در سایه بحران؛ معرفی مقتدرانه رهبر جديد در ايران

در شرایط عادی، اگر رهبر ایران، شهید آیتالله خامنهای به مرگ طبیعی از دنیا میرفت، بعید به نظر میرسید که مسیر جانشینی در جمهوری اسلامی ایران بهسادگی به رهبر جدید منتهی میشد. ساختار رسمی قدرت، یحتمل حساسیتهای در میان نخبگان سیاسی و مذهبی از عواملی بودند که این جانشینی را با چالشهای جدی روبهرو میساختند. اما تاریخ همیشه مطابق محاسبات معمول پیش نمیرود. شهادت آیتالله خامنهای در نتیجه اقدام امریکاو اسرائیل، معادلات سیاسی ایران را بهطور ناگهانی دگرگون کرد. این رخداد نهتنها یک حادثه امنیتی بزرگ، بلکه ضربهای عمیق به ساختار قدرت و احساسات عمومی جامعه تلقی شد و فضای کشور را بهسوی همگرایی و تصمیمگیری سریع برای جلوگیری از خلا قدرت سوق داد.
در این روزهای اخیر، دونالد ترامپ در موضعگیریهای علنی خود بارها تأکید میکرد که رهبر آینده ایران باید با خواستها و انتظارات او همسو باشد و تلاش داشت زمینه را برای روی کار آمدن چهرهای نسبتاً نزدیکتر به غرب در ساختار قدرت ایران فراهم کند. این اظهارات حساسیت نهادهای تصمیمگیر در ایران را دوچندان ساخت و مسئله جانشینی را از یک رقابت سیاسی به موضوعی مرتبط با استقلال تصمیمگیری و حفظ انسجام داخلی تبدیل کرد. در چنین شرایطی، دیدگاهی در درون ساختار قدرت غلبه یافت که تأکید میکرد در فضای جنگی و در برابر فشار خارجی، هرگونه عقبنشینی یا تزلزل در مسئله رهبری یا حتی هم جهت شدن با خواست امریکامیتواند بهعنوان نشانه ضعف تعبیر شود. از همین رو، گرایش غالب بر آن قرار گرفت که گزینهای برگزیده شود که بیش از هر چیز نماد تداوم خطمشی و جایگاه رهبر پیشین باشد. در نهایت، مجلس خبرگان رهبری با چنین ملاحظاتی آیت الله سید مجتبی خامنهای را بهعنوان رهبر سوم انقلاب اسلامی برگزید؛ تصمیمی که در شرایط عادی شاید با چالشهای ولو نسبی روبهرو میشد، اما در بستر بحران، بهعنوان راهی برای حفظ ثبات و نمایش تداوم قدرت در جمهوری اسلامی تلقی گردید. گاه سرنوشت سیاسی ملتها دقیقاً در همین لحظات بحرانی رقم میخورد؛ جایی که حادثه، سیاست و اراده ساختار قدرت در هم میآمیزند و مسیر تازهای در تاریخ یک کشور میگشایند.
با این همه، باید دید این صفحه تازه از تاریخ ایران چگونه ورق خواهد خورد و تحولات پیشرو چه مسیری را برای این کشور رقم خواهد زد. آنچه اما کمتر جای تردید دارد، ظرفیت تاریخی و انسانی جامعه ایران است. مردم ایران در طول تاریخ نشان دادهاند که از سطحی بالای از آگاهی اجتماعی، سرمایه انسانی و پشتوانه تمدنی برخوردارند؛ ظرفیتی که بارها این سرزمین را از گردنههای دشوار تاریخی عبور داده است.
بیگمان این ملت، با همان پشتوانه تمدنی و توان انسانی، از این مرحله دشوار نیز عبور خواهد کرد و راه خود را به سوی ثبات، پیشرفت و شکوفایی خواهد گشود. تاریخ ایران بارها ثابت کرده است که در پس هر دوره سخت، توان بازسازی و نوزایی در این جامعه زنده است.
نویسنده: محمد امان فلاح

