چشم انداز تحول جدید در افغانستان

حرکت نرم و لاک‌پشتی اوضاع سیاسی افغانستان حاکی از این است که در آینده‌ای نه چندان دور تغییر و تحولاتی در راه است که دقیقا نمی‌توان پیش‌بینی کرد که اوضاع را به کدام سمت جهت خواهد داد. پیشینه تحولات سیاسی در فرایند نزدیک به پنجاه سال اخیر افغانستان نشان می‌دهد که در تغییر و تحولات سیاسی کشور نقش مردم کمرنگ بوده و آنچه تاثیر گذار بوده است تیم‌سازی استخبارات خارجی از گروهها و حلقات سیاسی افغانستان و افراد ذینفع بوده است.

پس از دوران جنگ با شوروی که تعداد زیادی از مردم افغانستان با عقیده‌ی پاک و حس وطن‌دوستی علیه تجاوز ارتش سرخ رزمیدند و تا آخرین نفس دست از مبارزه نکشیدند، نتیجه اش شکست مفتضحانه هیولای شرق بود، در این جنگ ۱۴ ساله شیعه و سنی افغانستان متحدانه کنارهم ایستادند و به دور از هرگونه امتیاز طلبی و منیت، فقط برای آزادی وطن مبارزه کردند.

وقتیکه شوروی شکست خورد و سه سال بعد دولت تحت حمایت اش نیز از افغانستان برچیده شد، نیروهای مسلح جهادی بر سر تقسیم قدرت و امتیازات سیاسی چنان باهم درگیر شدند که تبعات اش از جنگ با شوروی بیشتر بر این مردم و وطن هزینه گذاشت. زیرا تعدادی از روسای احزاب متعلق به استخبارات پاکستان و دیگر کشورها از احساس و عواطف پاک افراد زیردست استفاده کردند و برای یارگیری بیشتر، مسائل قومی_سمتی را دامن زدند و این تهداب‌گذاری نا میمون از آن زمان تا کنون تبعات زیادی بر مردم افغانستان بجا گذاشته است‌.

سران احزاب چنان سرسپردگی و وابستگی مطلق به خارجی‌ها داشتند که حکایت و یاد آوری آن به مثابه یک شرم تاریخی برای مردم افغانستان است. مصاحبه‌هایی که هم اکنون از برخی روسای احزاب سیاسی شنیده میشود تکان دهنده است، یکی از آنان در مصاحبه‌ی می‌گفت که پاکستان به ما پول و مقام پیشنهاد داد و گفت در بدل این مورد شما بروید فلان بند آب را تخریب کنید تازه ایشان خود را تطهیر کرده و وطن‌دوست تلقی می‌کرد که ما بخاطر وطن این پیشنهاد را رد کردیم؛ ولی واقعیت‌های میدانی این بود که تقریبا اکثریت بندهای برق و آب افغانستان تخریب شد و پل‌ها و سرک را از بین بردند، کابل و سایر کلان شهرها را به ویرانه تبدیل کردند. زیرا مردم عقیده‌ی مردم به اضافه نا آگاهی از دست‌های خارجی پشت سر قضایا باعث گردید که افغان‌ها این سیه‌روزی ها را تجربه کنند.

در حال حاضر نیز روند تغییرات سیاسی قابل مشاهده است، تحرکاتی که در داخل و خارج از کشور در حال شکل‌گیری است بیانگر مدیریت اوضاع سیاسی توسط تیم‌های خارجی است، روند ویانا، سفر سیاف به ایران و سفرهای غیر متعارف مقامات حکومت کنونی به کشورهای خارجی همه و همه حاکی از تغییراتی است که در آینده‌ای نزدیک محتمل به نظر میرسد؛ اما چنانچه مشهود است بازهم فراموش‌شده‌ی این روندها، مردم افغانستان است.

تجارب گذشته ثابت کرده است که حکومت‌های بدون پشتوانه مردمی بقا و دوام ندارند، حکومت‌های وابسته به شوروی، حکومت مجاهدین، حکومت دوره قبل امارت؛ سپس جمهوریت حکومت‌هایی بودند که نقش ملت در آن کمرنگ بود؛ بلکه وابستگی این حکومت‌ها به قومیت‌های خاص و یا رژیم‌های بیگانه باعث دلسردی ملت می‌گردید و در نهایت مقاطعه میان نظام و ملت به وجود میامد.

هم اکنون نیز ملت در تغییر و تحولات پیش‌رو به باد فراموشی سپرده شده است، تغیبرات در راه است اما مقدمات رضایت و مشروعیت داخلی در هاله‌ی ابهام قرار دارد، جانبین سیاسی باید آنچه را که بر سرنوشت چهل میلیون انسان این سرزمین سپری می‌گردد با ملت در میان گذاشته و راه حل اساسی بیابند، باید برای تغیبرات پیش‌رو، حکومت کنونی رفراندم برگزار کرده و نوعیت نظام سیاسی را مطابق به آرا و نظرات ملت برگزینند، دروازه‌های مکتب‌ها به روی دختران باز گردد و حکومت همه‌شمول تشکیل و با سرمایه مردمی به پیشواز تغییرات آینده گام نهند، این یگانه راهی است که می‌تواند دوام و ثبات نظام‌ها را تضمین کند در غیر آن افغانستان به کام اژدهای شرق و غرب سقوط خواهد کرد.

لینک کوتاه

https://sarie.news/a5214b

 

 

 

 

دکمه بازگشت به بالا