تنشسازی بهجای دیپلماسی؛ اسلامآباد و بازی پرهزینه منطقهای

خواجهمحمد آصف، وزیر دفاع پاکستان، در گفتوگویی که روز سهشنبه (۱۶ جدی) با شبکهٔ جیونیوز داشت، با بیان نگرانی از گسترش روابط میان طالبان افغانستان و دولت هند گفت که طالبان دیگر برای اسلامآباد قابل اعتماد نیست و کشورش خود را برای مقابلهٔ همزمان با تهدیدات مرزی از شرق و غرب آماده میداند. این اظهارات مقامات عالیرتبهٔ پاکستانی در شرایطی مطرح شد که تنشهای منطقهای طی ماههای اخیر افزایش یافته است و اتهامات متقابل میان کابل، اسلامآباد و دهلی بیش از پیش برجسته شده است.
آصف در این مصاحبه با تأکید بر نزدیکیهای رو به رشد میان طالبان افغانستان و دهلی نو، گفت که این روابط میتواند تهدیدی برای امنیت ملی پاکستان باشد و به همین دلیل اسلامآباد در قبال طالبان افغانستان بیاعتماد شده است. او افزود که کشورش تجربهٔ درگیری نظامی سال گذشته با هند را داشته و در نتیجه نیروی هوایی و یگانهای نظامیاش در وضعیتی قرار دارند که میتوانند در صورت نیاز بهطور همزمان در دو جبهه عمل کنند.
همزمان، احمد شریف چودری، سخنگوی اردوی پاکستان نیز طالبان افغانستان را به وابستگی به دولت نارندرا مودی متهم کرده و گفته است که این روابط مشکوک باید بررسی شوند. این اظهارات مقامات بلندپایه و سخنگوی نظامی اردوی پاکستان، در کنار ادعاها دربارهٔ وجود گروههای مسلح که از خاک افغانستان علیه پاکستان فعالیت میکنند، فضای اعتماد را میان هردو کشور تیرهتر کرده است.
به نظر میرسد که پیشینهی پیچیده روابط اسلامآباد با بازیگران مختلف منطقهای و نیز رقابت تاریخی با دهلی نو، بستر را برای تفسیرهای راهبردی متفاوت فراهم میآورد. از منظر حقوق بینالملل، هر کشور حق دارد شریکان و روابط خارجی خود را بر اساس منافع و اولویتهای ملی انتخاب کند؛ این اصل بنیادیِ استقلال در سیاست خارجی است و هیچ دولتی حق ندارد که برای روابط بینالمللیِ همسایه یا کشور دیگری قواعد تعیین کند یا آن را حیاط خلوت خود بداند، لذا ملاحظات و منافع ملی هیچ کشوری نباید بهانهای برای نقض حاکمیت کشور دیگری باشد. (اصل استقلال و حق انتخاب شرکای بینالمللی باید محترم شمرده شود.)
همزمان با تشدید لفاظیها، پیامدهایی همچون افزایش کنترل و نظارت مرزی، تحکیم مواضع نظامی و تهدید به پاسخهای متقابل که میتواند عرصهٔ تجارت و معیشت مرزنشینان را تحت فشار قرار دهد، از کمترین تبعات این اظهارات تنشآلود میباشد، تجربهٔ مناقشات اخیر نشان داده است که هرگونه تنش نظامی یا گفتاری میان دو یا چند کشور همسایه تنها هزینههای اقتصادی و انسانی را برای مردم عادی افزایش میدهد و راهحلهای ساده را دور و غیر قابل دسترس میسازد. در عین حال، تبدیل اتهامات به سطحی از فشارِ نظامی محتمل میتواند منجر به سیکل بیپایانی از بالا گرفتن تنشها شود که مهار آن دشوار خواهد بود.
چنین اظهارات تنشآلودی مردم افغانستان را نیز به واکنش وامیدارد و از منظر سیاستمداران و ناظران افغان تهدیدی آشکار برای حاکمیت ملی تلقی میشود که طبعا اظهارات و اقدامات متقابل را در پی خواهد داشت. زبان تهدید و اعلام آمادگی برای مقابله وقتی از سوی یک وزیر دفاع بیان میشود، میتواند به تصمیمسازیهای دفاعی و دیپلماتیک پاسخمحور در کابل بینجامد. لذا واکنشهای تند هیچ کمکی به امنیت پایدار منطقه نمیکند و بهترین گزینه در تقویت کانالهای دیپلماتیک و استفاده از سازوکارهای منطقهای برای حل اختلافات دیپلماتیک است.
پیریزی مکانیسمهای شفافِ راستیآزمایی و همکاریهای اطلاعاتی میان کشورهای منطقه میتواند به کاهش سوءظنها کمک کند. کارگروههای مشترک مرزی، پیمانهای عدممداخله با ضمانتهای بینالمللی و ایجاد زمینه و فرصتهای میانجیگری برای بازیگران بیطرف میتواند به جای شعلهور شدن بحران، راهی برای ایجاد اعتماد نسبی فراهم آورد. در عمل، راهحلهای صرفاً نظامی یا پاسخهای بازدارنده در کوتاهمدت ممکن است احساس امنیت سیاسی تولید کند، اما در بلندمدت ثبات را تضمین نخواهند کرد.
در عین حال، باید تأکید کرد که ادعاها و اتهامات امنیتی بخصوص وقتی مستند به شواهد روشن و علنی نیستند نیازمند بررسی مستقل و مستندند. اتهامزنی رسانهای و سیاسی میتواند به شایعات و خطاهای محاسباتی دامن زند. از سوی دیگر، پذیرش حق هر کشوری برای حفظ امنیت خویش بهمعنای توجیه مداخلات یا تجاوز نیست؛ مرزها و حاکمیت ملی باید محترم بمانند و هر اختلاف باید از مسیر دیپلماتیک و سازوکارهای بینالمللی قابل پیگیری حل شود.
اگرچه خواجه آصف و سخنگوی اردوی پاکستان از آمادگی به مقابله سخن گفتهاند، پیام اصلی آن برای همهٔ طرفها میل به تنش است، لذا مطابق به عرف و قواعد بینالمللی هیچ کشوری نباید کشور دیگر را حیاط خلوت خود پندارد یا برای روابط بینالمللیِ آن کشور قضاوت یکجانبه صادر کند؛ چنین دیدگاهی نه تنها ناقض اصول روابط بینالملل است، بلکه مقدمهٔ بیثباتی و بیاعتمادی گسترده در منطقه خواهد شد. در صورتی که این لحنهای تهدیدآمیز ادامه یابد، افغانستان نیز از حق خود برای واکنش درخور توجه و متناسب سخن خواهد گفت، اما بهترین و کمهزینهترین مسیر برای همه، بازگشت به میز گفتوگو، شفافسازیِ مکانیزمها برای بهبود روابط و فعالسازی سازوکارهای منطقهای برای پیشگیری از تشدید بحران است.
در روزهایی که بحرانزایی لفظی میتواند به سرعت به بحرانهای فیزیکی بدل شود، امنیت ملیای که با تحمیل و تهدید ساخته شود، شکننده و موقت خواهد بود؛ امنیت پایدار از راه همکاری، شفافیت و احترام متقابل به حاکمیت ملی قابل تحقق است، در چنين وضعیتی هر کشوری حق حاکمیت را برای خود محفوظ پنداشته و در صورتیکه خطوط سرخ منافع ملی شان مورد تهدید واقع گردد با هر ابزار و امکانات از خود دفاع خواهند کرد.

