انفجار هدفمند در قلب کابل؛ پیام ناامنی به بیجینگ از مسیر یک رستورانت

چندی قبل عصر دوشنبه یک انفجار مهیب در منطقهٔ شَهْرِ نو در مرکز کابل رخ داد که رستورانت «چاینیز نودل» را هدف گرفت و دستکم هفت نفر از جمله یک تبعهٔ چین را بهکام مرگ کشاند. مقامات حکومتی و منابع شفاخانهای از مجروح شدن دهها نفر نیز خبر دادند. نواحی شَهْرِ نو بهعنوان یکی از محلههای نسبتاً محافظتشده و پررفتوآمد شهر شناخته میشوند و وقوع حمله در این بخش، نگرانیها دربارهٔ سطح امنیت در پایتخت را تشدید کرده است.
پولیس و مقامهای حکومت اعلام کردند که انفجار در داخل رستورانت رخ داده و تحقیقات برای روشن شدن نوع بمبگذاری یا عاملان حادثه ادامه دارد. تصاویر و فیلمهای منتشرشده از محل، صحنهای آشفته و حضور نیروهای امنیتی و آمبولانسها را نشان میداد؛ اما همزمان گزارشهایی نیز منتشر شد که برخی از رسانهها و منابع رسمی تلاش کردند علت را انفجار کپسول گاز عنوان کنند؛ ادعایی که تا چند ساعت نیز صحت آن دوام نیاورد و رسانهها از حمله انتحاری بر رستورانت چینایی خبر دادند، سپس سخنگوی وزارت داخله نیز این حمله را تایید کرد.
ساعاتی پس از حادثه، شاخهٔ خراسان داعش مسئولیت حمله را بر عهده گرفت و در بیانیههایی هدف قرار گرفتن اتباع چینی را بهعنوان انتقام از آنچه جنایات چین علیه اویغورها خواند، توجیه کرد. ادعای داعش خراسان در فضای رسانهای منطقه بازتاب گستردهای یافت و این موضوع بار دیگر پرسشها را دربارهٔ توانایی نهادهای امنیتی حاکمیت افغانستان در مقابله با شبکههای تروریستی در افغانستان مطرح ساخت.
این حمله در چارچوب زنجیرهای از تهدیدها و حملات اخیر که مکررا علیه منافع و اتباع چینی در منطقه صورت میگیرد انجام یافت. در ماههای گذشته چندین کارگر و پیمانکار چینی در مرز افغانستان و تاجیکستان هدف حملات مرزی و پهپادی قرار گرفته بودند که مراجع رسمی شمار قربانیان را تأیید کردند و پکن نیز نسبت به اوضاع مرزی هشدار داد. از این مجموعه حوادث می توان چنین نتیجه گرفت که هدفگیری چیناییها ممکن است بخشی از برنامهای برای تحت فشار قرار دادن چین یا بد جلوه دادن اوضاع امنیتی افغانستان در منظر بیجینگ باشد.
در پی این انفجار، شبکهها و حسابهای کاربری در پاکستان و برخی رسانههای منطقهای بازتاب چشمگیری از حادثه ارائه کردند؛ بازتابهایی که بهزعم ناظران، جهتدار بوده و تلاش کردند پیامهایی را منتشر کنند که افغانستان را بهعنوان کشوری ناامن و غیرقابل مدیریت در برابر تروریسم و حملات تروریستی معرفی کنند. از جملهی این روایتها، انتشار خبر نادرست یا منتقلشده از متن پیامهای دیپلماتیک مبنی بر اینکه سفارت چین در کابل از اتباع خود خواسته خاک افغانستان را ترک کنند بود؛ در حالی که هشدار رسمیِ چین مرتبط با سفارت این کشور در تاجیکستان و مناطق مرزی تاجیکستان-افغانستان بود و نه فراخوان عمومی برای ترک کل افغانستان. این دست تناقضها، نگرانیها از جهتگیریهای رسانهای و سیاسی و عدم نشر اخبار درست در منطقه را شدت میبخشد.
