امریکا در باتلاق جنگ خاورمیانه، ضربات ایران ویرانگر است

حمله به ایران در ظاهر برای امریکا ساده به نظر میرسید، فکر کرده بود که با یک حمله غافلگیر کننده و با از میان برداشتن چند فرد از رأسهای نظام کار تمام است و همه چه تغییر کرده و مطابق میل اسراییل کدام فرد تابع را در راس قرار داده و غائله ختم میگردد، اما دیدیم که طی این چند روز این محاسبات کاملا برعکس از آب در آمد و نیروهای دفاعی ایران در فقدان رهبری، جسورتر و انتقامگیرتر از هر زمان دیگر از هر زمان دیگر ظاهر شدند و تمام پایگاههای امریکا را در منطقه هدف گرفتند، عملیات موفقیت آمیز ایران بر اهداف امریکایی در منطقه چنان امریکا را دستپاچه ساخت که در کویت سه تا از بهترین جنگندههایش سقوط کرد، ناو ابراهام لینکلن پس از ضربات موشکی سپاه پاسداران چندین مایل از منطقه فاصله گرفت، اسراییل در شوک حملات موشکی ایران فرو رفت به گونهای که سامانههای دفاعی آن عملا دچار خطا میگردد و در رهگیری موشکها ناکام اند. ناکامی این سامانههای دفاعی به اقرار خودشان است، چنانچه برخی از مقامات رژیم اسراییل به مردم گفته اند که موقع آژیر خطر حتما به پناهگاهها پناه ببرید که لایههای دفاعی قادر به رهگیری تمام موشکها نیست. خبرنگار تلویزیون اینترنشنال نیز در گزارش خود گفته بود که به ما صرفاً از چند محله مسکونی اجازه داده شده است فیلم و عکس تهیه کنیم، اماکن نظامی و مهم که مورد اصابت موشکها قرار میگیرند و ما اجازه نداریم بدانجاها برویم و گزارش تهیه کنیم، این خبرنگاران گفته بود که استراتژی جنگی ایران در مقایسه با جنگ ۱۲ روزه کاملا متفاوت است و موفقیت آمیزتر از آنچه حدس زده میشد عمل کرده اند.
در داخل امریکا نیز بسیاری از فعالان مدنی و چهرههای سیاسی-فرهنگی این کشور ترامپ را زیر سئوال برده و با طرح پرسشهایی مبنی بر اینکه شروع جنگ آسان؛ اما پایان آن در اختیار ترامپ نخواهد بود از آقای ترامپ انتقاده کرده اند، بسیاری امریکاییها از اینکه سربازان شان در کویت و کشورهای عربی طعمه حریق موشکهای ایران گردیده اند، به دونالد ترامپ تاخته و گفته اند که آقای ترامپ سربازان امریکایی را فدای نتانیاهو میکند، پس از این انتقادها و اوضاع خلاف محاسبات آنان، مارکو روبیو پشت تریبون گفت که هدف امریکا تغییر نظام در ایران نیست، در حالیکه رژیم اسراییل از تغییر نظام در ایران سخن میگوید و این عدم انسجام فکری میان امریکا و اسراییل در نوعی بیانگر این است که ترامپ توسط اسراییل در این جنگ استفاده میگردد، با این حال، جنگ تباه کننده است و برای هیچ یکی از طرفین نفع ندارد، اما قبل از آغاز جنگ مقامات نظامی و سیاسی ایران گفته بود، اگر جنگی آغاز گردد پایان آن در اختیار ماست نه توییتهای ترامپ.
اکنون موج حملات موشکی وسیع ایران به تمام پایگاههای امریکا در منطقه حاکی از این است که این کشور برای یک جنگ طولانی مدت که برد در آن مسجل باشد وارد عمل شده است و مصمم تر از جنگ با صدام و جنگ ۱۲ روزه کمر بسته است، حمله امریکا در عوض اینکه تاثیر منفی بر ملت و دولت ایران بگذارد، تازه آن تعداد اشخاصی که در مسائل سیاسی بی تفاوت بودند را نیز به صف حمایت از نظام کشاند، ملت ایران وقتیکه ببینند خاک شان در معرض تهدید بیگانگان قرار گرفته است، فارغ از هرگونه عقیده و نژاد و از هرنوع تفکر سیاسی و جناحی، یک صدا در مقابل متجاوزین قرار میگیرند و نمیگذارند که کسی به آب و خاک شان تعرض نمایند، با این حال اکنون امریکا به نحوی در باتلاق این جنگ گیر مانده است که چگونه و با استفاده از چه ترفندی به جنگ خاتمه بخشد، چنانچه چندمین بار است از طریق ایتالیا برای دولت مردان ایران پیام صلح فرستاده اند ولی ایران آن را رد کرد و آقای لاریجانی به صراحت گفت که با امریکا هیچ مذاکرهای ندارند.
اکنون امریکا مانده است و کلی از سئوالاتی که باید در برابر مردم امریکا و افکار عمومی جهان پاسخ بگوید، نمیتواند که خودش را بدون مقدمه از این جنگ رها سازد و نمیتواند که در داخل ایران به هدفی دست یابد، در واقع این سردرگمی و بی هدفی برای ترامپ ظن و گمانهای غالب مردم جهان را بر این امر متمرکز کرده است که ترامپ عساکر امریکایی را برای دلخوشی نتانیاهو قربانی میسازد که تداوم آن باعث ایجاد شکافهای جدی داخل امریکا خواهد شد، قسمی که هم اکنون بسیاری از مردم امریکا تظاهرات میکنند و میگویند که این جنگ ما نیست و از آن هیچ سودی نمیبریم؛ لذا آغاز جنگ چیزی و پایان آن چیزی دیگریستِ؛ اما اینبار پایان آن در اختیار ترامپ نیست و امریکا قطعا تاوان عبور از خطوط سرخ را خواهد پرداخت.
نویسنده: محمد امان فلاح
لینک کوتاه
