط ۱۵ گانه وارد شد که هدفی جز خلع سلاح کامل ایران و تسلیم مطلق حاکمیت ملی نداشت. با این حال، مقاومت فعال ایران با آتشگشایی وسیع و تحمیل هزینههای سنگین نظامی به ارتش امریکا، واشینگتن را وادار به عقبنشینی گامبهگام از تمامی مواضع خود کرد.
پذیرش نهایی شروط ۱۰ گانه ایران توسط ترامپ، نشاندهنده شکستِ پارادایمیک امریکا است. ایران بدون عقبنشینی از حقوق هستهای و موشکی خود، دشمن را ناچار کرد تا در پای میز مذاکره، به برتری راهبردی تهران تن دهد. این جابجایی قدرت، گواهی بر این مدعاست که دوران تحمیل مطالبات استعماری با زبان زور به پایان رسیده است.
زلزله در واشینگتن و افول هژمونی امریکا
پذیرش شروط ایران توسط ترامپ، بحرانی بیسابقه را در ساختار سیاسی و نهادی امریکا ایجاد کرده است. امروز شکافهای عمیق میان کاخ سفید، پنتاگون و نهادهای تصمیمگیر، بیش از هر زمان دیگری عیان شده است. بحران اعتماد عمومی به نهادهای قدرت در امریکا افزایش یافته و بسیاری از نخبگان سیاسی این کشور، پذیرش شروط ایران را نشانهای از آغاز سقوط نقش هژمونیک امریکا در نظام بینالملل تلقی میکنند.
ناتوانی در حفاظت از متحدان منطقهای و شکست در گشودن نظامی تنگه هرمز، ثابت کرد که امریکا دیگر نه توان رهبری جهان را دارد و نه قدرت محافظت از منافع خود در برابر قدرت نوظهوری همچون ایران. این افول، تنها یک شکست نظامی نیست، بلکه فروپاشی اعتبار سیاسی امریکاست که منجر به تشدید تنشهای داخلی و فرسایش قدرت نفوذ این کشور در میان متحدان سنتیاش شده است.
تثبیت بازدارندگی فعال و بیاعتمادی ساختاری
ایران اسلامی با نمایش قدرت خود در میدان، دکترین بازدارندگی فعال را به عالیترین سطح خود رسانده است. نابودی پایگاههای دشمن و از رده خارج کردن سیستمهای پدافندی پیشرفته امریکا، پیامی روشن به جهانیان مخابره کرد: ایران پیروز شد چون توانست هزینه تجاوز را برای دشمن به سطحی غیرقابل تحمل برساند. با این حال، پیروزی راهبردی ایران با یک احتیاط راهبردی و بیاعتمادی ساختاری به طرف متجاوز همراه است.
اگرچه آتشبس اعلام شده، اما دکترین امنیت ملی ایران ایجاب میکند که تا زمان اجرای کامل و عملیاتی تمامی تعهدات طرف مقابل، دستها همچنان روی ماشه بماند. ایران اسلامی ثابت کرده است که مذاکره از موضع قدرت، تنها راه مقابله با قدرتهای عهدشکن است.
طلوع عصر اقتدار ایران
در فرجام این کارزار، آنچه به عنوان میراث ماندگار ثبت خواهد شد، پیروزی راهبردی ایران اسلامی در برابر جبهه متحد استکبار و صهیونیسم است. هیمنه پوشالی رژیم صهیونیستی که در پناه حمایتهای امریکا سودای ناامنی در ایران را داشت، اکنون با شکستِ حامی بزرگ خود، در انزوایی تاریخی فرو رفته است. این پیروزی نه تنها تثبیتکننده جایگاه ایران به عنوان قدرت برتر منطقه است، بلکه نویدبخش نظمی جدید در جهان است که در آن ملتهای مستقل، معماران اصلی سرنوشت خویش هستند. ایران با تکیه بر قدرت نرم ناشی از همبستگی ملی و قدرت سخت بازدارندگی، پارادایم قدرت را تغییر داد و به جهانیان ثابت کرد که حق با قدرت به دست میآید، نه با تمنا. عصر جدید، عصر اقتدار ایران اسلامی و افول گریزناپذیر قدرتهای استعمارگر است.
نویسنده: احمد منصور روشن