هدف قرار گرفتنِ یک رستوران چینی در قلب شهر و کشته شدن یک تبعهٔ چین میتواند تبعات دیپلماتیک قابلتوجهی برای روابط کابل-پکن داشته باشد. چین در سالهای اخیر سرمایهگذاریها و پروژههای اقتصادی مهمی در منطقه داشته و هرگونه تهدید علیه اتباع و منافع آن، ممکن است پکن را به بازنگری در سطح حضور و تعامل خود با بازیگران محلی و منطقهای وادارد. همزمان، از منظر سیاست داخلی افغانستان، وقوع عملیاتی که داعش خراسان مسئول آن خوانده شده، روایت رسمی مبنی بر نابودی داعش یا کنترل کامل فضای امنیتی در کشور را تضعیف میکند و پرسشهایی دربارهٔ توانایی و ارادهٔ حکومت کنونی افغانستان در مقابله با گروههای افراطی ایجاد مینماید.
با این حال انگیزههای متعددی میتواند در هدفگیری اتباع چینی نقش داشته باشد؛ از تلاش گروههای تروریستی برای جلب توجه بینالمللی و بهرهبرداری از حساسیتهای سیاسی (همچون وضعیت اویغورها) گرفته تا قصد برخی بازیگران جهانی برای فشردن چین و القای این پیام که افغانستان «منبع ناامنی» است تا با استفاده از این روش روابط چین را در منطقه محدود سازد. در این میان، استفاده از حملات با بُعد خبری بالا مانند هدف قرار دادن مکانهایی که توجه رسانهها و جوامع بینالمللی را جلب میکند میتواند هدف اولیهٔ طراحان چنین عملیات ها باشد.
رویدادهایی از این دست فشار دیپلماتیک بر حکومت کنونی افغانستان را افزایش میدهد تا اقدامات امنیتیِ ملموستری برای حفاظت از مراکز عمومی و اتباع خارجی اتخاذ کنند. دولتهای منطقهای از جمله چین، روسیه و ایران میتوانند نقش مؤثری در تبادل اطلاعات و همکاریهای امنیتی ایفا کنند تا زنجیرههای حمایتی، مالی و لجستیکی گروههای تروریستی قطع شود. در عین حال بازیگران فرامنطقهای، از جمله آمریکا و برخی شرکای منطقهای اش، ممکن است با بهرهبرداری از این وقایع و رویدادها، رقابتهای ژئوپلیتیک خود را تشدید کنند؛ موضوعی که نیاز به یک پاسخ هماهنگ منطقهای را پررنگتر میسازد.
حادثهٔ رستورانت «چاینیز نودل» بیش از آنکه تنها یک عملیات محلی خوانده شود، بخشی از یک بستر پیچیدهٔ منطقهای و بینالمللی است که در آن روایتسازی، فشار دیپلماتیک و عملیات تروریستی بههم پیوند خوردهاند. اکنون چشمها به حکومت کنونی افغانستان است تا نشان دهند که میتوانند امنیت شهروندان و اتباع خارجی را تأمین کنند؛ و نیز به بازیگران منطقهای تا دست به همکاریهای واقعی اطلاعاتی و لجستیکی بزنند و از تبدیل شدن افغانستان به صحنهٔ مناقشات و جنگهای نیابتی جلوگیری کنند، افغانستان کشوری است که منافع بسیاری از کشورهای منطقه و جهان در آن گره خورده است، اگر کشورها با تفاهم و همدلی بتوانند این کشور را به چهار راه ترانزیتی و اقتصادی تبدیل نموده و عموما از موقعیت ژئواکونومیک آن برای رشد و توسعه بهره ببرند بستر آن برای اکثریت قدرتهای منطقهای هموار است، ولی اگر در دام جنگ و خونریزی و گروههای نیابتی سقوط کند، دود این آتش به چشم تمام کشورهای منطقه خواهد رفت و هیچ کسی نمیتواند از آن بصورت مسالمت آمیز و اقتصاد محور بهره مند شوند.
یادداشت اختصاصی

